میلاد دخانچی مجری:" موضوع اين هفته ی برنامه ی گره رابطه سبك زندگي و فرهنگ ملي است."

"سبك زندگي لايه بيرونی هويت و فرهنگ هرجامعه است. این به این معنی است که اگر میخواهید در رابطه با فرهنگ یک جامعه چیزی یاد بگیرید فقط کافیست به سبك زندگيشان نگاه کنید. طرز لباس پوشیدنشان ، خوراکشان ، مراسم عزاداریشان و حتی خرید کردنشان، برآيند اينها در کنار همدیگر فرهنگ یک جامعه را شکل می دهد. اين گزاره ما را به يك فرمول ميرساند و آن فرمول ، رابطه ی نزديك بین سبك زندگي و فرهنگ ملي هر جامعه است. اين يعني چه؟! این به این معنی است که اگر ميخواهيد مثلاً در حوزه فرهنگ یک تغيير خارق العاده اي اتفاق بيفتد ، فقط كافيست سبك زندگي آدمهاي آن جامعه را آرام آرام عوض کنیم و بر عكس اگر سبك زندگي آدمهاي جامعه آرام آرام تغيير كند آنوقت يك تحول و انقلاب را در حوزه فرهنگ شاهد هستيم اگر اين حرف براي ما پيچيده به نظر ميرسد براي غربي ها هضم آن خيلي راحت تر است چون آنها از مدتها قبل بر لزوم تغيير سبك زندگي البته با تأكيد بر منابع طبيعي رسيدند و اينجاست كه نگاهشان را به سمت تغيير ارزشهاي فرهنگ جامعه خودشان بردند."

" حرف حساب محيط زيست دوستانه اين است كه سبك زندگي جهان شمول نيست كه هيچي در غرب هم نميتواند ادامه پيدا كند و بالاخره بايد متوقف شود و براي متوقف شدن نياز به توقف ارزشهاي فرهنگي و فرهنگ غربي دارد، اما این به ما چه ارتباطي دارد؟ ما كه فرهنگ چند هزار ساله خودمان را داريم و از يك فرهنگ خيلي غني اصلاً آيا اين حرفها به ما ارتباطي دارد يا نه يك دوستي دارم كه ميگويد خيلي ربط دارد.".

"به اين فرآيند اصطلاحاً مي گويند جهاني شدن جهاني شدن يعني وقتي همه دنيا آرام آرام ظاهرشان شبيه به هم ميشود وقتي صحبت جهاني شدن ميشود سروكله طرفدارها و منتقدين جهاني شدن هم پيدا ميشود ."

"دكتر عادل پيغامي عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق(ع) يكي از منتقدين جهاني شدن است ايشان اعتقاد دارد كه جهاني شدن صرف نظر از كاركردهاي مثبت و منفي اش يكي از كارهايي كه ميكند اين است كه فرهنگ بومي جوامع را آرام آرام تغيير ميدهد."

دکتر عادل پیغامی:" مستقيم و غير مستقيم پروسه جهاني شدن فرهنگ بومي ما را تحت تاثير قرار ميدهد .مستقيمش خيلي واضح است ميآيد و از سوي يك عدهاي اقتباس ميشود، غير مستقيم اينجاست كه لوزام و جوانب خاصي را بدون آگاهي ما بر ما تحميل ميكند مثلاً در فرهنگ شهرنشيني آن هم كلانشهري آن هم در جامعهاي كه بايد تا نه شب پدر و مادر كار كنند قطعاً باعث اين ميشود فرهنگ تغذيه حاضر و آمده خوردن بيشتر شود شما نگاه كنيد در همين تهران ده سال اخير در همين سه سال اخير ميزان واحدهاي صنفي كه تهيه و توزيع غذاي آماده دارند تا چه حد در شهر ما زياد ميشود چقدر پيتزا فروشيهاي ما و ساندويچيهاي ما دارد زياد ميشود اينها اقتضاء زندگي صنعتي كه ما متوجه آن نبوديم و انتخاب ميكنيم كنسرو خوردني چرا بايد زندگيهاي كنسروي زياد شود نگاه كنيد شام خوردن ما چه آدابي پيدا ميكند با يك شام خوردن سرپايي آن هم داخل ماشين توسط زن و شوهر خورده شود اين دقيقاً تاثير ميگذارد روي تعاملات زندگي خانوادگي اين دو يا مثلاً ما چادر را ميبينيم كمتر ميشود ولو پوشش اسلامي باشد اين اقتضاء حضور زن ايراني معاصر است در عرصههاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي اين سبك زندگي ما چه غلط و درست اقتضاء كرده لايههاي ديگري هم داريم لايههاي ديگري كه در نوع سبك زندگي غذاي ما پوشش ما موسيقي و زيبايي شناسي و حتي فرهنگ شهرنشيني و معماري ما نوعي گرته برداري از تركيب و جمع جبري و نوعي اخذ چشم بسته ميبينيم به نحوي كه شما مظاهري از آنچه كه آمريكايي شدن وقتي كه جهاني شدن به مفهوم آمريكايي شدن را نام ميبريد، ميتوانيد كاملاً در جامعه ايراني هم ببيند و مفهوم كم وكاستي حتي چه بسا بعضي وقتها اين موضوع پررنگتر است."

میلاد دخانچي:" اما آيا همه مثل دكتر پيغامي تنها به وجوه منفي جهان شد فكر ميكنند پس وجوه مثبت جهاني شدن چه ميشود آيا من به عنوان يك جوان با اين ساز و كار جديد و اقتضائات جهاني شدن سر دوستي داشته باشم يا سر جنگ براي اين سئوال رفتم سراغ دكتر حسيني يكي از متوليان ملي در فرهنگ وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي."

دکتر حسینی:" ما در عصر ارتباطات هستيم و به يك معنا به سمت جهاني شدن پيش ميرويم و طبيعي است كه ارتباطاتي وجود دارد و ديگر جامعه بستهاي ما نداريم كه جدا از آنچه كه از غرب و اروپا جزيره دور افتاده ای باشيم ميگذرد اين تاثير و تاثر وجود دارد و خيلي وقتها ممكن است ظواهر و اشكال يكسان باشد اما تفاوت در محتوي وجود دارد و برخي تغييراتي كه وجود دارد اين است كه هر چه ما قويتر و جديتر عمل كنيم و در عرصه باشيم در زمينههاي مختلف حال از سبك زندگي گرفته ارزشها، باورها و اعتقادات و همينطور فعاليتهاي فرهنگي كه بايد انجام شود قطعاً ما ميتوانيم تاثيرگذارتر باشيم اما اگر چيزي از خودمان نداشته باشيم و هويتي نداشته باشيم طبيعي است كه ديگران براي ما طراحي خواهند كرد و در همه شئون زندگي از جزئی ترين مسائل گرفته تا مهمترين مسائل آنها هستند كه خط و جهت خواهند داد و اصلاً دنبال اين قضيه بودهاند و در مورد مسئلهاي كه استعمار در آن حضور پيدا كرده اين طور نبوده كه صرفاً بحث اقتصادي باشد..."

میلاد دخانچی:"آيا منصفانه است بگوييم وضع موجود وضع مطلوبي نيست؟"

دکتر حسینی :"نه من كلي گفتم."

میلاددخانچي:" من به عنوان يك جوان دارم حركت ميكنم من بايد با اين ساختارهاي مدرن سر دوستي و رابطه نزديك داشته باشم، به سمت نزديكی ها برم يا نفي كنم؟"

دکتر حسيني: "از همه ابزارها استفاده خواهيم كرد. با ابزارها و امكانات ما كه سرستيز نداريم اول انقلاب عدهاي بر آشفتند و گفتند سينما بايد به صورت كلي نابود شود اما امام (ره) گفتند ما با سينما مشكل نداريم با فساد مخالف هستيم اين سينما ميتواند ابزاري در جهت آرمانها و ابزار متعالي باشد يا در جهت ابتذال باشد .يا در رايانه آنچه كه در محتوي است پيامي كه منتقل ميكند آن مهم است و گر نه اصل بازي كه كسي با آن مخالف نيست."

میلاد دخانچي:" يك نگاه انتقادي ميگويد شما وقتي اين ابزارها را اختيار ميكنيد اين ابزارها فرهنگ خاص خود را ميآورد و در كنار اين عقلانيت فرهنگ خاص خود را ميآورد."

دکتر حسيني:" نه ما معتقد هستيم اينگونه نيست بلكه اگر ما از خودمان چيزي نداشته باشيم و كار نكنيم و تلاش نكنيم و فرهنگ و اعتقادات خود را در اين قالب نريزيم طبيعي است كه آن ابزار ميآيد و فرهنگ خود را ميآورد اما من فكر ميكنم بايد از همه اين ابزارها، وسايل و فناوري جديد استفاده كرد ولي با نگرش خاصي كه خود ما داريم."

میلاد دخانچي: "منظور شما دقيقاً از نگرش چيست؟"

دکتر حسيني:" تئاتر، موسيقي، سينما، هنرهاي تجسمي، بازيهاي رايانهاي و همه اينهايي كه در دنيا است اگر ما در اين زمينه كار كنيم كه انجام داديم و سينماي ما متفاوت از آنچه كه در اروپا است پيامي كه دارد مضموني كه دارد متفاوت است حتي بازيهاي رايانهاي كه در ايران ميسازيم متفاوت هست پويانمايي، انيمیشن فرق ميكند ما درمورد زندگي انبياء داريم كار ميكنيم در مورد مفاخر، مشاهير و بزرگان خودمان كار ميكنيم در مورد مسائلي كه با فرهنگ ما عجين شده است و از دير باز وجود داشته اما مسلم است كه با كار هاليوود متفاوت است هاليوود كاملاً جهت گيري خاص خود را دارد اتاق فكرهايي كه هستند و روانشناسان جامعه شناسان و سياستمداراني كه ميخواهند تاثير گذاري كنند بر افكار ديگران بحث ما اين است كه ما از همه اين ابزارها استفاده كنيم از رسانهها استفاده كنيم اما به همان محتوي و جهتگيري كه خود ما داريم."

میلاد دخانچي:" يك نگاه انتقادي ميگويد اين رسانهها و ابزارهاي جديد خنثي نيستند و ذات خود را درون خود دارند و اشاره به جمله مك لوهان كه شهيد آويني هم خيلي سعي كرد روي آن كار كند كه ميگويد خود رسانه محتوي است و اين را تعميم ميدهند مثلاً در بازيهاي كامپيوتري ميگويند ذات اين بازي و استمرار آن يك هيجان كاذب را بين مخاطبين توليد ميكند و يا درحوزه فرهنگ ما نگاهمان تنها به رسانه است يا در فستفودها تنها غذا نيست كه وارد ميشود فستفودها دارند آن نگاه ما را نسبت به مسئله تغذيه تغيير ميدهند و جايگاه زن را دارند در خانواده تغيير ميدهند و به اين راضي نيست كه ما فستفود را ميآوريم و فستفودها را ميخوريم."

دکتر حسيني: "من تمركزم روي ابزارهاي فرهنگي و هنري است مگر چيزي كه كلاملاً عبس باشد يا مصداق حرام باشد غير اين موضوع براي ما منعي وجود ندارد و اگر ما به اصطلاح در اين زمينه فعالانه برخورد نكنيم و ابتكار عمل نداشته باشيم آن ابزار با محتوي خاص خود ميآيد اما در صورتي كه ما جهتگيري و برنامه داشته باشيم و كار كنيم به مشكل بر نميخوريم بله بالاخره فرهنگ فقط بحث ابزارها و امكانات نيست مالي هم ممكن است باشد و سبك معماري خانواده طراحي خانه كه تغيير ميكند ممكن است فرهنگ خاص خود را دارد و خيلي بحث گسترده مي شود و خواستم روي يك سري ابزارهاي فرهنگ و هنر كشور متمركز شوم چون تصور ميكنم حتماً همه اينها راه حل دارد جز مواردي خاص و اين تجربهاي است كه جواب داده است و فيلمها با معيارهايي كه ساخته ميشود از نشريات، مطبوعات و امكانات ما در جهت مثبت استفاده ميكنيم بله ممكن است بحث هيجانات و... كه اشاره كرديد اين را بايد به تدريج تغيير داد و شايد در ابداع كار ناچار به توليد بازيهايي باشيم كه هيجان را ايجاد كند اما ميتوانيم از قهرمانمان در طول تاريخ استفاده كنيم بازي رايانهاي ميرمهنا آنهم داراي هيجان است يا بعضي شخصيتهاي ديگر اما قطعاً اين روحيه حماسي در فرد ايجاد ميكند و يك انزجاري نسبت به استعمارگران در فرد ايجاد ميكند."

میلاددخانچي:" يك نگاه انتقادي ميگويد ما مدرنيته را غايت فرض كنيم حرف شما درست است اما اگر انقلاب اسلامي و گفتمان انقلاب اسلامي را مبنا قرار دهيم كه با شعار نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي به ظهور می آید و ميگويد من شرق و غرب را به عنوان يك پارادايم زير سوال می برم و ميخواهم روايت جديدي را ايجاد كنم اما چقدر اين روايت جديد ميتواند پيش برود در صورتي كه می خواهد از همين ابزارهاي غرب و شرق استفاده كند يك نگاه انتقادی ميگويد اين حس حماسي ايجاد كردن شايد فقط در مراسم عزاداري ميتواند جريان پيدا كند و استفاده از آن در بازيهاي كامپيوتري ذات آن هيجان كاذب و اين همان ابزاري است كه در هاليوود و كشورهاي غربي استفاده ميكنند نقدي كه در كشورهاي غربي به هاليوود ميشود پيام در محتوي پنهان ميشود و اين فقط قصه نيست و ما هم اگر بخواهيم از اين ابزار به صورت صحيح استفاده كنيم و پيام اسلامي و شرقي خود را در اين محتوی پنهان كنيم ما هم محكوم به استفاده از همان عقلانيت هستيم اين تناقض را چگون اصلاح كنيم؟"

دکترحسيني:" اين مبنا، مبناي درستي نيست چون ما داريم لاينتشرالهدي الا من حيث من تشر الضلال گفتند كه هدايت و رستگاري منتشر نميشود مگر از همان حيثي كه ضلالت و گمراهي منتشر شده است."

میلاد دخانچي: "حديثي هم از پيامبر(ص) است كه ميگويند آنگونه كه دشمنانتان لباس ميپوشند لباس نپوشيد چون شما هم مثل آنها ميشويد."

دکتر حسینی:" اگر مانند آنها شويد اين شبهات ظاهري تبديل به تغيير رفتار ميشود اما بحث ما اين است كه ما از اين ابزارها و وسايل استفاده ميكنيم اما در جهت مقابل يعني شما در همين حوادثي كه در ساله هشتاد و هشت داشتيم بعد از انتخابات كه از فضاي مجازي و شبكههای اجتماعي عده ای خواستند عليه ما استفاده كنند ولي متقابلاً جوانهاي ما نيروهاي فعال و دلسوز متعهد وارد شدند واز همين ابزار عليه خودشان استفاده كردند در خيلي از موارد هم همين است يعني ابزار خودش به تنهايي غالباً خنثي است اما مهم اين است كه اين به اصطلاح وسيله و ابزار چه محتوي دارد و آن محتوي مهم است."

دخانچی:" يك نگاه انتقادی ميگويد ابزار و اقتضائات مدرن صرف نظر از اين كه محتويات داخلی شان چه باشد فرهنگ خاص خود را با خود ميآورند اما دكتر حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه اعتقاد دارد در بيشتر مواقع اين ابزار و اقتضائات مدرن خنثی هستند و ما بايد آنها را در خدمت بگيريم."

دکترحسيني:" ما ميگوييم در زمين دشمن نبايد بازی كنيم در طراحي كه دشمن كرده همان بحث كه اشاره كردم كه حالت انفعال نبايد داشته باشيم كه آنها طراحي كنند و ما بياييم براي رهايي از باتلاق تلاش كنيم و بايد راههای ميانبر را در نظر بگيريم تا بتوانيم گاهي اوقات دريك جنگ تمام عيار دشمن هست و نيروهاي حزبالله و يا در غزه تعداد اندك است و امكان جنگ رودرو نيست و بايد از يك شيوه ديگر جنگ پارتيزاني كنند و مقابله كنند ما بايد ابتكاراتي هم از خود داشته باشيم و همين طور در علم و فناوري فاصله زياد است و در بحث فرهنگ و هنر نيز ما از اين ابزارها استفاده ميكنيم و مانند دوران قديم كه ما بحث مساجد را داشتيم كه ارتباطات بسيار ساده و ابتدايي اما نتيجه بخشي در آن اتفاق می افتاد."

میلاد دخانچی:" تا اينجا معلوم شد اقتضائات جهاني شدن آرام ارام سبك زندگي ما را تغيير می دهند. برگرديم به فرمول اول برنامه اگر سبك زندگي تعيير كند به اين معني است كه فرهنگ ملي ما كه آرام آرام تعيير ميكند سئوال من از دكتر حسینی اين بود كه آيا تعريف دقيقی از فرهنگ ملي خودمان داريم كه وقتي آرام آرام تغيير می كند بگوييم در حال تغيير است و تعريف ما از فرهنگ ملي چيست و نمادهاي اين فرهنگ كدامند."

دکترحسينی:" ما در زمينه فرهنگي كارهاي فاخر و ارزشمند داريم در فيلم، سينما، سريال، بازیرايانهای، كتاب و محصولات فرهنگي اين مسئله را ميگوييم."

میلاد دخانچی: "اين فيلم كه نوع ضربآهنگ، موسيقي و.. از فرهنگ غربي گرفتهايد شما حرفتان در اين حوزه چيست و با يك نگاه بدبينانه می توان گفت خيلی كم است حداقل حالا سؤال اين است كه شما اين اوضاع را خوب می بييند؟"

دکترحسينی:" خوب كه نه هنوز با آن فاصله داريم تا وضع مطلوب فاصله داريم اما داشتههايی كه اكنون داريم همينها در سطح منطقه و جهاني قابل ارائه است همين ابزارهايي كه اينها می گويند تصور كنيد اركسترسمفونيكي داريم كه در اروپا برنامه اجرا كردند كه ديگران تحت تاثير قرار گرفتند زيرا مضمون و محتوي بسيار مهم است

میلاد دخانچی:" ولي وقتي يك توريست خارجي وارد ميشود نميتوانم محله پاسداران، قيطريه و بسياري از محلههایمركزی تهران را نشان دهم و بگويم اين محصول كار فرهنگي ما است بعد از سی سال درجمهوریاسلامی حال سؤال اينجاست اگر با وضع موجود چه گونه است؟"

دکتر حسينی:" هنر تنها به اكنون اختصاص پيدا نميكند و از دير باز ما هنرهاي متفاوتی از جمله نگارگری، خط، نقاشی و... داشتيم الان هم داريم و قابل ارائه و رقابت است و چيز كمي نيست در كتاب محتوی متفاوت است و چيز كمي نيست سريالهایتلويزيونی كه ساخته ميشود با آنچه كه در غرب است كاملاً رودرروی هم هستند ممكن است شما بگوييد سينما از غرب وارد شده است فلسفه هم ابتدا از يونان وارد شد."

میلاد دخانچی: "شما می توانيد ده فيلم را نام ببريد كه فيلم به عنوان فيلمهای خوب بعد از انقلاب معرفي كنيد؟"

دکتر حسينی:"فيلمهای خوبي داريم از مشاهير، بزرگان، دفاع مقدس، سريالهای خيلي خوب ساخته شده است كه در اين سريالهايی كه توسط صدا و سيما ساخته شده در كشورهای منطقه و جاهای مختلف در بين غربی ها هم طرفدار دارد سريال حضرت مريم، اصحاب كهف كه بسيار ارزشمند بود امسال در جشنواره فيلم فجر فيلم جنگ 33 روزه را داشتيم كه كاری بسيار ارزشمند بود يا راه ابريشم، ملك سليمان شايد كوتاهی ما اين است كه اينها را دوبله به زبانهای مختلف نكردهايم و در اختيار ديگران قرار نداده ايم كه انشاالله در سال نود يك جهش را در فعاليتهاي بينالمللی خواهيم داشت."

میلاد دخانچی:" شما گفتيد نبايد محدود بشویم و منفعلانه حركت كنيم و بايد تهاجمی حركت كنيم چه اقداماتي در اين راستا صورت گرفته است."

دکترحسينی: "ما از هر فرصتی استفاده كرديم و هر كشوری كه آمادگي خود را اعلام كند ما حضور خواهيم يافت حالا به هر مناسبتی هفته فرهنگی دارند يا پايتخت فرهنگیجهانی اسلام و عرب است."

میلاد دخانچی: نمی شود اين نگاه به خارج از كشور نباشد و اين فرهنگ بومی از بين نرود و بچههای ما زياد فستفود مصرف نكنند، بازي كامپيوتری نكنند هفت سنگ بازي كنند.به آنتونی رابينز و روانشناسی های موفقيت كه سيطره عقلانيت غرب دارند اعتماد نكند."

دکتر حسینی:"كارهاي ما هم براي داخل و هم براي خارج از كشور است."

میلاد دخانچی:" نگاه موزهاي به فرهنگ را همه متوجه ميشوند؟"

دکتر حسينی:" ما در داخل به اين سمت حركت می كنيم كه فرهنگ هنر محدود به ايران نباشد. قبلاً جشنوارهها برگزار می شد و عده ی خاصي از مردم می ديدند و محدود به آنها بود اما اكنون برنامهها مردمی تر است."

میلاد دخانچی:" ما چه كنيم پنج الي ده سال آتیمعماری ای داشته باشيم كه باعث افتخار ايرانيها باشد؟"

دکترحسينی:" بحث معماري به عهده شهرداری ها، وزارت مسكن و شهرسازی، ميراث فرهنگی و .. است و رهبر معظم انقلاب بارها تأكيد كردند كه معماری ما بايد به گونهای باشد كه متفاوت باشد."

میلاد دخانچي:" فرهنگ مقولهای پيچيده است كه دو جشنواره و فستيوال فيلم برگزار كنيم."

دکتر حسينی:" فرهنگ همه شئون زندگي را در بر می گيرد از مد و لباس گرفته تا ريزترين مسائل كه ما طراحی و نمايشگاه برگزار می كنيم اين بحث بايد به تفصيل انجام شود اما ما داريم كاري می كنيم كه جوانان ما در هر جاي كشور كه هستند به نوعي اينها را درگير می كنيم با گسترش فعاليتهاي فرهنگی، سال گذشته ما منظومهای از جشنوارههاي قرآنی را بر پا كرديم كه حدود صد هزار اثر به ما رسيده است."

میلاد دخانچی:"چه تفاوتی بين شما و وزير اسبق ارشاد وجود دارد و چه تفاوتی بين وزرای دولت آقایاحمدی نژاد با دولتهایقبلی در حوزه سياستهای فرهنگي وجود دارد؟"

دکتر حسینی :"يكی اينكه پركاری اين دولت مطرح است، حضور در استانها و در بحث بينالملل، بازگشت به آرمانهای امام (ره) كه در مقطعی اتفاق افتاد بود و به سمت انفعال رفتيم چه در عرصه فرهنگی، سياسی و اجتماعی و مجبور به پذيرش اصولی شديم ."

میلاد دخانچی:"يعنی دو سال ديگر ما ميتوانيم بگوييم آرمانهای امام تحقق پيدا كرده است؟"

دکتر حسینی :" در حوزه فرهنگی قدمهاي بلندی را برداشتيم يعنی اقدامات خوبی صورت گرفته اگر چه هنوز تا وضع ايدهآل فاصله داريم اما جهتگيری ها به گونهای است كه بعد از مدتی انشاءالله نهادينه خواهد شد، نمونه كارهایخوبی كه ارائه كرديم و توليد و تقويت نيروهای جوان شهرستان که در دست گروهخاصی بود اما اكنون پانصد گروه شهرستانی را تجهيز می كنيم كه اينها فعال شوند .خيلی از اينها می توانند در سطح ملی بلكه در عرصه جهانی بدرخشند و اين قابليت را دارند ما امتحان كرديم خيلي از اينها را اعزام كرديم در جشنوارهها و برنامههای متعدد در خارج از كشور و شاهد افتخار آفرينی آنها بوديم لذا بايد از آنها حمايت كرد البته با نگرش اسلام ناب و اصيلی كه وجود دارد كه بتواند موثر واقع شود و ما روز به روز نتايج را ملاحظه ميكنيم."

میلا دخانچی:"آیا منصفانه است كه همه نيازهایفرهنگی را از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی مطالبه كنيم؟ اين سؤال را از دكتر پيغامی پرسيديم ايشان گفتند نه، استدلال طولانی اما شيوای ايشان براي من بسيار جالب بود ."

دکترعادل پیغامی:" بحث اين است كه ما در ايران چقدر مديريت فرهنگی داريم آيا عنصری به نام مديريت فرهنگی داريم و آيا در انقلاب اسلامی ما عنصری به نام مديريت فرهنگی داشتهايم؟ پاسخ من نه است ما مديران بروكراتيك، اداري، هزينه و مدير و حرف و سخن داريم ولي مدير فرهنگي نداريم .مدير فرهنگي اولويتها را می شناسد، مسئلهشناسي دارد و خواستههای خود را طراحیمی كند و به عمليات برود و شاخص داشته باشد برای ارزيابي و بازخورد كه چقدر به نتيجه رسيديم ما جايي را براي رصد شاخص فرهنگي داريم بخش رسانهها و پايش داريم كه شش ماه پيش با ايرانيان امروز در عرصه تغذيه نمودارش پايين رفت يا بالا رفت شاخص نداريم، مراكز آماری به صورت اعم، فرهنگي به صورت اخص ديدبانی فرهنگي و آينده شناسي ندارند و چه كسي ميتواند بگويد ايران ده سال بعد را چگونه ديدهايم حتي آن حد از آينده شناسيهايی كه با ورود مقام معظم رهبري و مطالبه فراوان ايشان كه تنها مدير فرهنگی كشور هستند و همه ما حتی حوزه علميه حرفهای ايشان را تكرار می كنيم و كسی در حوزه عمل جرئت وارد شدن را ندارد و ايشان چشم انداز بيست سال آينده را ترسيم كردهاند و نقشههایمتعددی را مطالبه كردند در همان حد هم ما نميگذاريم آينده شناسي شود و ايرانهزار و چهارصد و چهار به اين معيارها برسد بخشیفرهنگی ما بگويد براي كليد واژهها چه برنامهایبرای تحقق اهداف چيده است من نمی بينم نه در موسيقی آهنگ پاپ و سنتیمی بينم و نه در حوزه نمايش، سينما شايد اين موارد باشد اما بسيار كم است اينجاست كه انتخاب موضوعات فرهنگی حتي با كنار گذاشتن، انقلاب اسلامی و دين بسيار سخت است اگر ده تا تئاتر باشد شايد يكي از آنها مناسب است و از هيچ حمايتی برخوردار نيست يعني جای سئوال است كه چرا انواع هجمه تبليغاتی به به فرزند من برای مصرف پفك وارد می شود اما نمايش نامه خوب معرفینمی شود."

"شما تعداد زيادی كتاب با اين معيار پيدا می كنيد اما شهروند ايرانی كه می خواهد هدفمند زندگی كند انقلاب كرده و برای دنيا الگوست و می خواهد تمدنی جديد را بسازد و دنباله رو نيست و نميخواهد مانند ژاپن دنبالهرو جريان آمريكايی شدن و يا چين خود را مانند يك جهان دوم در غرب جا می زند چين همانی بود كه ايران در ده سال گذشته بود ما تازه اگر بخواهيم مانند چين شويم كه راه به جايي نمی بريم. ايرانی نگاه سياسی، فرهنگی و شيعهگری دارد كه باز منحصر به فرد است و مسئوليتهایماخيلی سنگين می شود نخبه ايرانی اوايل قرن بيست بعدها از سوی تاريخ و نسلهایآتی ما مورد سؤالهایجدی واقع خواهد شد."

میلاد دخانچی: "شايد همين ضعف نخبگانی و خالی بودن فرهنگ و غالب شدن جبنه ی بوروكراتيك در حوزه مديريت فرهنگ است كه زمانی كه از انسانها درمورد فرهنگ ملی در ايران می پرسيد جوابها يا خيلي بي رمق است يا خيلي شعاری."

میلاد دخانچی:" البته دكتر پيغامی اعتقاد دارد كه فرهنگ ملی ما آنقدر ها هم بی صاحب نيست يك جايی وجود دارد به نام شورايعالی انقلاب فرهنگی كه كار آن بجای بخشنامه نويسی اين است كه تعريفی منسجم از فرهنگ ملی ما داشته باشد فرهنگ ملی كه ما را از تاثيرات منفیجهانی شدن فقط می كند و سبك زندگیدينی ما را رقم بزند و هويت ايرانی ما را حفظ كند و ما برای مقاومت فرهنگی در برابر غرب آماده كند .دكتر پيغامی از عملكرد مسئولان راضی نيست."

دکتر عادل پيغامی: "در عرصه فرهنگ اقتصاد فرهنگ لازم است در تمام اين سی سال توجهی به اقتصاد فرهنگ در شورای عالی انقلاب فرهنگی مشاهده نمی كنم وقتیمی گويم شورای انقلاب فرهنگی مدير نيست ، مدير كسی است كه برای مسئله ی فرهنگ خودش دقت پيام، ابزار، اثر بخشي، كارايی و زمينهها را ميچيند. اينها ويژگی هاي مديريت است كه رهبریمی كند كه يكی از زمينهها برای شكلگيری هر فرهنگ مطلوبی اقتصاد آن فرهنگ است. شما پاسخ دهيد چه گزارهای بانك گزارهای در زمينه اقتصاد راديو و تئاتر و يا سينما بوده است دنبال ساختن اين زير بناها هم نرفته است حتی گفتن اين مسئله. چرا در دانشگاههای ما رشته اقتصاد فرهنگی ، حقوق اينترنت وجود ندارد؟ حقوق مجازی كجاست حقوق فضایمجازی ما دست مهندسها است كه به سبب این که احساس نياز می كنند دارند گزارههایحقوقی را در عرصههایحقوقی را به تصويب می رسانند و شورایعالی انقلاب فرهنگی فكر حقوقی كنند. شورای عالی انقلاب فرهنگیبه جای مديريت فرهنگی يك مديرت اداری و بوروكراتيك را دنبال كند شما كافی است آييننامهها و اساس نامهها را نگاه كنيد مثلاً برایفعاليتهایقرآنی منشور نوشته است شما اين منشور را نگاه كنيد. سبك زندگی قرآنی يكی از سبكهای زندگی ای است كه ما ايرانی ها اساساً قرنهاست كه داريم .انقلاب اسلامی قصد تعمیم آن را دارد منشور فعاليتهای قرآنی كشور بی روح است و فقط به قصد آييننامه نويسی شكل گرفته است و در عرصه ی مديريت فرهنگی مساوی آييننامه نويسی است . منشور فعاليتهای قرآنی نوشته شده است به منظور گفتن اين موضوع كه در قرآن كاری انجام دادهايم. در منشور فرهنگ تغذيه، فرهنگ معماری و... مثال فراوان است كه سبكهای زندگی كاملاً مغفول مانده است."

میلاد دخانچی:" اما آيا اين به اين معناست كه شورای عالی انقلاب فرهنگی ما درست عمل كند همه مشكلات ما در حوزه فرهنگ بر طرف ميشود و سهم نخبگان ما چيست؟ سهم کسانی مثل دكتر پيغامی؟ اين سؤال را از خود دكتر پرسيدم بهتر بپرسم چرا ما نياز به يك الگو داریم؟"

دکتر عادل پيغامی: انقلاب اسلامی ايران با توجه به شعاری كه داده است و با توجه به نگاهی كه حتی اسلاميت ما نه ،ايرانی بودن ما اقتضاء ميكند، ايرانی معمولاً تمدن ساز است و برای تمدن بايد الگو باشد الگوهای متعدد چه در بعد فضای مجازی چه در بعد فضای ملموس كه به آن سبك زندگی می گوييم. اگر ايرانی قرن بيست يكم برای عرصههای متعددش از تغذيه گرفته تا نحوه پوشش. انتخاب همسر در پنجاه سال قبل يك فن آوری ديگری حاكم بود برای انتخاب همسر كه مادران در عرصه خانوادگی، مهمانی ها و... شبكه های خاصی برای انتخاب همسر داشتند اما زمانی كه وارد عرصه جهانی می شويم و تهرانی به وجود می آيد همسايهها با هم نا آشنا هستند و شبكههای فاميلی كم رنگ شده است حال شما ببينيد يك ايرانی مذهبی در كدام شبكه اجتماعی همسر آتی خود را پيدا ميكند. اينجا است كه ما آسيب شناسانه می نشينيم و می گوييم چرا دوستی های اينترنتي زياد شده است اما اين معلول است ما بايد بگوييم چه شبكههای جايگزينی داشتهايم كه قادر به انتخاب بود. وقتی اين شبكه از بين رفته و من نخبه جايگزينی انتخاب نكردم مجبور به برطرف كردن نيازها به وسيلههای گوناگون است و آنگاه مطابق ميل ما نيست و می گوييم چرا نغمههای عاشورايی بد است، چرا سبك انتخاب ازدواج تغيير كرده است و چراهای مختلف ولی اين اشكال به مسئولان فرهنگی بر ميگردد حتی اگر مسئله ی جهانی سازی مطرح نشود با اين مسائل مواجه هستيم و جهانی سازی قضيه نبودن نخبه و مدير را حادتر و مزمنتر ميكند."

میلاد دخانچی:" اقتضائات جهانی شدن كمكم دارد حاكم می شود و سبك زندگی ما را تغيير می دهند به گونهای كه سبك زندگی كنونی غير قبول است و بايد تغيير كند تا زماني كه نگاه ما به ابزارالات جهانی شدن خنثی است و ما فقط بايد اقتضائات آن را تغيير دهيم. خروجی فرهنگی وسبك زندگی ما شبيه غربی ها می شود برای تغيير سبك زندگی ما نياز به تعبير متفاوت و جايگزين از فرهنگ ملی خودمان داريم و بايد روايتی متفاوت از فرهنگ ملی را در ذهنمان بياوريم و برای آن برنامه ريزی كنيم."


دانلود (منبع: gereh3.ir):

گره - فرهنگ ملی - بخش اول 33 مگابایت

گره - فرهنگ ملی - بخش دوم 37 مگابایت

گره - فرهنگ ملی - بخش سوم 24 مگابایت