به وبلاگ برنامه انتقادی اجتماعی گره خوش آمدید. برای ورود به سایت رسمی گره اینجا کلیک کنید.
گره را باز کنیم
    تلاش "گره" نقد سبك زندگی كنونی و یافتن سبكی سازگار با فرهنگ اسلامی – ایرانی است.
    گرچه این وبلاگ، وبلاگ رسمی برنامه گره نیست، اما تا آنجا که بتواند در معرفی برنامه گره و اشاعه پیام این برنامه کوشش خواهد کرد.
    در این وبلاگ می‌توانید مروری بر برنامه‌های پیشین کرده و آنها را دانلود کنید و نظرات خود را بیان فرمایید.
    همچنین در جریان اخباری درباره برنامه گره قرار خواهید گرفت.
    بخش دیگر این وبلاگ به معرفی برخی دست‌اندرکاران و کارشناسان برنامه می‌پردازد.
    این وبلاگ به برنامه تلویزیونی گره، محدود نمی‌شود و در حال و آینده فعالیت خود را با محور سبک زندگی ایرانی و اسلامی ادامه خواهد داد انشاءالله
      RSS  
آمار وبلاگ گره



ماجراي گره از آنجا شروع شد كه شخصي پس از سالها زندگي در خارج از ايران براي اولين بار به ايران ميآيد و تصويري كه از ايران در رسانههاي غربي مشاهده كرده بود را با تصويري كه از ايران كنوني مشاهده ميكنند بسيار متفاوت می یابد و ايران را جايي مثل محل زندگي قبلي با همان امكانات در مييابد و متعجب سعي ميكند از ايران تصاوير واقعي ثبت كند! اما زماني كه وارد ريز جريانات ميشود به اين باور ميرسد كه مردم در بسياري از مسائل روزمره سنت را چشم بسته كنار گذاشته و مدرن شدن را پذيرفتهاند؛ اين قضيه از سبك پوشش، گوش دادن به موسيقي، بازي شروع ميشود. وقتي وارد اجزاء ريز زندگي ايرانيها شد این سوال پیش می آید که ايراني بودن ما چه شده و چه چيزهايي باعث از بين رفتن و يا كم رنگ شدن سنتها در ايران شد؟ این، سئوال گره بود كه بعد از بررسيهاي بيشتر فهميديم اين سئوالها نه تنها سئوال ما بلكه سئوال متفكران و نخبگان ايراني طي 40 الي 50 سال گذشته هم بوده است.
دكتر صادق زيبا كلام نويسنده كتاب" ما چگونه ما شديم" و استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در این باره می گویند: " براي اينكه درك كنيم ما چقدر ايراني هستيم بايد ببينيم جقدر از حركات، كارها، رفتارها و هنجارهاي اجتماعي ما متعلق به خود ماست در صورتي كه اكثر ما در پاسخ به اين سئوال پاسخ خواهيم داد رفتارهاي اجتماعي ما بر گرفته از فرهنگ اهورايي ماست در صورتيكه رفتارهاي اجتماعي ما به صورت وحشتناكي به هم ريخته. قبل از انقلاب اين آشفتگي به يك شكل و بعد از انقلاب به صورت ديگري بود ما به شدت تحت تاثير ماهواره و جهاني شدن هستيم اما جهاني شدن از منظر علم اقتصاد، هنر، فلسفه و... نه جهاني شدن به معناي مصرف گرايي و... ."
ميلاد دخانچي : " جهاني شدن از اين نظر كه سبك زندگي و شيوههاي رفتاري ما به غرب گرايش پيدا كرده خوب يا بد، يا بهتر بگوييم ايران اسلامي، غربي شده است؟این سوال را از مینا پرنوش دانشجوي فيلم سازي پرسيديم."
مینا پرنوش: "بستگي به معيارها دارد اگر معيار انقلاب اسلامي باشد و تخصصي كه امام (ره) آغازگر آن بودند پس چرا فضاي ايران كنوني اكنون اينقدر غربي است. پرچم خميني كه اينقدر از آن صحبت ميكنيم چرا به نوشتههاي روي ديوارها تبديل شده است؟!"
میلاد دخانچي: "با اين اوضاع پس جايگاه دين كجاست و از آنجا كه ايران كشوري اسلامي است بايد وضع موجود را روي حساب دين گذاشت؟ اما نبايد فراموش كرد دين نقش بسيار مهمي در سبك زندگي ايرانيان معاصر دارد. اما چقدر از اين صحبت ادعا است؟"
محمد رضا زائري نويسنده و روزنامه نگار در پاسخ به این سوال می گوید : "ما ايرانيها چه از لحاظ ساختار فرهنگي خود و چه از نظر حكومت، مردمي متدين و ديندار هستيم و اين مسئله براي اكنون نیست. در واقع يك نگاه آكادميك تاثيرات جديدي ميگذارد و اينها در حال تقابل جدي هستند كه هر كدام قدرت خود را به رخ ديگران ميكشند. "
میلاد دخانچي: "تلفيق سنت و مدرنیته درست، بسيار سخت است اما اگر از هر كدام از سنت و مدرن نكات مثبت را بر داريم و تلفيق كنيم يك چيز جديدي بوجود مي آيد."
مهدي نصيري نويسنده كتاب" اسلام و تجدد" و پژوهشگر معتقدند: " فرانسيس بكن ، يكي از متفكران و فيلسوفان و نظريه پردازان مدرن ميگويد: گذشتگان علم را براي درك عالم و تعبير و تفسير آن ميخواستند در واقع بهره برداريهاي علمي، ابزاري از علم نبودند و اين كار عجيب است. بايد علم را براي تغيير عالم بخواهيم. دانش قدرت است پس بايد برويم دنبال دانش تا اقتدار كسب كنيم و اقتدار يعني غلبه و تصرف در طبيعت؛ نگاهی كه در نگاه ديني ما وجود ندارد و به خاطر اين من معتقدم علوم مدرن زائيده يك مبناي غير ديني است و ساختارهايي كه اين علوم به وجود ميآورند از همين روند تبعيت ميكنند. پس چگونه ما ميتوانيم متدين باشيم درواقع معتقد به يك سري مبناهاي ديني، اعتقادي و نظري هستند كه اين مباني در تقابل با مدرنيته است ما ميتوانيم بگویيم که این ما را دچار تعارض ميكند."
میلاد دخانچی : " آیا مدرنيته و شريعت داراي ابعاد متفاوت و مجزايي هستند؟ آيا اين دو با هم در تقابل هستند؟ يك نفر نميتواند هم از موبايل استفاده كند و هم عزاداري كند؟ زماني كه در كودكي به ما تعليم دين داده ميشد هيچ وقت گفته نشد دين آمده راه نشان دهد."
سعيد مهدوي استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) می گوید: " عمدهترين قسمت كار دين ارائه يك نظام معنايي، جهت دهي و ارائه يك نظام ارزشي به فرد است. زندگي شخصي به كجا ختم شود، چه هدفي را دنبال كند اينها برخي مصاديقي است كه با زندگي مدرن منافاتي ندارند اما در مقابل، دين پارهاي محدوديتها را دنبال ميكند كه براي رسيدن به زندگي خوب محدوديت محسوب نميشود بلكه روحي خاص است كه سبك خاصي از زندگي يك انسان مومن را ترسيم ميكند. "
میلاد دخانچی: " صحبتهاي آقای مهدوي خيالم را راحت كرد اما نصيري ميگويد ما ميتوانيم در حوزه خصوصي ديندار باشيم و هم مدرن؛ اين ساختارهاي مدرن و ساختارهاي دين به هم مرتبط هستند."
مهدی نصيري: "بانك داري يك امر مدرن است اما تا صد سال قبل بانكداري به سبك مدرن نداشتيم اما افرادي بودند كه پول به هم قرض ميدادند و در گذشته قرار داد مضاربه و جعاله را داشتيم اما چيزي به نام بانكداري اسلامي و تشكيلات كنوني وجود نداشته است. بانكداري اسلامي محصول نظام اقتصادي ربوي دنياي مدرن است؛ اين نظام ماهيتاً ربوي است و بدون اتكا به ربا نميتواند به حيات خود ادامه دهد. همه مراجع به اين اعتقاد رسيدهاند. اكنون بانكداري اسلامي در كشور ما برخي از قراردادها و عقودش را تصحيح كرد اما با فرض اصلاح همه قرار دادها جريمه دير كرد بانكها حرام است و ربا محسوب ميشود و با وجود بانكداري مدرن ساختار توليد و مصرف مدرن ميتوان اقتصاد مدرن را محقق كرد كه اين اقتصاد در بستر ويران تمدن مدرن محقق ميشود كه نميتواند موفق باشد."
میلاد دخانچي : " اكنون كه اقتضائات مدرن به همه رسوخ كرده است صحبت از علم و تكنولوژي هم مگر اينطرف و آنطرف دارد؟ مگر غرب صاحب دارد؟"
ابراهيم فیاض، استاد مردم شناسي دانشگاه تهران، معتقد است : "غرب هم دنياي ماست همين دوربيني كه از ما تصوير ميگيرد ،تلويزيوني كه پخش ميكند، همه و همه غربي است و ما از غرب فرار نميكنيم؛ تمدني است كه مانند تمدن ايراني اسلامي بر منطقه محاط ميشود. "
میلاد دخانچي: "دقيقاً يك روز هم تكنولوژي دست مسلمانها بود ولي اكنون علم و تكنولوژي دست كشورهاي ديگر است."
مهدی نصيري: "مدرنيته چند بحران براي بشر بوجود آورده كه اين بحرانها در تاريخ بشري بيسابقه بوده است. مثلاً بحران معنا و بحران معنويت با گستردگي كنوني و بحران محيط زيست؛ شما نگاه كنيد سياستمداران حاكم كه به سبب بحرانها احساس خطري كنند رسماً اعلام ميكنند که اگر خواسته باشيم اين شيوه از زندگي و اين سبك از توليد و مصرف را داشته باشيم ميتوانيم به زندگي ادامه بدهيم اما اين سبك زندگي را تا ده سال آينده كره زمين را به خطر مياندازد."
میلاد دخانچی : "روزانه دهها گونه جانوري در حال از بين رفتن هستند و تباهی و ويراني كه مدرنیته ظرف 22 الي 30 سال اخير در طبيعت ايجاد كرده است، باعث تخريب 2 الي 3 برابر كل فرسايش سالهاي قبل بر روي طبيعت شده است. بايد ديد بشر در كدام دوره از زندگي با اين مشكل مواجه بوده است اين بحران، بحران امنيت است ."
میلاد دخانچي: "ولي در كنار اين تخريبها هواپيما، ماشين، مترو ايجاد شده!"
مهدی نصیری : "درست است اما اين بحران زيست محيطي ناشی از 50 درصد محصول سوخت هواپيما و ماشينهاست .شما اگر جز نگر باشيد و ريشه سنجي كنيد بحرانهاي مدرنيته و دستآوردهاي مثبت آن را خواهيد ديد دستآوردها يك طرف و بحرانهاي زيستمحيطي و بحرانهاي امنيت و بحرانهاي اقتصادي طرف دیگر. ببينيم ميتوانيم به مدرنيته ثمره مثبت و قبولي بدهيم؟"
میلاد دخانچي: "پس اگر سبك زندگي همه ما مدرن شود بحرانهايي را ايجاد ميكند و اگر سبك زندگي ما مدرن باشد ما هم توليد كننده همان بحرانها ميشويم فقط از نوع مسلماني. نه؟"
دكتر مهدوي نويسنده كتاب "دين و سبك زندگي" و استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفتند :" شما را ارجاع ميدهم به امر نظري و ذهني كه در غرب اتفاق ميافتد؛ تصويري كه ما از زندگي غرب ارائه ميكنيم تصويري است كه در رسانهها ميبينم؛ تصويري كه خود غرب مطلقاً اين تصويري كه ما داريم نشان ميدهيم را نشان را نميدهند. انسانهايي كه در غرب زندگي ميكنند زندگي متفاوت با آن چيزي كه ما به عنوان سبك زندگي غربي دارند زندگي ميكنند."
میلاد دخانچي: "برخي تصور ميكنند بايد عقلانيت سنتي را احيا كنيم اما بايد ببينيم پشت سنت و منطق آن چيست بعد آن را در فضاي مدرن امروز احيا كنيم. اكنون وقتي از سنت سخن به ميان ميآيد همه به ياد چيزهاي مصرفي و موزهاي ميافتند."
دكتر فياض استاد دانشگاه تهران می گویند: "اينگونه دسته بندي نادرست است. از دير باز ايران نقاط قوت غرب را گرفته و باز توليد كرده و نبايد فراموش كرد ما دانشمنداني مثل بوعلي سينا، شيخ اشراق، خواجه نصرالدين طوسي را داريم. بين سنت و مدرنيسم مرزي كه در غرب درست شده، قرار است توسط ما فصل شود؛ ما براي فصل كردن آمديم/ ني براي وصل كردن آمديم. كار غرب و تمدن ايجاد فصل مفاهيم جغرافيايي، مليگرايي، مفاهيم منطق، لاجستيك لوجي كه همه در حال شكست خوردن هستند؛ پس دغدغه ايران معاصر براي احياي اين ارزشها، سنتها و عقلانيت است.
سنت ايجاد آرامش ميكند اما در دنياي مدرن امروز تنها در خرابههاي جنوب شهر ميتوان آرامش را يافت؛ مدرنيته در وسط شهرها، برجهاي بلند احداث ميكند بدون تفكر در مورد ايجاد حجم ترافيك، آلودگي هوا، معيشت و.. . . مثال موفق اين برجها برج 104 طبقه اي آزادي است كه محل كار ساكنين آن نيز در همان برج است و ساكنين تنها براي تفريح از منازل بيرون ميروند. اين همين بحث مدرنيته ناقصي است كه هنوز عقلانيت آن به ايران نيامده است.
پانزده سال قبل خانم سوروكي هم كلاسي من بود او ميگفت اكنون ايران مانند سي سال قبل تركيه است و ايران در حال طي كردن روند تكميل مدرنيزم است."
میلاد دخانچي: "درست، مدرنيزم ناقص مشكل زاست اما مدرنيزم كامل هم مشكل زاست و اگر هدف نهايي يك كشور تجربه مدرنيزم كامل است پس اين چالش ايران معاصر با غرب و مرگ بر آمريكا گفتن و اين كه با مفهوم آمريكا شكل داريم براي چيست؟"
مهدی نصیری : "اگر بحث آمريكا بحث سرمايهدارن است بيشر دنبال فصل كردن ارباب - رعيتي در جهان و ايجاد سود بيشتر از مصرف كنندهها و ايجاد نوكر و مصرفكننده بيشتر است كه اين هيچ مبنايي در مسائل ميان فرهنگي جز ظلم و عدل ندارد. زماني كه ما ميگویيم مرگ بر آمريكا، مرگ بر ظلم و جناياتي كه آمريكا در جهان ميكند با وجود قوانين حقوق بشر ميگوييم."
میلاد دخانچي: "يك نگاه انتقادي گوياي اين مسئله است كه زماني كه شما عقلانيت آمريكايي را پياده ميكنيد و آن در كشور سيطره پيدا ميكند خروجي آن مشخص است."
مهدی نصیری: "بله هدف، وسيله را توجيح ميكند. اين گفته وبر اگر ما عقلانيت ابزاري داريم هدف مهم است حتي اگر ساخت بمب اتم و آدمكشي ميليوني باشد پس براي داشتن سبك زندگي مدرن و غربي احتياج به طرز فكر و عقلانيت مدرن داريم. اگر عقلانيت ما مدرن شود ما هم كارهايي را انجام ميدهيم كه آمريكاييها انجام ميدهند؟"
دكتر صادق زيبا كلام استاد علوم سياسي دانشگاه تهران معتقد است: "ريشه وضع موجود در حاكم نشدن سبك سياسي عقلانيت مدرن است. سالهاست كه از بي كفايتي نظام ليبرال دموكراسي ميگوييم اما حكومتي كه منتخب راي مردم باشد چه كسي گفته غربي است؟!"
میلاد دخانچي: "روايت شما از آسيب وضع موجود خيلي سياسي است."
دکتر صادق زیباکلام : "رفتار سياسي قدرت در ايران خيلي تعيين كننده بوده؛ ما به اشتباه ميگوييم ليبرال دموكراسي غربي است. نظام ليبرال دموكراسي حاصل تمدن بشر است و انسان از زماني كه خود را شناخت و مجبور به زندگي اجتماعي شد اين سئوال را مطرح كرد که چرا حكومت مطلوب است."
میلاد دخانچي: "نظامهاي ليبرال هم در خودشان مشكلاتي دارند؛ 10 درصد جامعه در آمريكا زندگي ميكنند كه 60 درصد جامعه را در اختيار دارند و براي حضور سراسري مجبور به ايجاد جنگ هستند؛ اين اقتضائات اين جامعه است. آمريكا 4 درصد جمعيت جهان را به خود اختصاص داده است اما 3/1 منابع طبيعي دنيا را مصرف ميكند. اين اقتضائات اين جامعه است كه بر كشورهاي ديگر حكومت كند تا خود را متسحكم كند اين نوع نگاه الترناتيو خواهي براي من به عنوان يك نسل جديد خيلي ساده انگارانه است."
دکتر صادق زیبا کلام : "نسل شما تنها هنرش اين بوده كه آمريكا و ليبرال دموكراسي را نفي كرده!"
میلاد دخانچي: "نسل ما نگفته نسل شما گفته؟ حال سئوال اين است كه شما سي سال اين قدرت و امكانات را داشتهايد چه كرديد؟ من امكاناتي نداشتهام قدرت نداشتهام من نسل جديد هستم كه تازه سر از خاك بلند كردم و وضعيت موجود را شما ايجاد كردهايد؟ "
دکتر صادق زیبا کلام : "شما بيايد براي خودتون تكليف مشخص كنيد همه نسلها درد داشته ماركس هم درد داشته ."
دكتر ابراهيم فياض در این باره می گویند : "مشكل بوجود آمدن وضع موجود بي سوادي و راحت طلبي چه در سنت چه در مدرن است. سنتگراهاي امروزي به افراد مرفهي تبديل شدهاند كه در حياط خانههايشان درختان گردو ميكارند و راحت طلب هستند و ادعا ميكنند كاركردهاند اما ساختار اجتماعي قدرت و سياست اجازه فعاليت به آنها را نمي دهند. اما اولين مقصرها نخبگان هستند كه بجاي آشنا كردن ما با غرب، ما را غرب زده كردهاند و پادشاهان و حكومتهاي مختلف بيشتر و بيشتر ما را غرب زده كردند. پس اينها انسانهايي هستند كه سبك زندگي ما را دچار بحران كردند و تاكنون نيز هيچ تعريفي از طرف آنها ارائه نشده شده است."
میلاد دخانچي: "پس سهم مديران فرهنگي جمهوي اسلامي در بوجود آوردن اوضاع موجود چگونه است؟ با اوضاع كنوني يك منشور فرهنگي ميتواند ادعا كند حالا كه طي سي سال حاكميت فرهنگي دست مديران جمهوري اسلامي ايران بوده است چگونه تاكنون تسلط فرهنگي بر فضا ندارد و ما در فضايي هستيم كه شما اسم آن را ميگذاريد برزخ؟"
محمدرضا زائري این گونه پاسخ می دهد: " وقتي ما ميگوييم برزخي است اين تعبير بار منفي ندارد مانند اين است كه بگوييم نوجوان بين 14 تا 20 سال در دوران برزخ عمر خود قرار دارد."
میلاد دخانچي: "درست است اما شما شرايط كنوني را با شرايط ايدهآل يكسان نميبينيد؟"
محمد رضا زائري: "ما در بخشهايی كه درست كار كرديم جواب گرفتيم حاصل سي سال كار جوانهای ماست که اسم ايران و ايراني همراه با مبارزه با استكبار ميآيد؛ ايران حرفي براي گفتن دارد اما به نظر بنده در برخي از حوزهها نيز قدرت در دست ما نبود و اين كمبود در مهدهاي كودك و دبستانها مشاهده مي شود."
میلاد دخانچي: "قدرت دست آمريكاييها كه نبود!"
محمد رضا زائري : "ما با هم تعارف ميكنيم كه به روحيه شرقي ما مربوط است. در مدح و ستايش كم كاري نميكنيم و يك اصطلاحي وجود دارد كه حرف هر چه دروغتر، قشنگتر. اما اين براي غرب است ما در شرق چنين سبك ادبي را نداريم. فضاي شرقي متفاوت است و ما در اين فضا رشد كردهايم."
میلاد دخانچي: "اين چه ارتباطي به نداشتن قدرت دارد؟"
محمد رضا زائري: "كساني كه كار دستشون بوده يا به آن كار اعتقادي نداشتند و زمانشان را به تعارف گذراندند و اگر هم دغدغه كسي بوده در آن حوزه مسئوليتي نداشته."
میلاد دخانچي: " يك نگاه انتقادي ميتواند بگويد اين همه بينش و سيستمهاي نظارتي و دستگاه هاي نظارتي كه براي كنترل اوضاع بوده است؟"
محمد رضا زائری: " آن نگاه انتقادي ميگويد سرباز از زمانی كه وارد پادگان ميشود مثل مرده در مقابل مردهشور است آيا اين نگاه ميتواند بگويد روي بچهاي كه به مدرسه ميرود چه تحولي اتفاق ميافتد. يكی از خبرنگارانی كه به خارج از ايران رفته بود و بچه خود را در مدرسه اسلامي گذاشته بود با فرزند خود با مشكل بر ميخورد؛ چون بچه از آنها ميپرسد شما مگر مسلمان نيستيد پس چرا نماز نميخوانيد و... اما آيا مدرسه جمهوري اسلامي آنقدر قدرت داشته است كه چنين فضايي را ايجاد كند؟"
میلاد دخانچي: "انگشت خنده به سمت چه كسي است؟ به سمت بنده نوعي حق است كه انتقاد صورت بگيرد اما همه با هم تعارف ميكنند و حاضر به قبول مشكلات نيستند. در صورتي كه در فرهنگ دين ما انتقاد هست اما تعارف جايگاهي ندارد حال اينكه بالاتر از شرع كه نداريم ؛ پس گره كار كجاست؟"
محمد رضا زائری : "گره كار همين جاست وقتي خانم دكتر فلاني متخصص مسائل بهداشت اجتماعي، ايدز و.. از مشكلات جامعه سخن ميگويد نميگذاريم. اما اگر اينگونه نگاه كنيم كه جامعه مانند بدن انسان است اگر بدن بيمار شود آيا بايد خجالت كشيد؟! اما ما با اين نگاه نميبينيم پس اولين قدم كنار گذاشتن تعارفات و تحليل مسائل است. ما جوانان پاكي داريم كه تسليم وسوسههاي بزرگ نميشوند يك عشق ميتواند انسان را به كنار خيابان كشانده و يا به درجه رفيع شهادت نائل كند."
میلاد دخانچي: "چه بايد كرد ؟"
دكتر مهدی نصيري" : اكنون بايد در فضاي مدرنيته هويت ذاتي را احيا كرد" .
دکتر ابراهیم فياض: "مدرنيزم نه چپ و نه راست است؛ هر دو اينها در كنار هم پيشرفت را بوجود ميآورد استالين پانزده هزار نفر را ميكشد تا استاندارد ايجاد كند؛ چين در حال استثمار مردم است تا سرمايهداري متمركز ايجاد كند."
مهدی نصيري: "امروز شما خواستهايد نفي مدرنيته كنيد؛ مدرنيتهاي كه بر همه شئون ما غلبه پيدا كرده اما تكنولوژي و ساختار و مدرن را كنار ميگذاريم و به مصيبتي جانکاهتر از قبل را دچار ميشويم."
دكتر مهدوي هم معتقدند: “با اين كار ما با آجرهاي ديگران خانه خود را ميسازيم اين چه منافاتي دارد آنچه امروز به عنوان آسيب با آن مواجه هستيم نتيجه تسليم شدن در مقابل انتخابهایي است كه ديگران براي ما کردهاند؛ منفعلانه برخورد كردن با حوادث و پديدهها."
مهدی نصيري: "در فقه هميشه با اين مسئله مواجه هستیم كه اگر اقدامي در نظام معيشتي انسان اختلال ايجاد كرد و آرمش اجتماعي انسان را بهم زد، اين كار درست نيست. زيرا مقابلهاي از نوع طالباني با مدرنیته منجر به چنين چيزي ميشود. امكان نفي كنوني وجود ندارد و اين حرف به اين معنا نيست كه دست بسته مطلق پيش رويم."
دكتر مهدوي: "اگر كسي فعالانه ببيند و بينديشد خصوصاً متفكران و نخبگان و در جامعه، زندگي اسلامي را پديد آورد ميتواند به رشد صحيح اين مسئله كمك كند مثلا در زمان ورود اسلام در صحنه زندگي ملل مختلف قبلي اسلام آنها را نفي نكرد. اما در ايران اسلام با زندگي ايراني مطابقت پيدا كرد به طوري كه امروزه بسياري از عناصر را تشكيل ميدهد و بسياري از عناصري كه اسلام یتلقي ميشود براي ايران است؛ گلدسته و گنبد متعلق به معماري ساساني است در حالي كه برخي از درآمدهاي فرهنگي و ارزشهاي اسلامي با گذر زمان حذف شده است ؛چه اشكالي دارد اين اتفاق با فرهنگ مدرن بیافتد و با زندگي اسلامي عجين شود و در آينده اين جلوههاي مدرن جلوههاي اسلامي تلقي شود."
دکتر صادق زيبا كلام هم معتقدند : "ما بايد جهان را آنطور كه هست ببينيم نه آن طور كه دوست داريم."
محمد رضا زائري: " اولين قدم اين است كه استاد دانشگاه، روحاني، امام جماعت، پدر و مادر، سياستگذار، مسئول، صدا و سيما و مطبوعات و.. در حفظ همه شئون و ملاحظات آداب و حرمتها، واقعيتها را بپذيرند و به رفع ان بپردازند زيرا در صورتي كه بخواهيم صورت مسئله را پاك كنيم و تعارف كنيم نه تنها مشكل رفع نميشود بلكه بيشتر ريشهدار ميشود با دلخوشي نميتوان زندگي كرد ؛ لايف استايل بخش واقعي زندگي انسانهاست؛ در غرب آدم ها روي زمين زندگي ميكنند به مانند ما، اما در آرمانها و اما و اگرها موفقتر هستند."
مهدی نصيري: "مشروط بر اينكه مدرنيته را بفهميم و بدانيم چه اتفاقاتي رخ داده، خواص را آگاه كنيم و عوام گسترش پيدا كند ، به صورت نسبي قادر به دفع عوارض منفي مدرنيته و كاهش خطرات زندگي ماشيني خواهيم بود و فاصله بگيريم تا زماني كه اختلال در زندگي اجتماعي ما ايجاد نكند ما بايد به اين درك برسيم كه برخي از مسائل جز منافع ما هستند مثل پياده رفتن مسيرهاي كوتاه را و يا به گونهاي برنامه ريزي كنيم كه در حد ضرورت از كامپيوتر استفاده كنيم و... "
دکتر ابراهیم فیاض هم معتقدند: "معيار اول و اصلي ما عدالت است؛ ارضاء غرایز بدون گناه و ظلم . اين بند اساسي ماست حال چه مدرنيزم باشيم چه سنت هر چه راحتتر بهتر."
میلاد دخانچي: "آيا قبول داريد بعضي از سوالهای سخت شايد براي همين طرح الگوي پيشرفت ايرانی اسلامي طراحي ميكنند شما چقدر به اين صحبتها اميد داريد؟"


دانلود (منبع gereh3.ir):

دانلود گره - سنت و مدرنیته - بخش اول 48 مگابایت

دانلود گره - سنت و مدرنیته - بخش دوم 51 مگابایت

دانلود گره - سنت و مدرنیته - بخش سوم 68 مگابایت لینک کمکی

مطالب مرتبط:

حاشیه برنامه سنت و مدرنیته

گره‌ای‌ها