متفاوت ترین گره با حضور حاج حسین یکتا
الهه فلاح نژاد در تاریخ یکشنبه 30 مرداد 1390 در مطلبی نوشته است:
حاج حسین یکتا را همه را می شناسیم.
مرد شبهای دوکوهه و ظهر های داغ فکه و اگر دانشجوی دانشگاه تهران باشی ... حاج حسین یکتا می شود یکتا ترین راوی وداع شلمچه ...
شور انقلابی اش هنوز که هنوز است (از ترم اول دانشگاه که قرار می شود تو بشوی راوی ندیده ها و شنیده ها پشتوانه ی انرژی ات می شود) سوخت انرژی من را تامین می کند ...
زمان برایت می شود حیاتی تر از اکسیژن و اتلاف وقت کبیره ترین گناه .
وقتی در زیر زمین ساختمان پورسینا (بسیج مرکز دانشگاه تهران) حجت را بر تو تمام می کند.
وقتی سرت داد می کشد که دیگر وقت خاله بازی نمانده است.
بند پوتین ات را محکم کن و وقف نامه ات را بنویس ... زیر هجوم آتش دشمنیم کف این دانشگاه تهران ...
وقتی خودت از نیمه رویش ها باشی در فضای سیاسی موجود حس خوبی به تو دست می دهد وقتی اینها را از زبان مردهای خاک و خون می شنوی که به شما توصیه می کند اخلاق حسنه را با جبهه مخالف ...
حس خوبی است وقتی گوشزد می کند به بچه ها "که تو و دوستت که الان چپ کرده کف این دانشگاه تهران همتون بچه های یه جبهه هستین که الان یکی زخمی شده زیر بمبارون دشمن و یکی تون هنوز سالمه ... نکنه ولش کنی ... "
مدام تکرار می کند که یادمان نرود آداب رفاقت را! اینکه نکند رفقای مان را رها کنیم و بگذاریم زیر این تهاجمات له بشوندومفقود؟؟؟ حالا
قرار می شود که این روای فتح بزرگ میهمان گره باشد ... شاید هم میزبان باشد چرا که همه ما نسل سومی ها جیره خواران مکتب وخان گسترده ای هستیم که او و هم قطاران و طایفه اش برایمان پهن کرده اند...
وقتی شنیدم قطعی شده است که میهمان گره باشد مدام به نسبت گره با او فکر می کردم، نهایی ترین نتیجه ای که به ذهنم رسید حرف خودش بود در همان جلسه ی قبل از اردوی جنوب 88 که می گفت : بچه ها اینقدر از شلمچه خاک بر ندارید بیارید تهران اگر خیلی ادعا دارید و می تونید،! خاک تهران رو بکنید خاک شلمچه ...
شاید حداقلی ترین نسبت ما با او این باشد که می خواهیم خاک تهران را بکنیم خاک شلمچه .. ..
تلاش "گره" نقد سبك زندگی كنونی و یافتن سبكی سازگار با فرهنگ اسلامی – ایرانی است.