پیرامون برنامه ی این هفته ی گره
زهرا در تاریخ هفدهم تیر 1390 در وبلاگش نوشته است:
آنچه در پایین آمده ارزیابی من
از گفتگویی است که در برنامه ی قابل تامل و موثر گره که هر هفته از شبکه ی
سه پخش می شود نوشته شده و چون زمان کمی داشتم فرصت تصحیح ساختار این مطلب
نشد و به نظرم کسانی که امروز یعنی جمعه ،هفدهم تیرماه این برنامه را تماشا
کرده اند متوجه آنچه نوشته ام،می شوند...
پنبه ی کار فرهنگی را نزنیم
مهمان این هفته ی برنامه گره که یک دختر
جوان و محجبه بودو قرار بود درباره حجاب به سوالاتی پاسخ دهد،(البته من از
نیمه ی گفتگو رسیدم و پیشاپیش ازدریافت های احیانا اشتباه پوزش می طلبم)
در بخش پایانی صحبت هایش اشاره کرد که حکومت اسلامی باید بستر های لازم
برای عملی شدن گرایش طبیعی مردم به دین را به وجود بیاورد.اما ایشان تلویحا
موثر نبودن کار فرهنگی را بهانه کردندو گفتند که وظیفه حکومت اسلامی
،فراهم آوردن بستر های اقتصادی و سیاسی برای اجرای احکام اسلامی است و به
عنوان مثال مطرح کردند،اگر بازار های ما تحت هدایت و نفوذ سرمایه داری
نباشد و لباس های مناسب موجود باشد، مردم فطرتا به پوشش های عفیفانه روی می
آورند(البته من این مثال را از زبان کارشناسانی همچون دکتر فیاض شنیده
بودم)اما سوال من دقیقا اینجاست که در صحبت های ایشان فرهنگ بستر تلقی نشد و
اگر شد چرا ایشان گفت که کار فرهنگی را به نوعی دیکته کردن ارزش ها به
مردم و یا توهین به امثال خودشان می دانند.؟چرا تنها سیاست و اقتصاد بستر
است.؟آیا غیر از این است که فرهنگ همان ابزاری است که ابر قدرت های سیاسی و
اقتصادی اینقدر که تاکنون از آن به نفع خود سود برده اند از اعمال قدرت
نظامی و سیاسی شان نبرده اند.آیا فرهنگ همان بستر قدرتمندی انیست که اگر
بخواهد می تواند انسان را در تنگناهای سیاسی و اقتصادی ،به ارزش هایی که در
این بستر آموخته پای بند نگه دارد.؟و این تنگناهای سیاسی و اقتصادی برای
کشوری در شرایط ما که لااقل سیاستش را مبارزه با سلطه جویی های مادی و
بالاخص معنوی ابر قدرت ها (مستکبرین)قرار داده و در این راه بسیار تنهاست
،کاملا می توانیم متصور شویم و طبیعی بدانیم.دوما چه کسی گفته همه ی موانع
برای اینکه انسان دین خود را در عمل پای بند باشد ،موانع بیرونی است که
مشکل تنها با احیای بستر های سیاسی و اقتصادی حل شود؟مگر زمان حضرت سلیمان
این بستر ها مناسب نبود که عده ای از مردم به جادو و جادوگری روی آوردند
.(حالا نمی خواهم مثال تاریخی بزنم که این شبهه پیش بیاید که دوران سلیمان
را که دیده و فضا رئالیستی نیست)بسیاری از ثروتمندان زمان خود ما که حاجی
بازاری و اهل نماز و نیایش و..هستند و با سیاست هم هیچ کاری ندارند
،فرزندانشان با این همه تمکن مالی به راحتی می توانند بهترین پوشش ها را به
زیباترین شکل تهیه کنند و به مدد پشتیبانی و شهرت خانواده هایشان و البته
ظاهر بینی مردم بهترین دختران شناخته شوند اما ترجیح می دهند با دوستان
خیابانی شان در پارتی ها شرکت کنند و تنگ ترین و کوتاهترین مد های بازار را
بپوشند چون فرهنگشان و ارزشهای اجتماعی شان تغییر کرده ،آیا اگر ما بهترین
و زیباترین پوشش های اسلامی را در بازار وارد کنیم و جلوی واردات مدهای
غربی را بگیریم ،انسانی که فرهنگش عوض شده اعتراض نمی کند که چرا اجازه ی
ورود لباس ها و مدهایی که هرروزه از شبکه ی جهانی ماهواره تبلیغ می شوند را
نمی دهید؟هرچند وظیفه ی بسیار مهم حکومت به وجود آوردن ساختاری مناسب برای
اجرای گفتمان مورد پذیرش ملت مسلمان است اما اگر با متون دینی آشنا باشیم
می دانیم که موانع درونی بسیار موثرتر از موانع بیرونی عمل می کنندو در اصل
انگیزه ها و وسوسه های درونی هستند که دنبال موانع بیرونی می گردند تا با
نمایش آن به انسان کم معرفت و ضعیف الفرهنگ!آن را بهانه ای برای فراموشی
ارزش ها کنند.و نزدیک ترین ابزار ما هم برای مبارزه با این موانع درونی،
تبیین و ترویج درست ارزشهای الهی است به گونه ای که هر دو بعد اغنای عقل و
قلب را در بر بگیرد.که به زبان ما می شود همان کار فرهنگی .حالا اگر آنچه
تاکنون تحت این عنوان صورت گرفته موثر نبوده ،دلیل بر عدم لزوم کار فرهنگی
نیست و مشکل از کمیت و کیفیت آن است.و خود خداوند در قرآن فرموده که :ادع
الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن...(125 نحل)
مساله
ی مهم این است که که وقتی سلیقه ی مردم عوض شودو تحت تاثیر تبلیغ فرهنگی
صاحبان قدرت در عرصه ی سیاست و اقتصاد باشد حتی اگر اینجا بستر نسبتامناسبی
فراهم شود ،رسانه هایی که جاهلان اینجا به دنبالشان راه افتاده اند بر
چسبی به بستر های مان می چسبانند و آن را از چشم زود باوران می اندازند.هر
چند با توجه به وضع موجود رسیدن ما به دشمنان مان در صنعت و اقتصاد و ..دور
است اما حتی اگر هم برسیم آنها آنقدر برخی را به اندیشه ها و محصولاتشان
وابسته کرده اند که همان فطرت های پاک ذکر شده توسط مهمان برنامه ،ارزش های
بیگانه را خواهند پذیرفت.مثل کسی که عادت کرده پیتزا را بیشتر از شیرین
پلو و چلو کباب و میرزا قاسمی و ... دوست داشته باشد.(البته این تنها یک
مثاله و جای مناقشه نیست،می دانیم که ارزش های انسانی جاذبه ی زیادی دارند
اما این به شرطی است که فطرت انسان مثل روز اولش باشد)اصلا احیای بستر های
اقتصادی و سیاسی نیاز به همکاری خود مردم دارد .آیا بهبود این ساختارها با
تکیه بر مردمی که گوش به نصایح دشمن سپرده اند و فرهنگ آسان طلبی و گزافه
خواهی در میان شان تزریق شده و هروقت می خواهی نقدشان کنی اصلی جز آزادی و
دمکراسی را نمی شناسند تا در بوق کنند ،می شود؟
اصلا همین خانم محترم
مهربان و خواهر دوست داشتنی که من در بسیاری صحبت ها با ایشان موافق بوده
ام برای چی آمده به برنامه ی گره و صحبت کرد؟به هرحال حرفهای ایشان خودش به
نوعی تبلیغ فرهنگی بوده .حالا می خواهید نامش را تبیین افکار زیباشناسانه
شان بگویم .اگر امثال صحبت های ایشان قرار است به بهانه ی مناسب نبودن
ساختار های اقتصادی ویا بخش سخت افزاری فرهنگ مثل پاساژها و پارک ها و...
موثر نباشد پس بهتر است که گفته نمی شد.
رابطه ای با خدا
و اما مساله
ی دیگری که بعد از شنیدن صحبت های مهمان این هفته ی گره به ذهنم رسید ،این
است که به نظرم دلیلی که ایشان برای پوشیدن حجاب گفت یعنی ایجاد یک رابطه ی
ویژه با خدا و حاصل شدن یک معرفت معنوی به تبع آن، دلیل اصلی و مشترک همه ی
ما باشد که من با عبارت تسلیم فرمان رب بودن آن را می خوانم .اما همه ی ما
زیر محور های دیگری هم برای حجاب خود داریم که حتما قرار نیست بیان آنها
در جای خود درست نباشد یا مساله ی حجاب را کوچک جلوه دهد.و منظور من اتفاقا
بیان علت امنیت برای استفاده از یک پوشش کامل است .هر چند که من هم علت
های زیبایی شناسانه را برای پوشش بیشتر می پسندم و مهم تر از آن اینکه به
قول یکی از اساتید معرفت دینی نباید به این سمت و سوق بریم که مدام برای
احکام دینی به دنبال دلایل تجربی باشیم (الان منظورم به علتی است که خودم
می خواهم راجع بش صحبت کنم)چرا که انسان ،علمش تدریجی ومبتنی بر دیده ها و
آزمایشات ناقص است و اصل باید تسلیم در برابر قوانین الهی باشد.اما ما
همواره به تبیین عقلانی دین هم توصیه و حتی ملزم شده ایمو استدلال های عقلی
بسیار محکم تر از تجربه هستند.یک حکم دینی که دیندار معتقد است از حکمت
خدا ناشی شده صدها سود و منفعت دارد.به قول معروف، خدا یک کار می کند به
هزار دلیل و مردم هزارتا کار می کنند به یک دلیل.به وجود آمدن امنیت به
تبعیت از حجاب هم یکی از این دلایل است و اگر دلیل کم اهمیتی بود خود
خداوند در قرآن ذکر نمی کرد که ای پیامبر به آنها(زنان)بگو اینگونه حجاب
بپوشند تا به عفت شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرندحالا دقیقا آیه را و
شماره اش یادم نمی آید تا فردا آدرسش را می گذارم [سوره احزاب آیه 59]
احساس امنیتی که حجاب و
چادر برای خود من به عنوان مثال به وجود آورده در کنار همه ی استدلال های
زیباشناسانه به ویژه یکی از دلایل زیبایی که اولین بار از زبان حاج آقا
پناهیان شنیدم که "حجاب محبت زن به مرد است و یا ابزاری است برای اینکه
قدرت کنترل جاذبه و کشش غریزی مرد وزن نسبت به هم در دست زن باشد که از نظر
جسمی غالبا ضعیف تر است و از سویی نقش طالب بودن مرد در این رابطه را
پررنگ تر می کند"با اهمیت و دوست داشتنی است و اصلا تصور نمی کنم علتی که
خدا هم در قرآن ذکر کرده با چند مصداق که دخترانی بیان می کنند ما با آن که
محجبه بوده ایم به ما تعرض شده بی اهمیت شود.بلکه دلیل ایجاد امنیت که
برای حجاب ذکر می شود نه تنها کم اهمیت نیست بلکه فرصتی است برای کسانی که
در گرو عقل هستند و شاید به وجود آمدن یک رابطه میان انسان و خدا به وسیله ی
برگزیدن حجاب را در نیابند همان طور که اگر شما نوشته ها ی محققان غربی
همچون وندی شلیت را بخوانید می بینید که علتی را که برای گرایش دختران به
پوشش های عفیفانه تر نوشته اند این است که آنها می خواهند آرامش داشته
باشند و البته به خاطر زیبایی های جنسیشان محبوب نباشند بلکه به خاطر درون و
باطنشان ستایش شوندو تا اینجا این دختران به طور مستقیم حرفی از رابطه ی
معنوی شان با خدا نمی زنند اما این عمل به قول ما صالح می تواند آنها را به
این معنویت برساند. همانطور که امنیتی که می تواند گاهی مستدل ترین دلیل
یک دختر برای حفظ پوشش باشد او را در ادامه به معرفتی برساند که محکم ترین
دلیل او را به عاشقانه ترین دلیلش یعنی" رابطه اش با خدا" مبدل کند.
البته
نکته ای را فراموش کردم وآن اینکه دلیلی که مهمان برنامه برای پوشیدن چادر
ذکر کرد واقعا زیبا بود ،اینکه ما با دخترانی مواجه هستیم که هرکدامشان
رنگ ،زیبایی، سلیقه و خلق و خوی خود را دارند و تو وقتی در میانشان قرار می
گیری حس شادی و تنوع به تو القا می شود اما این چادر آنها را بر اساس نوعی
تفکر اسلامی متحدالشکل می کند(البته کاملا واضح است این نوع اتحاد پوششی
زنانه با اتحاد پوششی کمونیستی قابل مقایسه نیست ،همانطور که لباس
متحدالشکل احرام قابل مقایسه نیست)و این خود موجب چند لایه بودن یک زن می
شود و اینکه تو با این شکل پوشش همیشه چیزی شبیه یک راز همراه خود داری.
تلاش "گره" نقد سبك زندگی كنونی و یافتن سبكی سازگار با فرهنگ اسلامی – ایرانی است.