برنامه همسر یابی (قسمت اول)
میلاد دخانچی :" در خدمت دکتر علیرضا شیری مدرس دانشگاه در حوزه ی بهداشت خانواده هستیم . من به عنوان مستند ساز اجتماعی با خیلی از جوانان در باره ی ازدواج و همسریابی صحبت می کنم . با خیلی از پسران که در ایران صحبت می کنم و با آنهایی که آماده ی ازدواج هستند و به لحاظ اقتصادی در شرایط مطلوبی هستند ، وقتی می پرسم که چرا ازدواج نمی کنید ، می گویند یک دختر خوب به من معرفی کنید ، حتما ازدواج می کنم و وقتی با دختران صحبت می کنیم می گویند که پسر خوب کم است چه اتفاقی افتاده است ؟ آیا واقعا پسر خوب کم است ؟ آیا واقعا دختر خوب کم است ؟ یا یک فقدانی وجود دارد که دختران خوب را به پسران خوب وصل کند ؟"
دکتر علیرضا شیری:" با سوال سختی شروع کردید ، قطعا این طور نیست . به نظرم بعضی ها دارند تنبلی می کنند چون ملاک خوبی و بدی و یافتنش و جستجویش خودش بحث جدایی دارد . آیا من قادر به جستجو هستم ؟ احتمالا به این سوال می رسیم که اگر هم قادر باشم کجا باید جستجو کنم و اجتماع ما آیا فضا هایی را مهیا کرده است که آدم ها بتوانند همدیگر را پیدا کنند؟"
میلاد دخانچی :" سوال من هم همین است آیا اجتماع ما فضایی را فراهم کرده است که جوانان بتوانند همدیگر را بشناسند؟ چه اتفاقی افتاده ؟ بیایید این را آسیب شناسی کنیم . از عوض شدن زمانه و اقتضائات آن صحبت می شود و آن چیزی که به ذهن من می رسد این است که یک چیزی عوض شده است ، آن چیز چیست؟ "
دکتر علیرضا شیری:" خیلی چیز ها عوض شده اند . خود مفهوم ازدواج از آن مفاهیم بحث برانگیز است و این که مکرراً دارد انجام میشود به این معنی نیست که مفهوم ساده ای باشد باید بگویم که ازدواج از آن دسته مسائل خیلی چالشی است . کسانی که می خواهند ازدواج کنند بحث عشق را مطرح می کنند و این که سهم عشق در ازدواج چقدر است که یک سهم معقولی است و نمی شود همینطور با چشم بسته ازدواج کرد ..."
میلاد دخانچی :" چه اتفاقی افتاده است که وقتی امروز با پسران صحبت می کنیم می گویند دختر خوب نیست ؟ در صورتی که هست و با دختران که صحبت می کنیم می گویند پسر خوب نیست. چه شده است ؟"
دکتر علیرضا شیری :" یکی این که معیار ها دارد به هم می ریزد یعنی ما ریشه در سنت داریم سر در مدرنیته ، یک نگاهمان به دنیا و اتفاقاتی که دارد می افتد است و یک نگاهمان به پدر و مادرمان و فامیل که چگونه ازدواج کرده اند و می بینیم که نحوه ی ازدواج آن ها آن طوری نیست که ما خوشمان بیاید که بخواهیم آنطور انتخاب کنیم و یا آنطور انتخاب بشویم . خیلی از جوانان آلرژی دارند به این که به خواهند این گونه ازدواج کنند. گروه سنی ای که بیشترین گروه جمعیتی ازدواجی کشور ما است که بین بیست تا سی سال است ، گفتن بعضی از این حرف ها باعث شده است که فرد فکر کند مگر من چه مشکلی دارم و آن شیوه را نمی پذیرد و همه چیز را هم می خواهد خودش کشف کند . بنابر این ما باید یک تعادلی برقرار کنیم بین آنچه که دیگران کشف کرده اند برای ما و آنچه که فرد خودش می خواهد الان اکتشاف کند و هردو حالت را باید نقادی کنیم و ببینیم که کدام خوب و کدام بد است. باید بپذیریم که آدم ها می توانند انتخاب کنند ."
میلاد دخانچی :" این من را به سوال دوم می رساند و آن این است که بالاخره جوانان باید به روش قدیمی ازدواج کنند و منظورم از روش قدیمی این است که پدر و مادر ها نقش زیادی در آن دارند و یا نه به روش جوانان شهری متوسط به بالای ما که اعتقاد دارند ما باید خودمان یک نفر را پیدا کنیم و اگر آشنایی ما به یک نتیجه ای رسید آن وقت پدر و مادر را وارد کنیم ؟ این تقابل وجود دارد ، کدام یک از این دو روش درست است ؟"
دکتر علیرضا شیری :" هردو مسائل خودشان را دارند و به نظر من این که بگویم کدام درست است و کدام غلط به این معنی است که خودم را درست تعریف نکردم نسبت به سوالی که شما می کنید . واقعیتش این است که آیا همه ی ازدواج های سنتی موفق بوده اند؟ نه ما در آن روش هم شکست داشته ایم ، به هم ریختگی داشته ایم ، عدم شناخت داشته ایم . در قدیم انتخاب های متعدد وجود نداشت مثل خرید کردن است اگر یک فروشنده به من دو جنس را برای خرید پیشنهاد بدهد و بگوید این دو مناسب شما است و من یکی را انتخاب می کنم و راضی هم هستم اما اگر من در دنیایی زندگی کنم که به من پیشنهاد های متعددی بدهد آن وقت هم انتخاب سخت می شود وهم من معیار های خودم را گم می کنم . الان ما مثلا راجع به پسر بیست و هفت ساله ای صحبت می کنیم که انتخاب های متعددی برای زندگیش دارد . در قدیم پسر بعد از این که دیپلمش را گرفت و سربازی رفت خیلی سریع برایش بحث ازدواج پیش می آمد ، فرهنگ فرهنگی بود که می گفت باید ازدواج کنی و مثلا پدر و مادر ها تعجب می کردند وقتی می دیدند که دخترشان در خانه است اما الان اینطور نیست ، الان سبک زندگی به نحوی شده است که فرد وقتی درسش تمام می شود می گوید که می خواهد ادامه ی تحصیل بدهد یا کار بکند تا تجربه کسب کند یعنی کیفیت زندگی اش طوری شده است که جایگاه از آن مرکزیت کمی تغییر کرده است . یک جایی می رسد که فرد می گوید که حالا وقتش است که بروم و مسئولیت یک خانواده را به عهده بگیرم. آیا جامعه ، پدر و مادر این بازه ی زمانی فاصله دار را برای ازدواج می پذیرند ؟ یک پسر تحصیل کرده ، یک دختر تحصیل کرده که در بیست و شش سالگی مجرد است و به من ایمیل می زند و از فشار اجتماعی گله دارد ، این باور فرهنگی جامعه است .
حالا این دختر در بیست و شش سالگی وقتی در خلوت خودش فکر می کند از فقدان ازدواج الان نمی ترسد ولی دو سال دیگر خواهد ترسید و فکر می کند که پس من چه می شوم ؟
در جواب سوال شما می خواهم بگویم که هردوی این ها درستی و غلطی های خودشان را دارند ."
میلاد دخانچی :" بیایید در مورد همین ها حرف بزنیم ، مضرات روش سنتی چیست ؟ بیایید در باره ی آن موردی صحبت کنیم که شما با ایشان صحبت می کنید که روش سنتی بوده است و جواب نداده است که من ترجیح می دهم به جای سنتی از قدیمی استفاده کنم ، چرا جواب نداده است ؟ مشکل چه بوده است ؟ این را آسیب شناسی کنید "
دکتر علیرضا شیری :" فردیت در حال تغییر است یعنی ادم ها دارند می شوند میز من ، کتاب من ، تحصیل من ، درآمد من و این من دارد مدام اضافه می شود پس انتخاب من ، همسر من هم دارد اضافه می شود . ما در شیوه ی سنتی پدر و مادر را داشتیم و انتخاب های محدودی که آنها تصمیم می گرفتند و معمولا حرف زیادی گفته نمی شد حتی پسران هم آنقدر ها حرف زیادی برای گفتن نداشتند ، تصمیمات در جایگاه بالاتری گرفته می شد یا حداکثرش این بود که فرد یک یا دو تصمیم می گرفت و زود کارش را پیش می برد اما الان این ممکن است ؟ نه . یکی از دلایلی که به نظر من شیوه ی سنتی باید اصلاح شود این است که هزینه های زیادی به روان جوانان تحمیل می کند . دختر بیست و هفت ساله ای که تحصیل کرده است ، زندگی کرده و دنیا دیده است و آدمی است که اهل چالش در زندگی اش است این ادم می خواهد ازدواج کند و به خواستگاری اش می آیند ، یک پسر خوب و باشخصیت و خانواده دار ، اول او را می بینند ، دقت کنید ، احساسش این است که من انگار در موزه قرار گرفته ام و مثل یک اثر هنری ام و هنر من تحصیلات و چند چیز دیگر من است و بعد من را می بینند و مثل خریداری که باید برود فکر کند یا زنگ نمی زنند یا زنگ می زنند و دلایل عجیب و غریب می آورند که مثلا تفأل زده ایم خوب نیامده یا استخاره کردیم و بعد آن دختر نگاه می کند و می بیند که این یک شکست است ، یک انتخاب نشدن است و این آدم در زندگیش انتخاب نشدن را یاد گرفته است و می بیند که در جاهای دیگر زندگیش پیشرفت کرده اما در این مورد اصلا جایی برای تلاش نیست و اینجا باید بشیند تا بقیه تماشایش کنند . من می خواهم بگویم که ازدواج سنتی شیوه ای است که استرس وارد می کند ، خود خانواده ی دختر که بسیار معذب اند و نمی خواهم راجع به تشریفات خواستگاری صحبت کنم و پسری که می گفت من هر بار باید مقدار زیادی برای دسته گل پرداخت کنم و نقطه ی نظرش روی پول دسته گل بود نه اتفاق مهمی که می افتد و این هم می تواند یکی از بدی های این روش باشد یعنی هزینه های بالایی که دارد . راهکار های مناسبی برای ادامه ی این روش طراحی نشده است چون در شیوه ی سنتی کسی هست که آدم ها را با هم تطابق می دهد یعنی کسی است که می نشیند و فکر می کند که این آدم به این آدم می آید و حالا خود این آدم ها الان کم هستند و آنهایی که هستند هم نادیده گرفته می شوند و اگر وارد بازی شوند به اقتضائات مدرنیته آگاه نیستند و به همان دلایل و انگیزه هایی آگاه است که خودش سی سال پیش ازدواج کرده است ، الان ممکن است ملاک های یک پسر با ملاک های پدرش متفاوت باشد اما این ها به رسمیت شناخته نمی شود . بنا براین در شیوه ی سنتی پسر و دختر احساس می کنند نه آن طوری که هستند عرضه می شوند و نه درست انتخاب می شوند و نه فیدبک های درستی می گیرند یعنی وقتی سه بار نه می شنود نمی تواند به این فکر کند که چرا من نه شنیده ام چون حتی یکی از آن کسانی که نه گفته است دلیلش را نگفته است و برای پسر هم همین طور است که بعد از یک مدتی به این نتیجه می رسد که همه دنبال پولو موقعیت و قیافه اند که اصلا ممکن است این هم نبوده باشد . ابهام ظرفیت ایجاد استرس دارد و یکی از دلایلی که من می توانم برای اصلاح شیوه ی سنتی نقادی کنم این است که آیا شیوه ی مدرن شیوه خیلی خوبی بوده است ؟ مثلا یک دختر و پسری که در یک شبکه ی اجتماعی با هم آشنا می شوند و با پیام و تکست رابطه شان را شروع کنند یا مثلا در خیابان همدیگر را ببینند ، در یک مهمانی یا یک جمع همدیگر را ببینند آیا این شیوه موفق بوده است ؟
به همان میزان آن هم شکستش زیاد بوده است و اولین مسئله اش هم این است که در شیوه های که شما گفتید به ظاهر مدرن تکلیف آدم ها معلوم نیست ، حداقل کسی که به جلسه ی خواستگاری می رود معلوم است که چه می خواهد اما ما می بینیم که در شیوه ی مدرن ، پسر بعد از یک مدت ارتباط می گوید که من باید درس بخوانم و فکر کرده ام و باید بروم خودم را پیدا کنم و دختر نگاه می کند و می بیند که سه سال ارتباط داشته است و این معاشرات مؤانست می آورد و بعد از آن هیچ و دیگر حرفر هم نمی تواند بزند چون اگر چیزی بگوید پسر در جوابش خواهد گفت که تو می خواهی جلوی رشد من را بگیری . واقعیت این است که در شیوهی مدرن یکی از اتفاقاتی که می افتد این است که تکلیف آدم ها با زندگیشان مشخص نیست و سومین بحثی که می خواهم مطرح کنم این است که ما در هر دوی این ها از یک نقطه ضربه می خوریم ."
میلاد دخانچی :" از کدام نقطه ؟"
دکتر علیرضا شیری :" این که ما مهارت این را نداریم. مثلا برا ییخچال خریدنمان بلدیم که دنبال چه بگردیم ، یادمان داده اند که برچسب انرژی را نگاه کنیم یعنی ملاک داریم اما ملاک های ازدواج و ملاک های شناخت که یعنی من می دانم چرا می خواهم ازدواج کنم اما نمیدانم آیا این همان آدمی است که می تواند من را خوشبخت کند یعنی ما هنوز هم فقر داریم در آموزش مهارت های ازدواج ."
میلاد دخانچی :" شما آسیب شناسی دو روش را کردید ، ما هدف و مقصدمان بر این است که یک جامعه ی دینی بسازیم ، شریعت را مبنای ساختن یک جامعه ی دینی بکنیم . نگاه شریعت اسلام به این قضیه چیست ؟ آیا شریعت اسلام می گوید که شما باید فقط خواستگاری کنید یا نه . این که شریعت چه می گوید بحث خیلی جالبی است در خدمت خانم دکتر فرهمندپور هستم کارشناس مسائل دینی که از طریق تلفن به ما می پیوندد. "
دکتر فرهمندپور :" قبل از این که به بحث شریعت بپردازم می خواهم چند نکته راجع به مسائلی که در برنامه مطرح شد بگویم ، من فکر می کنم که ما درباره ی ازدواج سنتی یا مدرن و این که آیا این درست است یا آن درست است ، این خط کشی کمی خط کشی غلطی است و من گمان می کنم که ما باید یک احتمال دیگر را هم بگذاریم و آن طراحی یک مدل میانی است یعنی مدلی که ضمن این که آسیب های هردو طرف را ندارد چه بسا بتواند نکات مثبت هر دو روش را داشته باشد و برای این که مدل میانی را طراحی بکنیم یکی از نکات مثبت در ازدواج های سنتی مداخله و همراهی خانواده بود که این مداخله و همراهی در نهایت منجر به حمایت دائمی هم می شد . البته ما در مورد شرایط عمومی صحبت می کنیم ، به نحو کلی در ازدواج های سنتی خانواده ها هم مداخله می کردند و هم همراهی و حمایتشان را به طور نسبی از این خانواده ی جوان دریغ نمی کردند چون خودشان را مسئول می دانستند. یک نکته ی بسیار مثبتی که در ازدواج های گذشته ی ما وجود داشت این بود که یا سابقه و زمینه ی شناخت وجود داشت یا امکان کسب شناخت به طور نسبی فراهم بود یعنی یا فامیلی بود یا بین همسایه ها یا همکاران یا به خاطر بساطت شرایط اجتماعی آن دوران امکان این که بروند و تحقیق بکنند و شناسایی را به دست بیاورند وجود داشت و این به دوام و بقای آن زندگی خیلی کمک می کرد . به خاطر شرایطی که آن موقع وجود داشت سازگاری و تطبیق افراد و در واقع پایداری شان به آن انتخاب اولیه خیلی بیشتر از الان بود یعنی وقتی کسی یک موردی را انتخاب می کرد به خودش می قبولاند که به طور طبیعی پای این انتخاب بایستد و سربه هوایی ها و بی وفایی هایی که الان وجود دارد ، پشیمان شدن های بسیار زود هنگام که ما الان می بینیم عمده ی طلاق ها در یک سال اول ازدواج صورت می گیرد ، در آن ازدواج ها نبود . تاکید می کنم که این به این معنی نیست که انسان ها همواره در آن نوع از زندگی ها احساس خوشبختی می کردند و حتی نمی خواهم بگویم که اگر ما فهمیدیم انتخابمان غلط بوده است لاجرم باید پای یک انتخاب غلط بایستیم من می خواهم بگویم مجموع شرایطی که در ازدواج های سنتی وجود داشت مثل محدودیت حوزه ی انتخاب باعث می شد ما پای آن انتخابی که کرده ایم تا حد زیادی بایستیم و این ها محسنات ازدواج های سنتی بود که بعضی از آن ها در شرایط ازدواج های مدرن فعلی وجود ندارد . الان وقتی که دختر ها و پسر ها در دانشگاه با هم آشنا می شوند ، یک دختر از یک استان شرقی و یک پسر از یک استان غربی همدیگر را می بینند و اساسا امکان شناخت خوبی برایشان وجود ندارد و منظورم از شناخت این نیست که رنگ مورد علاقه ی همدیگر را بدانند ، شناخت یعنی شناخت فرهنگ ، فرآیند تربیت ، تعاملات اجتماعی ، مناسبات خانوادگی و ادبیاتی که در این زندگی دراز مدت شکل می گیرد و نوع ترکیبی که ما به عنوان یک جریان دراز مدت تربیتی در تعامل با اعضای خانواده داریم تعریفی که ما از زن بودن و مرد بودن ، تعریفی که ما از شوهر و همسر بودن در ذهنمان در یک فرآیند دراز مدت شکل گرفته است آیا واقعا در همه ی کشور ما یک جور است ؟ آیا خرده فرهنگ هایمان یک جور است ؟ این دو جوان همدیگر را در محیط دانشگاه می بینند و خوششان می آید و فکر می کنند یک همگرایی کلی بینشان وجود دارد اما وقتی وارد زندگی می شوند چون آن شناخت تامین نشده است و اصلا می خواهم بگویم که هیچ راهی هم برای تامینش نیست ، این پسر هرگز نمی رود به آن استانی که دختر در آن زندگی می کند و شش ماه بخواهد زندگی را در آن تجربه کند و با این فرهنگ آشنا شود . اول ازدواج می کنند و بعد تازه با آن واقعیت های فرهنگی آشنا می شود . از آنجایی که انتخاب ، انتخاب خود جوانان است آن مداخله و همراهی خانواده هم عملاً اتفاق نمی افتد و تبعا به خاطر این نوع انتخابی که شده است و فضای فراخی که برای انتخاب وجود دارد ، سازگاری و تطبیق هم اتفاق نیفتاده است . یک نکته وجود دارد آن هم این است که ازدواج های سنتی یک نقطه ضعف عمده دارند و آن این بود که انتخاب خود افراد خیلی جدی گرفته نمی شد یعنی همانطور که اشاره شد مادر و خواهر و بزرگتر ها انتخاب می کردند و جوانان تن می دادند و می رفتند و در زندگیشان سازگار بودند. یک دختر برون گرا با یک پسر درون گرا یک عمر با هم می ساختند و بالاخره کنار می آمدند . اما الگوی مورد نظر شریعت همان الگوی میانی است در الگوی شریعت ما تاکید بر چند چیز داریم اول از همه مداخله ی خانواده است چون اگر نگاه کنید ، در آیه ی قرآن تاکید می شود که فرزندانتان را یا جوانانتان را به ازدواج در بیاورید و در واقع قرآن به این تاکید می کند که در واقع خانواده ها آستین بالا بزنند و معلوم می شود که در دین مداخله و ورود بزرگتر ها..."
میلاد دخانچی :" آیا این مداخله است یا فقط یک نوع بستر سازی است ؟"
دکتر فرهمند پور:" مداخله یک معنای بسیار وسیع تر از تحمیل دارد ،مداخله می تواند تصمیم سازی باشد نه تصمیم گیری و مداخله با دخالت که در جامعه ی ما یک اصطلاح شده است فرق می کند . من مداخله را یک فرآیند عملکردی می دانم به این معنا که ما جوانان را به حال خودشان رها نکنیم بلکه برایشان زمینه سازی بکنیم ، تصمیم سازی بکنیم و کمک کنیم که مواردی پیش بیاید و حتی حمایت مالی بکنیم یعنی خانواده ها احساس مسئولیت در قبال موضوع بکنند . از نظر شریعت مداخله حتی در این حد جدی که اجازه ی پدر برای ازدواج دختران لازم است باید وجود داشته باشد . نکته ی دیگر این است که اسلام به ویژه روی شناخت تاکید می کند ، وقتی گفته می شود که وقتی شما همسری را انتخاب می کنید و یک سری ویژگی ها باید داشته باشد ، این ویژگی ها ویژگی هایی که در لحظه کشف بشوند نیستند ، وقتی گفته می شود که شما روی ایمان یک نفر حساب باز کنید ، این چیزی نیست که به راحتی قابل تشخیص باشد و ایمان را باید در طول زمان سنجید ، در فراز و نشیب ها و موقعیت های مختلف فهمید ، تاکید می شود که روی زیبایی و ٍروت حساب باز نکنید و این نشان دهنده ی این است که آن ملاک هایی که در لحظه می شود تشخیص داد خیلی مورد نظر اسلام نیست و بحث سازگاری و تطبیق بسیار مورد توجه اسلام است اما نکته این است که با همه ی تاکیدات اسلام از طرف ذیگر روی چیزی تاکید می کند که در ازدواج های سنتی جامعه ی ما به آن توجه نمی شد و آن ملاحظه و محترم دانستن انتخاب قلبی یک نفر است . مثلا برای دختر خانمی خواستگاری بیاید و بزرگتر ها تصمیم بگیرند و چون پدرش و خانواده اش که مورد احترام او هستند بگویند که این خوب است و او هم بپذیرد اصلا چیزی نیست که مورد تایید اسلام باشد و وقتی این اتفاق بیفتد به خصوص در یک عرصه ای که انتخاب های فراخی برایش فراهم باشد ، منجر به عدم پایداری به این انتخاب می شود ."
میلاد دخانچی :" بیایید با این مبنا آن مدل میانی شما را بشنویم ."
دکتر فرهمند پور :" مدل میانی دقیقا همین است ، یعنی ما این خط کشی را نکنیم که یا سنتی یا مدرن درست است که حقیقت ازدواج تغییر کرده است اما مکانیزم های مورد تایید ما ثابت مانده است که همان مکانیزم سنتی است چون آن مکانیزم ثابت مانده و موقعیت تغییر کرده است یک سری راه های میانبر و فرعی نادرست جایگزین شده است ، یعنی وقتی خانواده ها نتوانستند نظر جوانانشان را جلب کنند آن وقت این آشنایی های کوچه بازاری و کافی شاپی جایگزین شده است . ما باید برویم به سمت این که خانواده ها احساس مسئولیت بکنند ، خانواده ها حمایت گر باشند و تلاش کنیم که زمینه ی شناخت فراهم بشود ، پایداری پای این تصمیم باشد ضمن این که در تمام این فرآیند همراهی این جوانان را داریم . اگر فرض بکنیم مدل مداخله ی بعضی از موسساتی که کمک می کنند به ایجاد شناخت و نمی خواهم بگویم این قابل تایید است چون ما می دانیم که خیلی از این موسسات خودشان مخاطره آمیز هستند ، خودشان برای جوانان مخاطره ایجاد می کنند اما اگر در جامعه ای که امکان شناخت فرد به فرد وجود ندارد ما پای بعضی از این نهاد ها و موسسات را باز کردیم و البته مکانیزم هایی برای جلوگیری از بعضی از مخاطرات و سوء استفاده های احتمالی وضع کردیم این می تواند یک مدل باشد . عمده ترین مشکلی که در این زمینه وجود دارد این است که خانواده های ما به خصوص خانواده ی دخترها نسبت به ورود به این عرصه مقاومت میکنند یعنی با وجود این که موضوع ازدواج تغییر کرده خانواده های سنتی ما حاضر نیستند مکانیزم های متناسب با این تغییر را بپذیرند یعنی اگر یک موسسه ای هرچقدر هم مطمئن باشد مورد پذیرش هیچکدام از طرفین نیست یعنی می خواهم بگویم ما ضمن این که باید مکانیزم های متناسب با زمان را ارائه بدهیم فرهنگ سازی متناسب هم باید بکنیم."
میلاد دخانچی :" آقای دکتر لطفا نظر خودتان در این مورد را بیان کنید تا کم کمک به بحث مدل میانی برسیم ."
دکتر علیرضا شیری:" حوزه ی بحثی که خانم دکتر داشتند به نظرم در جایگاه حوزه ی تخصصی خودشان بود و سوالی که شما از مؤثر بودن شریعت و مدلینگی که این سیستم مذهبی دارد چیست ، واقعیت این است که این انتخاب کردن ، مسئولیت و آغازگری اش با پسران است بنابراین راحت تر می توانند این کار را بکنند و آن کسی که انتخاب نمی شود واقعا دارد اذیت می شود و فرصت نابرابر است که البته در ظاهر دختر هم انتخاب می کند و بعضی پسران هم پس زده می شوند اما سوال این جاست که چه کسانی آسیب می بینند ؟ که زنان هستند و چیزی که دارد در واقعیت جامعه رخ می دهد این است که آن کسی که باید انتخاب شود می پرسد که چرا انتخاب نمی شوم . بیشترین جمعیت ایران الان بیست تا سی سال است ، بیشترین تعداد این ها فاصله ی بیست و پنج تا سی سال یا جوانان دهه ی شصت هستند، طبق عرف جامعه ی ما معمولا پسران با گروه سنی قبل از خودشان ازدواج می کنند که یعنی مثلا پسران 30 تا 35 سال با دختران 20 تا 25 سال ازدواج می کنند که طبق نمودار تعداد پسران در این بازه کمتر از دختران بازه ی پایین تر است یعنی خانواده های ما باید ازدواج با گروه هم سن را بپذیرند ، یعنی باید بعضی از وسواس ها را کنار بگذارند یعنی مثلا ساده زیستی که بحث بسیار جدی ای است و نصیحت نیست و اگر این کار را نکنند جوانان مجرد می مانند . الان اولین نقشی که خانواده باید در این جا بپذیرد این است که مسئله ی تو مسئله ی ما هم هست و یکی این که این زندگی جوانان مال قبل از ازدواج چگونه باید باشد یعنی فرد باید قبلش جوری زندگی کرده باشد که بتواند بعد از آن هم درست زندگی کند ، وقتی کسی سبک زندگی مجردی اش سبک وابسته به خانواده است و سبکی است که در خانه فردیت ندارد و بهایی به فردیتش داده نمی شود و هرگونه ابراز سلیقه اش یک نوع گستاخی تلقی می شود همین روند در آینده هم رخ خواهد داد و نباید این گونه رفتار کرد ، باید به جوانان اجازه ی اشتباه کردن داد."
میلاد دخانچی:" به نظر می رسد که زمانه عوض شده است و اقتضائات زندگی ما نیز عوض شده است و ما به اندازه ی کافی خلاق نیستیم در ایجاد مکانیسم هایی برای همسریابی . لطفا بحث را جمع بندی بکنید با این زاویه که ما چگونه می توانیم با توجه به اقتضائاتی که خودمان داریم مدلی را درست کنیم ؟"
دکتر علیرضا شیری :" من وارد بحث نمی شوم چون سوالتان خیلی مهم است اما باید بگویم که ما باید به جوانانمان اعتماد کنیم و به خاطر یک یا دو خطا نباید کل جوانان را منع کنیم و وقتی اعتماد کنیم این مدل جواب می دهد ."
دانلود(منبع: raztv.ir):
گره - همسریابی سنتی و مدرن قسمت اول - 101 مگابایت
دانلود(منبع: gereh3.ir):
همسریابی با حضور استاد علیرضا شیری - قسمت اول - 21.33 مگابایت
همسریابی با حضور استاد علیرضا شیری - قسمت دوم - 23.92 مگابایت
همسریابی با حضور استاد علیرضا شیری - قسمت سوم - 25.62 مگابایت
تلاش "گره" نقد سبك زندگی كنونی و یافتن سبكی سازگار با فرهنگ اسلامی – ایرانی است.