"به نام او که در این نزدیکیست"
چنتا دلیل از هنری، ادبی، اجتماعی، خبر گرفته تا نظریات جامعه شناسی برای اثبات اینکه گره میتونه نام و هویتی برای یک برنامه اجتماعی باشه مثله نود برای ورزش و هفت برای سینما:
اول یه شعر برای سر ذوق آمدن که گره توش تکرار شده:
"گره"
پایان گره، همیشه گره، ابتدا گره...
مفعول فاعلات مفاعیل فا... گره

من بودم و خیال دل انگیز او شدن
او بود و فکر پر زدن از... سالها گره!!!

مانند زندگی که فقط یک بهانه بود
یا نقطه تلاقی دلهای ما: " گره "

دنیای ساده ی دل من هم بهانه بود
یک ریسمان سست... و تا انتها گره

این رسم زندگیست که باید عبور کرد
تا لحظه ای که خورد به یک آشنا، گره!

فال مرا بگیر!!! عجوز جهنمی!!!
مرگست؟ زندگیست؟ جداییست؟ یا... گره؟

دیگر نمی کشید، ولی حیف! پاره شد!
دنیای ما که بود به هم وصل، با گره!

آزاد شد از آن قفس و روز او هنوز،
هر لحظه میزند به شب خود مرا گره

در لابلای تلخی خود، طعم شهد داشت
تقدیر من که خورد، به شعر خدا... گره

معشوق زنده ماند... وعاشق، تمام شد
هر دفعه با جدایی و این بار : با گره!!!

بعدش یه سری تیتر خبر که همشون تقریبا اجتماعی هستند و فرمایشاتی است که مسئولین وقتی اوضاع را نگران کننده میبینند یا موضوعی را میخواهند با اهمیت جلوه دهند، یا راه حل مسئله ای را بخوان بیان کنن
میگویند:


رييس كل دادگستري كرمان: گره گشايي از امور مردم بايد به ارزش اجتماعي بدل شود


نماينده تاكستان: برخوردهاي شعاري بدون پشتوانه علمي، گره اي از مشكلات باز نمي كند

جانشين پليس مركز فرماندهي ترافيك راهور برگزاري نمايشگاه رسانه هاي ديجتيال، گره ترافيكي ايجاد نكرده است

نماينده مردم تبريز: صندوق توسعه ملي گره گشاي مشكلات بنگاههاي اقتصادي است

يوسف نژاد در مخالفت با حذف ماده 31 قانون اصلاح الگوي صرف انرژي:صراحت ماده 31 گره گشاي مجريان قانون است

گره كور اجراي قانون هدفمندي پيچيده تر شد!

حسن اسلامي مهر: قصد داريم با ساخت هر فيلم دفاع مقدسي يك گره و راز از جنگ را باز كنيم

جالبه که گره غیر از بار منفی ای که داره (که گاهی به نظر میرسه مشکلی است که به سختی حل میشه و میگن گره به کار افتاده!)، وقتی یه علقه شدید هم بخوان نشون بدند میگن گره خورده مثه این خبرا:
گزارش فارس از همايش موسيقي كار آوا؛ بلادي: موسيقي بوشهر با روح مردم اين سامان گره خورده است

مسئول دفتر نمايندگي ولي فقيه در سپاه صاحب الامر (عج) استان قزوين:پيروزي با روحيه بسيجي گره خورده است

سيد احمد خاتمي :هويت انقلاب، با ولايت فقيه گره خورده است

اینم نظریاتی که ثابت میکنه اون مفهوم علقه هم درسته:
موضوعی که چند وقته ذهنم رو مشغول کرده میزان و حد روابط اجتماعی ام هست. کیفی و کمی.
ما به عنوان یک انسان به رابطه با دیگران احتیاج داریم. میزان این احتیاج در افراد مختلف کم و زیاد هست اما کسی رو نمیشه پیدا کرد که به طور مطلق بی نیاز از این روابط هست. طبق تحقیقات ” امیل دورکهایم” در کتاب معروفش ” خودکشی” که در سال ۱۸۹۷ منتشر شد مهمترین دلیل خودکشی نه فقر هست , نه بی مذهبی, نه خوشی زیاد و نه مواد مخدر و الکل. دوکهایم تو تحقیقاتش به این نتیجه میرسه که هرچی میزان روابط فرد با اطرافیان و جامعه اش کمتر باشه و به اصطلاح گره های اجتماعی کمتری داشته باشه, امکان خودکشی در اون فرد بالا تر میره.
اولین گره های اجتماعی ما از خانواده ( که میتونه تعداد و تعریفش متغییر هم باشه) شروع میشه و با بزرگ تر شدنمون, رفتن به مدرسه , محیط کار و یا ازدواج گسترده تر میشه. خودتون رو تصور کنید در وسط یک برگه کاغذ که با فلشهای به کسایی که باهاشون رابطه ( از هر نوعی ) دارید متصل هستید. چندتا فلش به سمت شما میان یا از شما بیرون میرن؟ سرتون چقدر شلوغه؟
این فلشها اندازه یکسانی هم ندارن. بعضی دور ترن بعضی نزدیک تر. بعضی محکم تر و کلفت ترن و بعضی نازکتر و شکننده تر. معمولا همه ما به غیر از اعضای خانواده مون با فامیلها دور و نزدیک , دوستان مدرسه و محل کار و حتی با فروشنده سوپر سر کوچه یه رابطه ای داریم . میزان قدرت این روابط بسته به مدت و موضوع رابطه فرق میکنه. مسلما روابط ما با رئیسمون که ماهی یه بار تو جلسه ماهانه میبینمش با همکار میز بقلی یکی نیست.
جالبه که برای این جامعه بخوان فضای شهری بسازند می یان جاهایی که افراد زیاد تجمع میکنن را در اون محله، گره اون محله می نامند و از این فرصت استفاده میکنن و میدانهایی درست میکنن تا این جمع شدنه حفظ بشه، این یه مفهوم دیگه!
اینم نظریه گره در شهرسازی:
گره
در زندگی حرفه ای بارها از واژه کلیدی گره استفاده می شود و با دادن پسوندی « ترافیکی » به آن ، ذهن انسان متوجه نقاطی در شهر می گردد که باعث راه بندان و عدم حرکت روان خودروها شده اند . بدیهی است با این رویکرد تمام توجه به تقاطع هایی جلب می گردد که چندین معضل را به وجود آورده اند . هر چند توجه به این موضوع ، مهم و ضروری است ، ولی باید گفت که شهرسازی ، و دانش طراحی شهری«گره» تنها به تقاطع های مشکل زا محدود نمی گردد . و نیز از طرفی دیگر ، مفهوم گره مساوی با تقاطع نیست . زیرا گره یکی از عناصر تصویر ذهنی است ، در صورتی که تقاطع واقعیتی است موجود که برخی از اطلاعات آن را ادراک کرده و عینیتی از آن را پیش رو داریم.
به بیانی دیگر ، اصطلاح گره در دانش طراحی شهری ( برخلاف تصور رایج) اشاره به یکی از عناصر تصویر ذهنی دارد که – از هر نوع تجمع رویدادهای مختلف در شهر – در ذهن شهروند شکل گرفته است . کاشف این مسئله ، یک روانشناس توپولوژیک به نام کورت لوین ( 1936 میلادی ) بود که پس از آزمایش های فراوان متوجه شد که شهروندان ، اولا برای ایجاد تصویری ذهنی( Image ) از محیط خود ، شرایط موجود در محیط را در چند عنصر نقطه ای ( گره ) ، خطی (مسیر) ، بقچه ای (حوزه) و جدا یا وصل کننده (لبه) خلاصه می کنند . دوماً این عناصر و تصویری که از آن در ذهن خود نقش می بندد ، کاملا به تصویر عینی مطابقت نداشته و سوما انسان ها ، رفتار خود را نه بر اساس واقعیت ها ، بلکه بر اساس تصوری که از مکان خاص دارند تنظیم می کنند.
این کشف مهم چند دهه بعد توسط کوین لینچ وارد ادبیات شهرسازی شد . او با کمک همکاران خود ، در کتاب The Image of City این را به جامعه شهرسازی معرفی کرد. این کتاب که باید به « تصویر ذهنی شهروندان از شهر خود» ترجمه می شد. توسط استاد مرحوم زنده یاد مزینی به « سیمای شهر» تغییر شکل یافت.
کولین لینچ و پیروان وی ، متوجه شدند که نه فقط تفاوت مذکور وجود دارد. بلکه تصویر ذهنی گره ، فقط حاصل از تقاطع خیابان ها ، یا حتی میدان و فلکه بوده است ، بلکه کلیه فضاها و پاره فضاهایی که محل تجمع یا تلاقی رویدادهای متنوع جمعی هستند را در بر می گیرد. به بیانی دیگر نه فقط انواع تقاطع ها و میادین ، فلکه ها و جلوخان ها بلکه پاتوق ها و محل تمرکز والدین در جلوی ورودی مدرسه را نیز شامل می گردد . لازم به ذکر است که تصویر گره در ذهن به تجمع عملکردها یا فرم ها محدود نبوده است بلکه شامل تجمع معانی در یک محل نیز می گردد . در مطالعات شهری هر یک از این موارد مورد تحلیل و برنامه ریزی قرار می گیرند
اینم یه سری نظریات جامعه شناسانه برای محکم کاری:
این نظریه ها نشون میدن چه قدر هدف برناممون با مفهوم جامعه شناسانه "گره" همخوانی داره چون ما فرد و ساختار را باهم نقد میکنیم و در نقدمان به این کلاف در هم تنیده کاملا واقفیم:
• یک شبکه‌ی اجتماعی یک ساختار اجتماعی است که از گره هایی(که عموما فردی یا سازمانی هستند) تشکیل شده است که توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی به هم متصل اند ، برای مثال : قیمت ها ، الهامات ، ایده ها و تبادلات مالی ، دوست ها ، خویشاوندی ، تجارت ، لینک های وب ، سرایت بیماری ها ( اپیدمولوژی ) یا مسیرهای هواپیمایی. ساختارهای حاصل اغلب بسیار پیچیده هستند. تحلیل شبکه های اجتماعی روابط اجتماعی را با اصطلاحات گره و رشته می نگرد. گره ها بازیگران فردی درون شبکه ها هستند و رشته ها روابط میان این بازیگران هستند. انواع زیادی از رشته ها می تواند میان گره ها وجود داشته باشد . تحقیق در تعدادی از زمینه های آکادمیک نشان داده است که شبکه های اجتماعی در بسیاری از سطوح به کار گرفته می شوند از خانواده ها گرفته تا ملت ها و نقش مهمی در تعیین راه حل مسائل ، اداره کردن تشکیلات و میزان موفقیت افراد در رسیدن به اهدافشان ایفا می کند.
• در ساده ترین شکل یک شبکه ی اجتماعی نگاشتی از تمام رشته های مربوط ، میان گره های مورد مطالعه است . شبکه ی اجتماعی هم چنین می تواند برای تشخیص موقعیت اجتماعی هر یک از بازیگران مورد استفاده قرار گیرد. این مفاهیم غالبا در یک نمودار شبکه ی اجتماعی نشان داده می شوند که درآن گره ها ، نقطه ها هستند و رشته ها ، خط ها هستند.
•
برای بررسی نقش کنش های اجتماعی در شکل دهی سرمایهاجتماعی به توضیح و تبیین مثال زیر می پردازیم. در این جا، هر یک از دایره ها، یکعضو از یک جامعه فرضی را نشان می دهد که از دیدگاه اقتصاد سنتی مستقل از هم عملکرده و به دنبال تامین حداکثر منافع شخصی خود می باشد. حال اگر فرد الف را در نظربگیریم، خواهیم دید که او بر پایه اعتماد متقابل که ناشی از پیوندهای اجتماعی اوستبه برقراری ارتباط با افراد مورد اعتماد خود می پردازد. حال اگر اعتماد متقابل بیناین افراد اولاً به دلیل وجود گره های اجتماعی مشترک و دوم در هنجارهای مشترک و سوماهداف مشترک (نه اهداف مستقل و پراکنده از دیدگاه اقتصاد سنتی) به وجود آید، موجبگسترش کنش متقابل به دیگر اعضا، از نوع کنش میان فرد الف و سایرین می گردد. دراینشرایط شبکه فرضی B به وجود می آید که رفتار آن قاعده مند و قابل پیش بینی و نظارتتوسط سایرین می باشد.



شکل ۱: فرآیند شکل‌گیری سرمایه اجتماعی به وسیله کنش‌هایاجتماعی



به نحوی که ویژگی های رفتاری اعضای آن معرف هنجارهایی است کهشبکه بر پایه آن استوار گردیده است. اکنون اگر فرد الف به واسطه پیوندهای اجتماعیدیگر با تعدادی دیگر از اعضای جامعه، بر پایه اعتماد متقابل و هنجارهای مشترک،مستقل از هنجارهای شبکه B ، شبکه اجتماعی C را به وجود آورد، شبکه های متداخل B و C به واسطه وجود یک عضو مشترک ایجاد شده است. در این حالت، توانایی فرد الف در گسترشکنش های خود به اعضای هر دو شبکه و برقراری ارتباط مثبت در بین آنها موجب ایجادشبکه وسیع تر و کارآمدتر D می گردد. در کنار این شبکه، احتمال وجود شبکه دیگریمانند A نیز خواهد بود که مستقل از شبکه D یا در تخاصم با آنفعالیت می کنند.
با توجه به تشریح روابط کنش گران در تشکیل شبکه های اجتماعی، بهروشنی در می یابیم که سرمایه اجتماعی در اصل توانایی گسترش کنش هاست و یا به عبارتدیگر سرمایه اجتماعی، کنش را از حالت ایستا در آورده و تبدیل به جریان می کند. سرمایه اجتماعی خود حاصل شرکت در یک کنش مشارکت آمیز و مبتنی بر اعتماد است و جریانآزاد اطلاعات را درون یک گروه، سازمان یا جامعه تسهیل می کند، بدون آنکه خود یک کنشباشد

دیگر بس است...