پيدايش قارچ‌گونه‌ي شبه‌هيئت‌هاي عزاداري در کشور
یکی از مصادیق وسیع و قابل توجه که بعد از انقلاب اسلامی هم وسعت روز افزونی پیدا کرد هیئت های مذهبی هستند که میزبان مراسم های گوناگونی است اما نکته حائز اهمیت این که با گذشت زمان برخی از این هیئت ها مسیر اصلی و اهداف  حقیقی خود را فراموش کرده اند و پوسته جای گذین قالب شد.
این هیئت ها به قدری اهمیت دارد که امام راه حل در رابطه مي گوید: مجلس عزاداری نه براي اين است كه گريه کنند براي سيدالشهداء(ع) و اجر ببرند، البته اين هم هست....  بلکه مهم، آن جنبه سياسي است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد  و آن، اين اجتماع تحت يك بيرق است.  پس مهم آن جنبه سياسي آن كه همان بسيج مردم مي باشد كه هيچ قدرتي به غير مجالس عزاي امام حسين و اهل بيت (ع) نمي تواند اين چنين مردم را يك رنگ و يك فكر و هم عقيده كند
اخیرا پيدايش روزافزون و قارچ‌گونه‌ي شبه‌هيئت‌هاي عزاداري امام حسين(ع) در پارکينگ‌ها، چادرها و برخي منازل که بي‌نياز از مجوزهاي قانوني به صورت خودجوش به عزاداري مي‌پردازند کم کم به معضل تبدیل شده است اما تنها وجود عشق به امام حسين(ع) در نهاد اين عزيزان، انکارناپذير است و با گذر از سطح ظاهر و سفر به اعماق دروني اين شبه‌هيئات، حضور در مراسم آن‌ها، شنيدن مداحي‌ها، توجه به متون استفاده شده توسط مداحان در روضه‌خواني و سينه‌زني‌ها، انواع حرکات آن‌ها در هنگام سينه‌زني و زنجيرزني‌، تقابل‌ها و رقابت‌هاي جدي آن‌ها با يکديگر و...  سئوال‌هاي اساسي در ذهن شکل مي‌گيرد که چرا اين شبه‌هيئات داراي رشدي روزافزون‌اند؟ چرا در مجالس عزاداري آنان، روحاني حضور ندارد و به وجهي براي فرار از لزوم اين رکن اساسي در مجالس عزاداري از مساجد و حسينيه‌ها به زيرزمين‌ها، پارکينگ‌ها، منازل شخصي و چادرها پناه مي‌برند؟ شايد اغلب آن‌ها به وجود چنين عناصري در فعاليت مشترک عزاداري خود واقف نيستند و نمي‌دانند چه مي‌کنند؟ بررسي روند تطور هيئات مذهبي در بستر تاريخ و از منظر جامعه‌شناختي به مسايل فرهنگي اجتماعي جامعه‌ي ايران مربوط مي‌شود اما رشد امروزين و بي‌سابقه‌ي شبه هيئات مذهبي تا آن‌جا پيش رفته که مي‌توان از اين پديده‌ي نوظهور در «آسيب‌شناسي اجتماعي» سخن گفت.  اين پديده‌ي نوظهور، به‌خصوص وقتي رنگ غيرطبيعي مي‌گيرد که دريابيم اين نرخ مثبت در اکثر موارد شامل حال همان گونه‌هاي جديدي است که هنجارشکني و ساختارشکني از خصوصيات متمايز آن‌هاست.  اين مسأله، عکس‌العمل‌هاي متفاوت جامعه‌ي مذهبي و علي‌الخصوص، روحانيت را در پي داشته است تا آن‌جا که بعضا از آن به يک «زنگ خطر و انحراف بدعت‌آميز» تعبير کرده و در مواردي به معارضه و مقابله با آن برخاسته‌اند.
بدون شک دشمنان با درک کارکردهاي اساسي عزاداري مسلمين در محرم با استفاده از قيام عاشورا سعي در انحراف و خنثي نمودن قيام عاشورا دارند.  ظهور و بروز شبه‌هيئات مذهبي، مداحي‌هاي جديد و جنبش‌هاي نوپديد ديني به وضوح اثبات‌کننده‌ي اين جريان ريشه‌دارست تا آن‌جاکه رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالي) و مراجع تقليد عظام نسبت به زواياي مختلف اين هيئات، تذکرات جدي را فرموده‌اند.
تاريخ مذهب تشيع، در بيشتر مقاطع خود، تاريخ اقليت مبارزي است که هميشه تحت فشار و ستم حاکمان زيسته‌اند اما هيچ‌گاه در برابر ظالم سرخم نکرده‌اند و مرگ سرخ را بر زندگي ننگين ترجيح داده‌اند.  شهادت، قيام، جهاد، عدالت‌طلبي و انتظار از مفاهيم کليدي تشيع است که همه ريشه در اصول مذهب داشته و در نارضايتي از وضع موجود و حرکت در جهت وضع موعود، تجسم يافته‌اند و در اين ميان، واقعه‌ي عاشورا و قيام خونين حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) هميشه منبع الهام‌بخش و سرچشمه‌ي جوشاني براي اين روحيه‌ي سلحشوري و سازش‌ناپذيري بوده است.
خون‌خواهي حسين (ع) و يارانش در عالم اسلام به حکم «کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا» در تمام اعصار وجود داشته و ابتکار تشکيل مجالس سوگواري و اقامه‌ي عزاي سالار شهيدان که اول‌بار توسط خود ائمه‌ي طاهرين (صلوات‌الله عليهم اجمعين) صورت گرفت و در طول تاريخ، توسط پيروان راستين‌شان استمرار يافت، محمل مناسبي براي زنده نگاهداشتن جوش و خروش حسيني عليه ظلم و ستم شد.  اما اين حرکت پاک و اصيل به گواه تاريخ در اعصار مختلف در معرض هجمه‌ي سنگين تبليغات مسموم دشمنان نهضت عاشورا قرار گرفته است.
در طول اين مسير، هيئات مذهبي به عنوان يک خرده نظام (sub system) قوي در دستگاه تبليغ مذهبي، دوشادوش خرده‌نظام روحانيت و حوزه، گسترش يافته و بر قدرت خود افزودند و با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، وارد مرحله‌ي تازه‌اي شدند.  مرحله‌اي که در آن، تحولات گسترده‌اي را در قالب و درون‌مايه پذيرا شدند و از شکل نسبتا يک‌سان به سمت اشکال متعدد، با هويت‌ها، تعاريف و کارکردهاي مجزا پيش رفتند.  ظهور هيئات انقلابي، مظهر اين تحولات است.  جنگ تحميلي و دوران پس از آن هر کدام به فراخور مقتضيات و خصايص خود، اثرات قابل توجهي را بر اين روند، برجاي گذاشتند.  در سال‌هاي اخير به تبع تغييرات فضاي فرهنگي مذهبي کشور، با گونه‌هاي جديد و کاملا متمايز از هيئات روبرو هستيم که هنجارشکني و ساختارشکني از ويژگي‌هاي اصلي آن‌ها محسوب مي‌شود و امروز رشد قارچ‌گونه‌اي را تجربه مي‌کنند.  
هيأت يک گروه اجتماعي ـ با سابقه‌ي تاريخي مشخص ـ و تجمعي از افرادي‌است که با هدف زنده نگه‌داشتن يک مناسبت مذهبي با محوريت واقعه‌ي کربلا و قيام امام حسين (ع) و بر اساس ساختار سه‌بخشي قاري قرآن (با هدف برقراري ارتباط تعريف‌شده‌ي قرآن و عترت)، واعظ (سخن‌ران، روحاني) ذاکر (مداح، روضه‌خوان) تشکيل مي‌شود و اعضا از طريق روش‌هايي معمول و آدابي مشخص (سينه‌زني، زنجيرزني) به سوگواري يا شادماني مي‌پردازند.  شرکت در آن، اختياري و بر اساس يک اعتقاد و باور دروني است.  يک هيأت مذهبي جداي هدف اصلي‌اش، متناسب با ويژگي‌هاي سازماني و نيز مخاطبان خود، کارکردهاي ديگري را هم در بردارد.
هيأت به مثابه‌ي يک گروه اجتماعي (social group) داراي 4 شاخص است که مي‌تواند در هيئات مذهبي بدين شکل باشد:
1.    هدف (goal)مشترک: زنده نگه‌داشتن يک واقعه‌ي ديني 2. فعاليت (activity) مشترک: عزاداري يا شادماني 3. کنش متقابل(interaction): سينه‌زني (تعامل مداح و حضار مجلس) 4. احساس تعلق خاطر(emotion): دسته‌گرداني و عضويت در هيأت
آن‌چه در هيئات نوپديد مذهبي به وضوح به چشم مي‌خورد حذف يکي از عناصر دوبخشي هيأت با عنوان واعظ است.  شبه هيئات جديد خود را بي‌نياز از روحاني و سخت مشتاق مداحي، آن‌هم با متدهاي جديد، اشعار احساسي و استفاده از الحان ترانه‌هاي پاپ نشان مي‌دهند.  بدون شک راقم اين سطور در پي نفي اعتقادات پاک و اصيل جوانان و نوجوانان به سالار شهيدان نيست اما سعي دارد در حد فهم خود به آسيب‌‌شناسي اين هيئات نوپديد پرداخته و نگرشي نو در خوانندگان محترم اين مقاله ايجاد نمايد.  منظور از هيئات پاپ نيز هيئات مردمي نوپديد است چراکه پاپ اول کلمه‌ي popular به معناي مردمي است و نبايد با موسيقي و خوانندگان پاپ به معناي منفي مقايسه شود.
براي يک هيأت عام؛ تيپ، طرز فکر، گروه و نظر مخاطب، معيار گزينش نيست چراکه مجلس، مجلس اباعبدالله است و به فرد خاصي تعلق ندارد پس همه مي‌توانند در آن شرکت کنند مثل هيأت رزمندگان اسلام.
اما براي برگزارکنندگان (صاحبان) يک هيأت خاص، مهم است که چه کسي در هيأت آن‌ها شرکت مي‌کند چراکه هر هيأت خاص، حول محور يک عقيده‌ي خاص تشکيل مي‌شود و ميزان پاي‌بندي افراد به آن عقيده، معيار شرکت يا عدم شرکت آن‌ها در هيأت است.  اين عقيده‌ي خاص مي‌تواند يک مسئله‌ي اعتقادي، اجتماعي يا سياسي باشد.  البته در هيأت‌هاي خاص، ميزان سخت‌گيري نسبت به گزينش مذکور، يک‌سان نيست و چه‌بسا که يک هيأت براي جذب نيرو در اين مسئله با تساهل برخورد کند ولي نبايد از نظر دور داشت که اين تساهل کاملا آگاهانه و هدف‌مند صورت مي‌گيرد.
هيئات مختلفي را مي‌توان طبق اين تقسيم‌بندي، خاص ناميد.  از جمله معروف‌ترين آن‌ها به موارد زير مي‌توان اشاره کرد:
-        هيأت‌هاي سياسي مانند هيأت جبهه مشارکت، هيأت جوانان جمعيت موتلفه‌ي اسلامي، هيأت هفتگي انصار حزب‌الله.
-        هيأت‌هاي نوگرا مانند هيأت کانون ره‌پويان وصال شيراز
-        هيأت‌هاي فرقه‌هاي مذهبي؛ گزينش مخاطب در اين‌گونه هيئات بسيار مهم و کليدي است.  با تساهل مي‌شود هيأت‌هاي صوفيان و هيأت‌هاي مربوط به حلقه‌هاي عرفاني مانند هيأت علوي (فرقه‌ي اماميه) را در اين دسته‌بندي قرار داد.
-        هيأت‌هاي اقليت‌هاي مذهبي مانند هيأت ابوالفضل جوانان ارامنه‌ي جلفاي اصفهان
-        هيأت‌هاي اقليت‌هاي قومي مانند هيأت متوسلين به زينب خاتون تبريز
-        هيأت‌هاي اهل تسنن مانند هيأت متوسلين به اهل بيت سنندج
-        هيأت‌هاي صنفي؛ غالبا در بازارهاي سنتي که شغل‌هاي يکسان و مشابه را شامل مي‌شود تشکيل مي‌گردد مثل هيأت صنف لباس‌فروشان
-        هيأت‌هاي هنجارشکن؛ آن‌دسته از هيئاتي هستند که در عرف رايج هيئات مذهبي نمي‌گنجند.  در ساختار، آداب و ظواهر، از قواعد و مقررات مورد تبعيت ديگران، پيروي نمي‌کنند و به جهت آزادي عمل خود داراي مخاطب خاص و گزينش‌شده هستند.  مخاطب اين دسته از هيئات، غالبا جواناني هستند که به هر دليل و لااقل در ظاهر، پاي‌بندي به بعضي آداب مذهب نشان نمي‌دهند يا ندارند.  اين دسته هيأت‌ها به نسبت ميزان، علت و شاخص‌هاي هنجارشکني‌هايشان، طيفي را تشکيل مي‌دهند که در سه گروه دسته‌بندي مي‌شوند:
o هنجارشکن منفعل؛ هنجارشکني‌هاي‌شان چندان آگاهانه و هدف‌مند نيست و بيشتر در سطح و ظواهر باقي مي‌ماند، بدون آن‌که تحول عميقي صورت پذيرد.
oهنجارشکن فعال:
§        مثبت؛ با درک نيازهاي جديد نسل جوان در قالب‌ها و ابزارهاي تبليغ، خواهان تجديد نظر، انعطاف، تغيير و تحول هستند.  با تکيه بر زيبايي‌هاي دين در پي عرضه‌ي زيبايي‌ها و مفاهيم دروني دين و مکتب اهل بيت با بياني نو و با ابزار کارآمد امروزي هستند.
§        منفي؛ هنجارشکني در سطح اعضاي اصلي و محوري، کاملا آگاهانه و هدف‌مند است.  نمادهاي اين هيئات به قالب‌ها و ظواهر ختم نمي‌شود و در بسياري موارد، کار به درون‌مايه و محتوا کشيده مي‌شود.  تفکري که خود را منفک از شريعت مي‌داند و معيارش فقط اين است: «دلت پاک باشه».  ردپايي از مرجعيت ديني و روحانيت در اين هيئات ديده نمي‌شود چراکه هيچ نيازي به حرف آخوند ندارند.
دسته‌بندي‌هاي ديگري نيز با توجه به جنسيت مخاطبان (زنانه، مردانه و عمومي)، گروه سني مخاطب (نوجوان، جوان و عموم)، گروه اجتماعي مخاطب (خاص، عموم)، قشربندي اجتماعي (پايين، متوسط و بالا)، نسبت مخاطب با سياست (سياسي و غيرسياسي)، نسبت مخاطب با انقلاب اسلامي (انقلابي، غيرانقلابي و ضد انقلابي) وجود دارد که تنها به بردن نام آن‌ها بسنده شد.  
با پايان جنگ تحميلي و آغاز دوران سازندگي، گفتمان رسمي نظام از «گفتمان انقلابي و راديکالي» به تناسب زيرساخت‌هاي لازم براي سازندگي به گفتمان «صلح‌مدار و ثبات‌محور» تغيير يافت.  اين تغيير آشکار در عمل، حاکميت يافت و بر آن بود نوعي عقلانيت را جانشين برخوردهاي احساسي و عاطفي و شورمند سازد.  اين تحول، آن‌قدر براي جامعه‌ي مذهبي کشور غافل‌گيرکننده بود که مدتي طول کشيد تا با وضع جديد کنار آيند و با آن خو بگيرند يا نسبت به آن موضع‌گيري کنند.  به طور طبيعي اين تحولات، هيئات مذهبي و مداحي اين سال‌ها را هم تحت‌تأثير قرار داد.  دسته‌ي محدود مداحان انقلابي و کارآزموده‌تر دوران جنگ، نظير صادق آهنگران، غلام‌علي کويتي‌پور و حاج‌منصور ارضي را در همان فضاي سال‌هاي جنگ و به عنوان تداعي‌کننده‌گان و به يادآورندگان آن‌روزها نگاه‌داشت و تثبيت کرد و دسته‌ي بزرگ‌تر مداحان انقلابي جوان و نوجوان که در آن سال‌ها به طور تجربي و غيرمستمر و فارغ از دغدغه‌هاي شهرت عمومي، به اين حرفه مي‌پرداختند را در تناسب با فضاي جديد به جديت در تمرين و آزمون و خطا کشاند.  اين‌ها همان مداحان انقلابي دوران صلح هستند که از اين سال‌ها به بعد، آرام‌آرام در عرصه‌ي عمومي ظهور مي‌کنند و به شهرت مي‌رسند.
اما در اين ميان يک دسته‌ي کوچک ديگر از مداحان انقلابي هم هستند که نه چون مداحان شاخص دوران جنگ، «شهرتي و جاي‌گاهي» دارند و نه چون مداحان جوان انقلابي صلح، مشغول «تمرين براي روز مبادا» هستند.  اين دسته مداحان، همان سياست پيشين خود را ادامه مي‌دهند.  اين‌ها در تشابه با مداحان انقلابي شاخص دوران جنگ اما در عين حال، گاه به ابداعاتي هم در کار خود دست مي‌زنند و چندان پاي‌بندي و اصراري بر حفظ روش‌هاي سابق نشان نمي‌دهند.
جوان بودن، مقلد بودن، کثرت، عدم آموزش در سيستم آموزشي، تقليد در آهنگ، اسطوره‌گرايي، بهره‌گيري از فضاسازي کاذب به‌وسيله‌ي سيستم‌هاي صوتي مناسب و قوي، فقدان سازماندهي و نظارت، سهولت مداح شدن، جذابيت مداح شدن، پديده‌ي شيفتگي و ستاره شدن از مهم‌ترين خصوصيات مداحان پاپ هستند.
مي‌توان ادعا کرد هيئات پاپ انقلابي، به نسبت هيئات پاپ ديگر، آسيب‌پذيري کمتري دارند.  چراکه جايگاه مرجعيت هنجاري ديني در آن‌ها هنوز کمابيش محفوظ است و گرايش اغلب آنان منفک از شريعت و سياست نيست و هنجارشکني‌هاي کمتري در بين آن‌ها به چشم مي‌خورد.  هرچند عوام‌زدگي، اسطوره‌محوري، ادبيات عام و استخدام ادبيات دور از شأن اهل بيت (ع) در هيئات پاپ انقلابي، قابل ردگيري است.  جريان‌هاي اجتماعي متفاوت و عرفي شدن نگرش به روحانيت، تأثيرات خاصي در هيئات پاپ برجاي گذاشته است.
هيئات پاپ داراي کارکردهايي هم‌چون، کارکرد حفاظتي، مصون‌سازي در برابر آسيب‌ها و کج‌روي‌هاي اجتماعي، جامعه‌پذيري، تخليه‌ي رواني، کنج خلوت براي تخليه‌ي عقده‌هاي فروخورده‌ي ناشي از نارضايتي از وضعيت اجتماعي، سياسي و فرهنگي کشور، پاسخ‌هاي غلط به غرايز جواني، شکل‌گيري رفاقت‌هاي افراطي تا مرز عشق‌هاي شديد و...  هستند.  با شناخت کارکردهاي صحيح مي‌توان آن‌ها را تقويت نمود و از کژکارکردها جلوگيري نمود.
در هيئات پاپ، با توجه به فقدان سازمان منسجم و سلسله مراتب دروني، «گزينش مخاطب» بي‌معناست.  گرايشات تصوف‌گونه‌ي دل‌محور و انعطاف‌پذيري بالاي حاکم بر اين هيئات، زمينه‌هاي اين امر را فراهم مي‌کنند.  به شرط عدم مخالفت با امور جاري هيأت، هيچ محدوديتي براي ورود افراد به اين هيئات وجود ندارد.
مخاطبان هيئات پاپ عام، صرفا مردانه، مطلقا جوان، موضع منغعل سياسي، داراي آداب و نمادهاي جديد، ساده و نامتعارف (سبک‌هاي سينه‌زني و...) هستند.
فقدان مرجعيت هنجاري ديني، فقدان نگرش شريعت‌محور و عدم حضور روحانيون، زمينه‌ي مناسبي را براي هنجارشکني در حيطه‌ي مسائل ديني، خلاء ارائه‌ي الگوهاي رفتاري منطبق با دين، محوريت يافتن مداح و پديده‌ي شيفتگي فراهم مي‌آورد.  از سوي ديگر به دليل «هنجارشکني مکاني» و عدم برگزاري مجالس در مسجد، تکيه و حسينيه که محل‌هاي حضور مداوم جامعه‌ي متدينين است، «کنترل اجتماعي» مناسبي بر اين هيئات انجام نمي‌شود.  به عبارتي اين هيئات داراي اسلام عرفي با صفات شاخصي هم‌چون خارج از دايره‌ي شرع و عقل، اسطوره‌محور، تصوف‌زده و صوفي‌منش، منفک از سياست، منفک از شريعت، سهل و منعطف و عوام‌زده هستند.
در ادبيات فارسي، مجموعه‌اي از اشعار فخيم، رسا و غني با درون‌مايه‌ي بيان فضايل، مناقب و مصائب اهل بيت عصمت و طهارت (ع) قلمروي تاريخي مشخصي را به خود اختصاص داده است که از آن به «شعر آييني» تعبير مي‌شود و در هيئات سنتي از جايگاه والا و منحصر به فردي برخوردارست.  اما در هيئات پاپ اين جايگاه به شدت تضعيف و تاحد نيستي تخريب شده است.  مهم‌ترين دلايل تنزل جايگاه شعر و شاعر آييني عبارتند از:
1.       سواد ادبي پايين مداحان، اصالت آهنگ در برابر شعر، خلاء آهنگ (تقليد از موسيقي به جاي خلق آهنگ)، استفاده‌ي فراوان از ادبيات شکسته و محاوره‌اي.
2.       بهره‌گيري از تعابير و واژه‌هاي امروزي و کوچه‌بازاري، استفاده از روضه‌هاي کذب و حرمت‌شکنانه و فوق‌العاده احساسي.
3.       به‌کارگيري عبارات و ترکيبات عربي، آهنگين بودن و قابليت سر زبان افتادن و زمزمه شدن.
4.       ترويج و استخدام ادبيات سلطنتي.
5.       استفاده از تعابير و نوع بيان حماسي‌گونه و توصيفات فراوان در باب زور بازو و قدرت جسماني اهل بيت.
6.       استخدام الفاظ و عبارات ناسازگار و نامنطبق با اصول ديني و مشابه با ادبيات فرقه‌ي انحرافي «غاليان؛ (غلوکنندگان درباره‌ي اهل بيت)».
7.       به‌کارگيري فراوان تعابير و الفاظ ناپسند و مغاير با احترام و شخصيت انساني شيعيان و دوست‌داران اهل بيت (مانند سگ، قلاده و... ) براي نشان دادن نازل بودن رتبه‌ي فرد در قياس با اهل بيت.
8.       استخدام و ترويج ادبيات عقل‌ستيز.
9.       استفاده نامناسب از تعابير و الفاظ ادبيات ارزشمند عرفاني.
10.  عشق غيرمقدس، امروزي، زميني، متکثر، منعطف به تن و ظواهر مرتبط با آن.
مردمي بودن و عدم سازماندهي واحد هيئات مذهبي، اگرچه در طول تاريخ، منشأ خيرات و برکات زيادي بوده و از جمله تا حد زيادي از حکومتي شدن آن‌ها، به دست دولت‌ها و حکومت‌ها افتادن و ملعبه‌ي دست‌شان شدن جلوگيري کرده، اما در عين حال، دستاويزي هم براي سوء استفاده‌ي فرصت‌طلبان بوده و گه‌گاه توانسته‌اند کار اين هيئات را از «بي‌سازماني» به «نابساماني» بکشانند.  اين مسأله در سال‌هاي اخير، شکل بارزتري يافته و به ظهور پديده‌ي نويني انجاميده که تحت عنوان «شبه هيأت» يا «هيأت‌هاي کاذب» قابل ردگيري هستند.  تا امروز هيچ نهاد، سازمان و دستگاهي وجود نداشته که متولي سامان‌بخشي هيئات مذهبي باشد.  هرچند دفتري در «سازمان تبليغات اسلامي» مدعي تصدي چنين امري است اما بسياري از هيئات، به‌خصوص سنتي‌ها و با سابقه‌ها اساسا زير بار چنين تشکيلاتي نرفته و نمي‌روند چرا که معتقدند «دستگاه امام حسين (ع) متعلق به مردم است و نه دولت».  بنابراين براي تشکيل يک هيأت مذهبي نياز به اخذ مجوز از هيچ مرجعي نيست مگر آن‌که هيأت بخواهد کمک مالي از مراجع دولتي دريافت کند، در اين زمان مجبور از هماهنگي است.
شبه هيئات گروه‌هايي هستند که با سوء استفاده از بي‌سازماني مذکور، جمعي را تحت عنوان و با ظاهر يک هيأت مذهبي تشکيل مي‌دهند و تحت پوشش نام هيأت به کارهاي «ديگر» مي‌پردازند.  شبه هيئات در شهرهاي بزرگ و صنعتي، در مناطق مرفه‌نشين، به صورت موقت و چند روزه، ظاهر مي‌شوند و اعضاي آن‌ها را دختران و پسران به صورت مختلط تشکيل مي‌دهند.  مکان مشخص و ثابتي ندارند، با تجمعات پراکنده در خيابان‌ها و ميدان‌هاي اصلي و پرتردد شهر به وجود مي‌آيند.
شبه هيئات، برنامه‌ي خاصي ندارند.  اين مجامع که به «حسين... » و «والنتاين محرم»! هم شهرت يافته‌اند، براي مخاطبان و اعضاي غيرمتشکل خود، کارکردهايي نظير: ايجاد رابطه با جنس مخالف، دوست‌يابي، تبادل نامه و شماره تلفن و...  پيدا مي‌کنند.  لذا هم پسران و هم دختران، جهت شرکت در مراسم، ساعتي به آرايش و تزيين خود مي‌پردازند و با چهره‌هاي بزک‌کرده، حاضر مي‌شوند.  شايد تنها تشابه اين تجمعات به هيئات حقيقي، «سياه‌پوشي» اعضاي آن‌هاست.  که البته گاهي در مورد خانم‌ها کار از سياهي و شب‌رنگي مانتو، شلوار و روسري فراتر رفته و به چهره (استفاده ازلوازم آرايش سياه) هم سرايت مي‌کند! تشابه ديگري هم البته هست و آن نوحه‌هاي آهنگيني است که در لابلاي لبخندهاي پنهان  و آشکار، گه‌گاه بر زبان جاري مي‌شوند!
شبه‌هيئات، نمونه‌ي افراطي هيئات پاپ هستند که فقدان مرجعيت هنجاري ديني و رواج نگرش ديني منفک از شريعت و آميخته با تساهل و تسامح هيئات پاپ، بستر مناسبي را براي ظهور و حيات شبه‌هيئات و هنجارشکني پيرامون‌شان فراهم مي‌کند.  سبک و شيوه‌ي مداحي صوري شبه‌هيئات، دقيقا تقليدي از مداحي هيئات پاپ است.
می توان به این نتیجه رسید  شبه‌هيئات اگر کارکرد مذهبي ندارند، اما نقش های فرعي نظیر ایجاد  فضايي براي تعامل نزديک دو جنس مخالف ، ایجاد فضايي را براي تجمع غيررسمي  جوانان و در محدوديت کانال‌هاي بروز رفتار سياسي، کارکرد سياسي نیز پيدا مي‌کنند.