سایت روزنامه جام جم در تاریخ شنبه 31 اردیبهشت 1390 در مطلبی منتشر کرد:
مدرنيته و تفاوتي كه احساس مي‌شود

پاي مباحث اجتماعي كه در ميان است، با طيف گسترده‌اي از عناوين و موضوعات مختلف روبه‌رو هستيم كه هريك به عنوان مثالي ملموس در زندگي شهري‌مان تلقي مي‌شود، خاصه در برنامه‌اي چالشي كه محور اصلي‌اش پرداخت به معضلات اجتماعي با ديدي نقدگونه است.

در اين حوزه، برنامه‌هاي بسياري به عنوان مستند‌هايي در قالب گزارش و ميزگرد طراحي و پخش شده است. در اين ميان، شبكه 3 سيما در شكل و فرمي جديد، برنامه‌اي را روي آنتن برده كه در زمان پخش خود، نظر متفاوت مخاطبان را جلب كرده است. برنامه «گره» كه با رويكرد متفاوتي نسبت به سبك زندگي تهيه مي‌شود، با نگاهي به مدرنيته و آثار سوء آن در جامعه، در حقيقت به يك تعريف متفاوت از شيوه زندگي رسيده است و با دعوت از كارشناسان و ارائه مباحث طبقه‌بندي شده به بيان معضل و راهكار مي‌پردازد.

گره علاوه بر نگاه نقادانه، صاحب ايده و روشي است كه آن را نسبت به برنامه‌هاي ديگر از اين نوع متمايز مي‌كند؛ چراكه در كنار طرح مساله به واكاوي و بسترسازي براي ارائه راه‌حل گام بر‌مي‌دارد و اين موضوع به واسطه حضور برنامه‌سازاني ميسر است كه هركدام دغدغه ايجاد يك زندگي متفاوت و تحول فكري و عملي در شيوه و سبك زندگي جامعه ايراني ـ اسلامي دارند. با تعدادي از عوامل اين برنامه همكلام و نظراتشان را درخصوص رويكرد گره جويا شديم.

گره متولد مي‌شود

برنامه گره از همان ابتدا از همفكري تمام عواملش براي ايجاد تغيير در ساختار و محتواي برنامه‌سازي اجتماعي بهره برده است. حسين افشار (تهيه‌كننده) درباره توليد اين برنامه مي‌گويد: «اتاق فكر ما يك خاصيت متفاوت نسبت به ديگر برنامه‌هاي سيما دارد و آن اين كه ما با هدف ساخت برنامه پيش نيامده‌ايم، بلكه براي رسيدن به يك هدف كلي‌تر گره را انتخاب كرده‌ايم. بنده پيش از طراحي اين برنامه به واسطه توليد مستندي درباره بوميان استراليا به اين كشور سفري داشتم. پس از بازگشت به ايران، ذهنيتي كه از يك كشور كاملا مدرن به آخرين نمونه‌هاي دستاورد‌هاي مدرنيته در من شكل گرفت، به مقايسه‌اي انجاميد كه باعث شد نسبت به فضاي اجتماعي ـ فرهنگي ايران كه رو به مدرنيته نهاده است (البته با يك كپي بد فرم) بيشتر فكر كنم و نشانه‌هايي ديدم از ورود ابزار‌هاي غربي كه به مدرن شدن ما منتهي مي‌شود، اما جامعه در استفاده از آن نادرست عمل مي‌كند.»

او ادامه مي‌دهد: «با اين طرز فكر، گره‌اي در ذهنم پديد آمد، نه به اين دليل كه چرا فضاي شهري ما به طور كامل رو به مدرنيته حركت نمي‌كند، بلكه اينجا برخي عوامل شعار جامعه را تحت تاثير قرار داده است كه با زندگي ما فرسنگ‌ها فاصله دارد. پس تصميم گرفتيم برنامه‌اي بسازيم كه مردم را نسبت به وضعيت پيش‌رويشان آگاه كنيم و با رايزني‌هايي كه در جلسات متعدد با مديريت شبكه 3 داشتيم، برآن شديم تا يك «90» اجتماعي تهيه كنيم؛ چيزي كه در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي نيز مورد استقبال مهندس ضرغامي بود. تحقيقات ابتدايي ما 9 ماه به طول انجاميد، چراكه كار كردن در اين حوزه با وجود تعدد موضوعي و نبود متخصصاني كه تجربه عملياتي داشته باشند، بسيار سخت است.»

تلفيق فضاي توليدي و زنده

مسائل حوزه اجتماعي با وجود جذابيت‌هاي موضوعي به بستري براي توليد تنوع فرمي نيز نيازمند است. آنچه در برنامه‌سازي با نام پلي‌بك ناميده مي‌شود و پيش‌روي بيننده به عنوان گزارش‌هاي مستند قرار مي‌گيرد، بهترين ابزار براي ايجاد اين واريته ساختاري است. افشار درخصوص بخش‌بندي‌هاي برنامه گره مي‌گويد: «اين برنامه نياز داشت تا پلي‌بك‌هاي بسيار جذابي داشته باشد، چون از طرفي براي نشان دادن مستنداتي در قالب گزارش‌هاي مردمي و اجتماعي بهترين نوع تفهيم موضوع است و از طرف ديگر، برنامه گره قصد داشت فضاي مستندسازي اجتماعي را با تحولي چشمگير در برنامه‌سازي وارد كند.»

برنامه گره در كنار فرم توليدي، بخش عمده‌اي از محتوا را به صورت زنده و از استوديو به مخاطب ارائه مي‌‌كند. گرچه اين برنامه چند قسمت ابتدايي خود را به صورت ضبط شده روي آنتن فرستاد تا بتواند آغازي منسجم و قابل پذيرش داشته باشد، اما پس از آن در قالب زنده پخش شد؛ فرمي كه بيننده بيشتري نيز دارد. اين تلفيق فضايي به مدد اجراي مسلط ميلاد دخانچي امكان‌پذير شد. او كه سال‌ها خارج از ايران زندگي كرده، پس از بازگشت در شبكه پرس‌تي‌وي به برنامه‌سازي در حوزه مسائل سياسي ـ اجتماعي پرداخته است و در برنامه پرطرفدار «دلينگ» علاوه بر تهيه، اجراي چند قسمت پاياني را نيز به عهده داشته است. او درباره علاقه‌مندي‌اش به محتواي برنامه گره مي‌گويد: «علاقه‌مندي به اين حوزه از كنكاش در گفتمان انقلاب اسلامي شروع مي‌شود. در بحث جريان اجتماعي داخل كشور، حركتي را شاهد هستيم كه مستقل از نماد‌هاي ما پيش مي‌رود و اگر شعار انقلاب را كه غرب و شرق را به عنوان يك پارادايم كنار مي‌زند و عقلانيت ايراني ـ اسلامي را جايگزين مي‌كند، مد نظر قرار دهيم، شاهد هستيم كه موجوديت حال حاضر ما با اين گفته فاصله دارد و اين يك گره در درون من بود و با اين نگاه و دغدغه وارد برنامه شدم.»

جايگزيني سنت‌ها به جاي مدرنيته

برنامه گره در تمام مراحل توليدش از تيم اتاق فكر به عنوان طراح و مجري بحث‌هاي مختلف بهره مي‌برد. خانم محور (سرپرست تيم پژوهش)‌ در اين خصوص مي‌گويد: «در پرداخت به مسائل اجتماعي از ابتدا سراغ معضلات كلان نرفته‌ايم. در دسته‌بندي‌اي كه در اين حوزه انجام گرفت، به واژه سبك زندگي رسيديم كه هم بار مثبت دارد و هم بار منفي. در ادامه به بررسي اين مفهوم در جامعه پرداختيم و مشاهده كرديم در بروز ناهنجاري‌ها هم خودمان مسووليم، هم نخبگان و هم مسوولان. در اين ارتباط چيزي حدود شش هفت ماه به پژوهش پرداختيم و از فضاي آكادميك جامعه‌شناسي براي توليد يك الگوي ايراني ـ اسلامي استفاده كرديم. ما نيازمند الگويي بوديم كه در توليد پژوهش از آن بهره بگيريم، ولي چنين تعريفي وجود نداشت. پس ملزم شديم در اتاق فكر برنامه مصداق‌ها را تئوريزه و به يك الگوي مناسب كه خود آن را توليد كرده‌ايم، دست يابيم.»

شيوه و سبك زندگي در وهله نخست برگرفته از فرهنگ آن كشور است. از اين‌رو مي‌توان تغيير در شيوه زندگي را نيز با بهره‌گيري از داشته‌هاي ارزشمند هر جامعه ميسر ساخت و اين نكته‌اي است كه برنامه‌سازان گره به آن اهتمام مي‌ورزند. اما در حوزه تحول فكري و عملي در سبك زندگي ايراني ـ اسلامي چگونه مي‌توان از گذشته غني اجتماعي ـ فرهنگي جامعه استفاده كرد؟

ميلاد دخانچي در اين‌باره معتقد است: «ما به مدرنيته به عنوان يك پارادايم نگاه مي‌كنيم كه مستقل از سنت و عقلانيت پشت سر آن است و با آن سر چالش داريم چون توليد‌كننده بحراني است كه با آيين ديني، فرهنگي و نماد‌هاي ما مطابقت ندارد و اگر سبك استفاده از آن عوض شود، مدرنيته به شكل امروزي خود به هم خواهد خورد، اما در اين ميان، ما گذشته‌اي داريم كه تحقيق درباره عقلانيت سنتي آن پروژه ملي ماست. اما اين ايده تلفيقي كه خوب‌هاي مدرن را برداريم و بد‌ها را كنار بگذاريم، صد در صد محقق نخواهد بود. شعار اين برنامه نيز به معناي برگشت به سنت‌ها نيست، بلكه ما مي‌خواهيم به سمت سنت‌ها و يك روايت متفاوت حركت كنيم.»

يكي از مصداق‌هاي برنامه گره، نوع بازي كودكان در جامعه ماست. اين برنامه به شكلي كه هر مكتب درمان مدار و روان‌شناسانه بازي‌هاي كامپيوتري را رد مي‌كند، در جهت رواج فرهنگ بازي‌هاي اصيل ايراني ميان كودكان برنامه‌اي را تهيه كرد و با دعوت از كارشناسان به بررسي و چالش‌هاي اين سبك زندگي و جايگزيني شيوه‌اي متفاوت كه بر پايه بازي‌هايي چون هفت سنگ و... استوار است پرداخت. مجري گره مي‌گويد: «در بحث بازي‌هاي كودكان اقدام به ترويج شيوه‌اي متفاوت كرديم كه با هويت جامعه ما سازگاري دارد و ما در ناخود آگاه خود آن را مي‌پذيريم. اين بستر آگاهانه نيز در لايه‌هاي مختلف بحراني جامعه وجود دارد و پروژه‌اي دراز مدت را مي‌طلبد كه اميدوارم در برنامه گره محقق شود.»