مدرن شدن غذا خوردن در رستوران را به امری بهنجار تبدیل کرده است
دکتر نعمت الله فاضلی ، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی در رابطه تاریخ شکل گیری رستوران و غذا خوردن در بیرون از خانه که امروزه به یک روند عمومی تبدیل شده است، می گوید:این پدیده تاریخچه ای دارد که با فرایندهای مدرن شدن و شهر نشینی مرتبط است.
وی افزود:  در حالیکه در دوره پیشا مدرن محل کار و زندگی ، خانه بوده است، در دوره مدرنیته خانه دیگر محل کار نیست.در مقابل خروج کار از خانه و انتقال آن به بیرون  در دوران مدرن، برخی  پدیده ها همچون حمام که قبلا بیرون از خانه بوده اند، حال به داخل خانه منتقل شده اند.بدین ترتیب خانه نیز برخی از کارکردهایش را ازدست داده و برخی کارکردهای جدید یافته است از آن میان می توان به تربیت فرزند اشاره کرد و اینکه  امروزه کودکان از لحظه تولد بیشتر  وقتشان در مهد کودک و پیش دبستانی و مدرسه می گذرد تا زمانیکه وارد دانشگاه و محیط کار می شوند.
این در حالی است که در گذشته فرزندان در خانه پدری زاده می شدند، بزرگ می شدند و اغلب هم تا پایان عمر _ حتی پس از تشکیل خانواده _ در همان خانه پدری می ماندند از دیگر کارکردهای خانه که در حال تضعیف است،  مسئله آشپزی و غذا خوردن است که درحال انتقال به خارج از خانه می باشد در حالیکه در گذشته خانه به مثابه مکانی برای براورده کردن نیازهای اولیه و تهیه غذا بوده است، امروزه شاهد انتقال پدیده آشپزی و  صرف غذا در بیرون از خانه هستیم که این امر خصوصا  در کشورهای صنعتی  به خوبی مشاهده می شود.
دکتر نعمت الله فاضلی ، استادیار دانشگاه علامه طباطبایی  یاد آور شد : گرچه به نظر نمی رسد تضعیف پدیده آشپزی در خانه در فرایند مدرنیته به طور کلی حذف شود، اما نمی توان احتمال آن را نداد که در آینده  آشپزی در خانه به همان اندازه که امروزه حمام رفتن در بیرون خانه عجیب است؛ نایاب و استثنایی شود.در واقع این تحولات که در خانه بوجود آمده است، ناشی از تحولات ساختاری و تغییرات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی در خانواده است.از این رو شاهد تغییر مکان اوقات فراغتی هستیم که با پدیده غذا خوردن مرتبط است ؛ که شامل انواع شب نشینی ها ، مهمانی ها، جشن ها و آیین های عمدتا خانگی می شود که  اساسشان بر آشپزی و تهیه غذا بوده است.و امروزه عمدتا به بیرون از خانه منتقل شده اند.
وی تصریح کرد: همه  ساله در جشن نوروز که مهمترین آیین سنتی  خانگی ایرانیان است، شاهد افزایش مسافرت های نوروزی هستیم که برای مثال در سال گذشته بیش از  6 میلیون نفر تعطیلات نوروز را در سفر گذرانده اند رشد فردیت از دیگر اتفاقات مهم در سیر تحولات اجتماعی و مدرنیته است که باعث می شود ، افراد سلیقه فردی خود را ترجیح دهند و بنا به میل خود رفتار کنند.بدین ترتیب در رابطه با صرف غذا و سلیقه های غذایی هم ، فرد رستوران رفتن و انتخاب غذای مورد علاقه خویش را در آنجا ترجیح می دهد در خانه معمولا سلیقه های فردی اعمال نمی شود و طبخ غذا به توان آشپز ، مواد غذایی موجود و آنچه اکثریت می خواهند، بستگی دارد اما در رستوران فرد می تواند با توجه به سلیقه فردی خود غذایی انتخاب کند.
می توان نتیجه گرفت رستوران الگوی تغذیه براساس فردیت و ارزش های فردگرایانه در مقابل الگوی تغذیه در خانه براساس  سنت است بدین ترتیب چنین تحولاتی در عرصه های فردی و اجتماعی زمینه ساز تبدیل رستوران  به مثابه محلی برای گذران اوقات فراغت شده اند.
این استاد دانشگاه در ادامه اوقات فراغت را اینچنین تعریف می کند: اوقات فراغت به عنوان یک عامل فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی  اوقاتی است که کار محسوب نمی شود.و در واقع آن بخش از زمان فرد است که برای تحقق خویشتن و شکوفایی استعدادها و پاسخ دادن به نیازهای ثانویه استفاده می شود .اوقاتی که ما محکوم و مجبور به انجام کاری نیستیم ، برای کسب درامد نمی گذرد .زمانی که صرفا برای پرداختن به خود و کسب لذت می گذرد.
در واقع با گذش زمان شاهد تغییر عواملی هستیم که اوقات فراغت بیشتری را برای فرد ایجاد می کند.عواملی همچون  افزایش درامدها، رشد طبقه متوسط ، رشد تکنولوژی و تحولات اقتصادی و اجتماعی که ساعت های بیشتری را در تعطیلات آخر هفته ، تعطیلات رسمی و ساعات بعد از کار به عنوان اوقات فراغت در اختیار افراد قرار می دهد، که  مسئله اوقات فراغت و پرداختن به آن را  مهم و پررنگ می کند و به دنبال آن بسیاری از کنش های  ما تحت تاثیر این اوقات فراغت قرار می گیردکه تغذیه هم یکی از آنهاست.بدین ترتیب فرد به گونه ای غذا می خورد که از آن لذت ببرد.
در این حالت دیگر غذا مثل گذشته صرفا برای پاسخ گویی به نیازهای اولیه بدن نیست، بلکه کمترین آن است و مسائل دیگری همچون بازنما کردن هویت ، نشان دادن منزلت و پایگاه اجتماعی ، امکانی برای توسعه ارتباطات با دیگران و ... اولویت های مهمتری شمرده می شوند.و از انجا که هر کنشی دربردارنده مجموعه وسیعی از معانی ، نشانه ها و دلالت هاست، این مسئله اهمیت می یابد که فرد غذایش را با چه کسی، در چه زمانی  و مکانی، چه وقتی و چگونه می خورد!چرا که با رشد فردیت ، کنشهای اختیاری  و دایره انتخاب ما بیشتر شده و اینکه فرد چه انتخابی در رابطه با هر کدام از این موارد داشته باشد، دلالت بر معنی و نشانه ای متفاوت دارد.
براین اساس  اگر به رستوران رفتن و برگزاری مراسم سنتی در این مکان در یک چارچوب فرهنگی نگاه کنیم، می توان گفت؛ افراد بیش از آنکه برای صرف غذا به رستوران بروند، برای تولید معانی به آنجا می روند و به همین دلیل است که حاضر می  شوند، هزینه زیادی برای آن صرف کنند.اضافه هزینه غذایی که در رستوران صرف می شود، در واقع پولی است که برای تولید و مصرف معنا پرداخت می کنند.و مهمترین معنایی که از رستوران به مثابه یک نشانه دریافت می شود، مدرنیته و مدرن بودن است غذا خوردن در بیرون از منزل می تواند یک نشانه مدرن شدن باشد، در مقابل غذا خوردن در خانه که یک سبک سنتی است در این میان مشاهده می کنیم حتی واژه رستوران هم ترجمه نشده است و همچنان به عوان یک واژه انگلیسی_ فرانسه باقی مانده است.
بنابراین می توان گفت این تمایل به مدرن شدن یا امروزی شدن است که غذا خوردن در رستوران را به عنوان اوقات فراغت به امری بهنجار تبدیل کرده است.همچنانکه طیف افرادی که به رستوران می روند ، اکثرا افرادی هستند که تمایل بیشتری  به مدرن شدن دارند.البته این بدین معنا نیست که افراد سنتی به رستوران نمی روند، بلکه عمدتا در مواقع ضروری و اجبار که غذای خانگی در دسترس آنان نیست ، به رستوران می روند که این دو معنی با هم متفاوت است گرچه به نظر می رسد هر روز بر تعداد کسانیکه ترجیح  می دهند در رستوران غذا صرف کنند، افزوده می شود.
دکتر فاضلی با اشاره به به رابطه میان رستوران و مدرنیته از پدیده دیگری نام می برد که آن مدرن شدن سنت ها در ایران است وی می افزاید: با توجه به آنچه در مورد رستوران به عنوان یک پدیده مدرن گفته شد که ارزش ها و انگاره های مخصوص به خودش را داشته و با گذشت زمان به شیوه ای رایج در میان ایرانیان تبدیل شده است، آنچه مشاهده می شود مدرن شدن پدیده های سنتی است که از قرن ها پیش جزئی از زندگی ایرانیان بوده است برای مثال هم اکنون تشریفات عروسی که به لحاظ فرم یک امر سنتی است ، در بیرون از خانه و در رستوران انجام می شود.
در واقع آنچه باعث رواج یک پدیده مدرن یعنی رستوران شده است، همان سنت کهن است که در قالب تشریفات  عروسی انجام می  شود و بدین ترتیب شاهد رواج یک پدیده مدرن توسط یک امر سنتی هستیم!اما آنچه رستوران رفتن و غذا خوردن در بیرون از خانه را تبدیل به مهمترین شکل اوقات فراغت در جامعه سنتی ایران کرده است، گذشته از همه آنچه ذکر شد و همه دلایلی که ناشی از عدم وجود برنامه ، مکان و سرگرمی های مناسب برای پر کردن اوقات فراغت در ساختار جامعه  است،  به سبک زندگی و فرهنگ خانواده های ایرانی  باز می گردد.
این در حالی است که ویژگی های منحصر به فرد رستوران در حوزه فرهنگ که شامل سرپوشیده بودن فضا، وجود امنیت، فضای کنترل شده و آرام و مجموعه رفتارهایی که در این مکان شکل گرفته است ، می باشد همگی از جمله دلایلی است که قابلیت استفاده خانوادگی از این مکان را در میان خانواده های ایرانی افزایش داده است و به دلیل همین ویژگی ها، این امکان برای رستوران ها و فست فودها فراهم شده تا  توسعه ی فزاینده ای نسبت به دیگر انواع اوقات فراغت و تفریح همچون سینما، پارک ، تئاتر و بسیاری دیگر از نهادهای مدنی داشته باشند.و در نهایت در کنار این ویژگی ها ی فرهنگی، شاهد تنوع بالایی در انواع غذا، قیمت آنها، گستره مکانی و فراوانی شان هستیم که این امکان را برای افراد و خانواده ها فراهم می کند تا با ارزش های فرهنگی و پایگاههای اقتصادی مختلف و درآمد و سلیقه های  متفاوت  قادر به انتخاب غذایی مطابق با آنچه می خواهند، باشند.

صرف غذا تجربه عضويت در يك گروه اجتماعي
تا اوایل قرن نوزدهم، مفهوم غذا خوردن فقط پر کردن شکم بود و احساس گرسنگی، بشر را وادار می کرد برای خوردن در آنچه دسترس دارد، بدون توجه به کمیت و کیفیت آن بخورد.
شهرنشینی و تشکیل اجتماعات، تغییرات زیادی در طرز غذا خوردن بشر به وجود آورد. شهرنشین اولیه با کشاورزی و دامپروری آشنا بودند و برای تغذیه خود از محصولات متنوعی استفاده می کردند. ایران نخستین کشور جهان است که در آن انسان اولیه به کشاورزی و پرورش دام پرداخته است. (دو تن از متخصصان به نام های آرتورکیت و دکتر ارنست هرتسفیلد در کتابی به نام صنایع ایران ثابت کرده اند که کشاورزی و تمدن از فلات ایران آغاز شده است
مشکل اصلی غذایی در کشورهای توسعه یافته، مصرف زیاد بسیاری از موادغذایی است، در حالی که در کشورهای در حال توسعه این معضل به صورت فقر، گرسنگی و سوتغذیه نمود یافته است. در کشورهای پیشرفته، مصرف زیاد قندها و چربی ها منجر به دریافت زیاد کالری همراه با یک رژیم غذایی دارای موادمغذی کم می شود و کنار هم قرار گرفتن عوامل محیطی و غذایی، احتمال بروز بسیاری از بیماری های مزمن را افزایش می دهد. برای مثال، چاقی خطر بیماری های قلبی، برخی سرطان ها و دیابت را افزایش می دهد.
البته می توان قاطعانه این موضوع را نیز مطرح کرد که معضلات امروز تغذیه ای جهان فقط مختص به ابعاد اقتصادی و سلامتی افراد و جوامع نیست، بلکه امروز پیامدهای اجتماعی تغذیه همچون سبک های جدید غذایی، تاثیرات آن بر نهاد خانواده و همچنین بر  فرد و اجتماع  از چالش برانگیز ترین موضوعات مطرح در حوزه ی تغذیه است.
از آنجا که غذا نقش مهمی در بقای آدمی ایفا می کند و قسمت بزرگی از برنامه ریزی دولت ها را به خود اختصاص می دهد، سازمان خواروبار جهانی )FAD( روز شانزدهم اکتبر را به نام روز جهانی غذا جشن می گیرد. این سازمان، سال ۱۹۴۵ برای اولین بار، شانزدهم اکتبر را روز جهانی غذا اعلام کرد و هر ساله با فرا رسیدن این روز آن را جشن می گیرند به مسائل پایه ای غذا می پردازند.
این روز در میان تمام ملت ها شناخته شده است، به طوری که در کشور ما، بیست وچهارم مهرماه هر سال مصادف با این روز اعلام شده و بسیاری از سازمان هایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با مسائل غذا و تهیه و تامین آن در ارتباط هستند، بیشتر به آن می پردازند و بسیاری از چالش های مربوط به آن را مورد بررسی قرار می دهند. در این روز، بسیاری از طرح های تحقیقاتی و راهکارهایی که می تواند در بهبود وضعیت تغذیه هر جامعه نقش داشته باشد، مطرح و برنامه های جدیدی به سازمان های مربوطه ابلاغ می شود در این روز، بیشتر به چالش های تغذیه ای نظیر گرسنگی و بیماری های قابل پیشگیری با تغذیه می پردازند و راهکار مطرح می کنند
یکی از عوامل مهم بهبود تغذیه ارتقاء هنر آشپزی است  هنری که از دیرباز سینه به سینه و از مادر به دختر منتقل می شد، اما این روز ها دیگر حتی به مدد کلاس ها، برنامه ها و مجلات آشپزی هم به منتقل نمی شود . معمولاً روش هاي پخت و تهيه غذا را والدين به فرزندانشان مي آموزند که آن هم بر اساس سنت و فرهنگ آنها صورت مي پذيرد. از زماني که صنعت چاپ توسعه گسترده اي يافت، دستورالعمل هاي نوشته شده براي تهيه غذا تحت عنوان کتاب آشپزي به بازار آمد. چند سالی است که ذائقه نسل های جدید با ارثی که از مادربزرگ ها رسیده است راضی نمی شود . مثلاً همین ماکارانی که الان جزو لاینفک سفره های ایرانی است چند وقت بیشتر نیست که وارد سبد غذایی خانواده ها شده است و یا فست فود ها که غذای اصلی برخی از جوانان و نوجوانان را تشکیل می دهند نیز سبب شده اند که مادران دنبال یادگیری غذاهای جدید تر باشند و به نوعی هنر خود رابه روز کنند ! انواع برنامه های متنوع و آیتم های آشپزی و کمی بعد مجلات و نشریات تخصصی مربوط به تغذیه و آشپزی هم شاید از همین نیاز مردم به یادگیری غذاهای جدید نشات گرفته است.
اما  در دنياي امروز عبارت "فست ‌فود" تبديل به نماد زندگي مدرن و ماشيني شده است، اينكه چرا جوانان اين نوع غذاها را ترجيح مي دهند، دلايل متفاوتي دارد. عده اي از جوانان معتقدند در دنياي امروز كه كار و تحصيل مجال آشپزي هاي طولاني سنتي را به آنها نمي دهد، اين نوع غذاها انتخاب هايي عقلاني (rational)، به صرفه، آسان و سريع هستند.
براي كساني كه از منزل دور هستند و گرسنگي قواي جسمي و فكري آنها را تحليل برده است، يك رستوران فست فود مانند يك فرشته نجات به نظر مي رسد كه در چشم برهم زدني مي تواند مشكل آن ها را حل كند. به علاوه بسياري از جوانان، شايد تحت تاثير رواج جهاني اين پديده يا همنشيني رسانه اي آن با جلوه هاي زندگي مدرن، اين نوع غذاها را لذيذتر از غذاهاي سنتي مي دانند. محيط گرم و جوان بعضي از اين رستوران ها نيز مي تواند دليل ديگري براي جذب بعضي جوانان به اين رستوران ها باشد.
علاوه بر رواج انواع جديد غذا لازم است به تغيير در عادات و رفتار‌هاي غذايي اشاره كرد. به عنوان مثال مي توان به بي توجهي به صرف صبحانه، علي رغم اهميت آن در فرهنگ ايراني، اشاره كرد. حذف وعده هاي غذايي و داشتن برنامه غذايي نامنظم يك رفتار غذايي شايع در كشور ماست كه عمدتا شامل حذف وعده صبحانه است. نخوردن صبحانه يک اشتباه بزرگ محسوب مي شود.
صرف غذا فرصتي مناسب براي با هم بودن و تجربه عضويت در يك گروه اجتماعي فراهم مي آورد. به عبارت ديگر در بسياري از موارد غذا بهانه اي براي دور هم و با هم مجموع کالري مصرفي در طي روز مي شود بودن افراد بوده است.
اين با هم بودن خود عاملي اساسي در عمق بخشيدن به احساس تعلق گروهي و فرآيندي مهم براي دروني كردن ارزش هاي گروهي است. با رشد شهرنشيني و تغيير وضعيت اقتصادي و اجتماعي خانوار ها تعداد دفعات صرف گروهي غذا درميان افراد يك خانواده شديدا كاهش يافته است. اين موضوع تحت عنوان كاهش اهميت "آشپزخانه" در ادبيات علوم اجتماعي مطرح شده است.
همپاي اين تحولات و متناسب با رشد و توسعه الگوهاي فرهنگي جديد، ذائقه غذايي افراد نيز دچار تغيير و تحول مي شود به عنوان مثال غذاهاي سنتي از فهرست غذاهاي مرسوم و مرجح خارج مي شود و جاي آن ها را غذاهاي جديد مي گيرد؛ غذاهايي كه ظاهرا تناسب بيشتري با ضربآهنگ زندگي ماشيني دارند و نشانه اي از به روز بودن و "مدرن" بودن تلقي مي شوند اين تحولات بنحوي است كه تناسبي ظاهري بين دنـياي پـرسـرعـت اينترنـت ، ماشـيـن هاي خـودپــرداز، اتومبيل هاي تند رو و غذاهـاي حـاضـري برقرار شود در اين وضعيت حفظ آداب سالم و الگوهاي مناسب فرهنگ غذايي دشـوار به نـظر مي رسد علي‌رغم اهميت فرهنگي غذا و الگوهاي مصرف آن متاسفانه نسبت به پژوهش در اين زمينه اقدامات لازم صورت نگرفته است از اين‌رو مركز تحقيقات و مطالعات رسانه‌اي همشهري در نظر دارد در قالب مجموعه‌اي از نظرسنجي‌ها در اين زمينه تحقيقاتي را به انجام برساند.
يكي از مهم‌ترين عوامل شكل دهنده الگوي غذايي جامعه، مجموعه عادات و فرهنگ غذا و تغذيه افراد آن جامعه است اين عادات از بدو تولد در درون خانواده شكل مي گيرد كه خود وابسته به بستري است كه جامعه فراهم مي آورد اما مجموعه عواملي كه اين بستر را مي سازد از فرهنگ و آداب و سنن هر جامعه گرفته شده است. عادات غذايي از يك طرف پاسخگويي به نيازي غريزي و خواسته اي فيزيولوژيك و از سوي ديگر يك رفتار فرهنگي است.
همانند پاسخگويي به هر نياز فيزيولوژيك ديگر، عادات غذايي هم در چارچوب فرهنگ هاي مختلف به انواع ارزش ها مزين و در قالب آن ها مقيد مي شود اين فرهنگ است كه به اين يا آن عادت غذايي مشروعيت مي دهد يا آن را غير مجاز و مذموم مي كند. امروزه با تغيير شيوه هاي بومي زندگي، ماشيني شدن جوامع، و در يك كلام گسترش فرهنگي واحد در سطح جهان، شاهد كمرنگ شدن سنت ها و آداب فرهنگ هاي بومي، از جمله در زمينه تغذيه و آداب و رفتار‌هاي غذايي، هستيم. در بسياري از جوامع، از جمله در جامعه ما، جوانان و نوجوانان غذاهاي غير سنتي از قبيل انواع غذاهاي آماده (fast foods) مانند ساندويچ ها و پيتزاها را به غذاهاي سنتي ترجيح مي دهند.
اين روزها كمتر جواني است كه مراكز عرضه اين محصولات را نشناسد، با دوستان خود به آنها سر نزده، يا به آن ها سفرش نداده باشد. "غذاهاي آماده"، غذاهايي هستند كه خيلي آسان و سريع تهيه مي شوند و بيشتر به فرآورده هاي يك فرآيند صنعتي شبيه اند تا محصولي خانگي يا دست ساز.
"مک دونالدیزه شدن" را می‏توان فرآیندی بر شمرد که در آن اصول صنعت غذاهای حاضری یعنی کارآیی، پیش‏بینی پذیری، قابل محاسبه بودن و نظارت از طریق تکنولوژی، بر بخش‏های بیشتری از جامعه و در نقاط وسیع‏تری از جهان گسترش می‏یابد.
توجه به نیازهای تغذیه ای بین افراد و اقشار مختلف جامعه، زن و مرد و در سنین مختلف، برای داشتن افرادی سالم و با نشاط و دستیابی به جامعه ای سالم، پویا و همراه با توسعه پایدار لازم است.
در این بین زن و تغذیه از دو جهت مورد توجه است: اول آن که زن به عنوان یک انسان نیازهای جسمی خاص خود را دارد و باید غذای کافی به عنوان نیاز اولیه برای او لحاظ شود و حقوق فردی و اجتماعی اش به طور کامل رعایت گردد. اما متاسفانه در بسیاری از جوامع زنان در محرومیت بیشتری قرار دارند. و درصد بیشتری از فقیران جهان را زنان تشکیل می دهند. به طور کلی زنان به علت تفاوت های بیولوژیکی در خطر بیشتری قرار دارند. دوران های مختلف زندگی زنان باید درک شود و حمایت های لازم از طرف خانواده و دولت برای سلامتی و توانمندی آنها فراهم گردد.
سلامت زنان یعنی سلامت نیمی از جمعیت جهان، از سوی دیگر نقش زنان در تنظیم سبد و سفره خانوار، سلامت نیمی دیگر از جمعیت را نیز به زن وابسته می کند.
مادران یکی از مهم ترین طبقات اجتماعی هستند که می توانند با سیستم تغذیه سنتی و محلی به خوبی آشنایی یابند و به همه مزایای علمی این سیستم آشنا شده و نسخه های غذایی محلی و سنتی را به فرزندانشان آموزش دهند، این عمل خود نوعی انتقال فرهنگی مثبت از نسل فعلی به نسل جوان است.
مادران امروز و فردا باید نیازهای غذایی اعضای مختلف جامعه را بشناسند وبین انتخاب انها و وسایل تجملی تصمیم بگیرند. این تصمیم هاست که سبک های متفاوت زندگی را می سازند واگر این تصمیم ها آگاهانه و در راستای تامین منافع فرد و جامعه باشد، سعادت ورفاه همگانی فراهم خواهد کرد.
مسئولیت ها در زمینه تغذیه خانوار میان بخش های گوناگون دولت یعنی وزارت خانه های متولی تولید و واردات غذا، سیاست گذاران غذایی، مسولان تنظیم بازار و قیمت ها، جامعه علمی و رسانه ها که متولی فرهنگ سازی هستند، مشترک است.
نگرش و نگاه درست مسولان و متولیان سیاستگذاری غذا و تغذیه در کشور به زندگی، حیات انسانی، رابطه سلامت ذهن و جسم با تغذیه، آثار تغذیه بر خانواده و کارکرد نظام ها و زیر سیستم های جامعه ودر نهایت توسعه کشور راه را برای شناخت، معرفی و نهادینه کردن سبک های زندگی سالم تغذیه هموار می کند.
دانسته های افراد در زمینه های گوناگون از جماله تغذیه ریشه در فرهنگ خانوادگی دارد این فرهنگ و عادات از طریق خانواده ها در بین نسل های گردش کرده وعوارض سوء خود را نیز منتقل می کند برای تغییر این فرهنگ شیوه های زندگی اولین قدم نیاز به تغییر نگرش است که خود با آگاهی دادن محقق می گردد هر چه آگاهی ها ریشه های علمی داشته و تکرار شود موثر است موثرترین آموزش ها توسط رسانه ها انجام می شود بنابر این رسانه نقش تعیین کننده ای دارد. اولین گام می تواند تعیین گروه های هدف باشد.
بدون شک چگونگی تغذیه در سلامت و تندرستی انسان به گونه‌ای موثر است که هیچکس نمی‌تواند آن را حتی به اندازه ذره‌ای انکار کند. به عبارت دیگر،  تغذیه‌ای که بر اساس اصول علمی و با در نظر گرفتن تمامی احتیاجات بدن ما تنظیم شده باشد، سلامت انسان را تامین می‌کند و قوای دفاعی بدن را به صورتی بسیار اساسی و قابل ملاحظه افزایش می‌دهد. و اگر خلاف این امر واقع شود اثرات بد این عمل در تمامی اعضاء و دستگاههای بدن منعکس می‌شود و باعث از دست رفتن قوای فعال جسمی و حتی روحی در هر انسانی و تحت هر شرایطی می‌شود.
فراموش نکنیم هویت از طریق درهم تنیده بودن با معانی و روابط فرد با دیگران، بر روی گزینش ها و انتخاب های سلامتی تاثیر می گذارد برای مثال می توان به  تاثیر متقابل هویت و معانی درقلمرو انتخاب های غذایی اشاره نمود به این معنا غذایی که از نظر افراد مناسب است با هویت فرهنگی آن ها و معانی مرتبط با غذا در ارتباط است لذا ممکن است فردی با یک موقعیت اجتماعی-  اقتصادی- فرهنگی  و با توجه به تجارب مختلف،  مصرف گوشت را به عنوان تغذیه مناسب در نظر بگیرد و فرد دیگری در شرایط متفاوت مصرف سبزیجات را ترجیح دهد.

علت مشکلات سوء تغذيه ايراني ها به مسائل اقتصادي برنمي گردد
در قرن حاضر «سوءتغذيه» در بيشتر جوامع ، خصوصا کشورهاي جهان سوم ، بحراني جدي محسوب مي شود سو تغذيه يا تغذيه بد يا به عبارتي هرگونه انحراف، از تغذيه طبيعي که باعث عدم دسترسي بدن به مواد اصلي و اساسي غذايي مي شود، يکي از مهمترين دلايل بروز انواع اختلالات و بيماري هاي جسماني و رواني است. فقر يکي از عمده ترين علل سوتغذيه در جهان است. 840ميليون نفر در کشورهاي توسعه يافته با مشکل کمبود تغذيه مواجه هستند و 96 درصد آنها از کمبود دريافت انرژي (فقر مطلق) رنج مي برند
سازمان برنامه جهاني غذا با انتشار آماري اعلام کرد که گرسنگي بيش از جنگ قرباني مي گيرد و در هر ثانيه يک نفر در جهان بر اثر گرسنگي جان خود را از دست مي دهد اين درحالي است که بررسي ها نشان مي دهد حدود 842ميليون نفر در سراسر جهان از گرسنگي رنج ميبرند.
گفته مي شود پس از گرسنگي بيماري هاي ايدز، مالاريا و سل انسان ها را در معرض خطر مرگ قرار مي دهند که قربانيان اين قبيل موارد بيشتر از کشته شدگان در جنگ است این در حالی است که مردم دنيا معمولا در رويارويي با جنگ بسيار هوشيارانه تر عمل مي کنند در حالي که بيشتر مردم دنيا انزجار و نفرت خود را از جنگ اعلام مي کنند و با اين پديده شوم به مقابله مي پردازند اما مبارزه براي رفع گرسنگي از کره زمين از طرفداران کمتري برخوردار است.
در حالي که گفته مي شود نحوه ناعادلانه توزيع مواد غذايي مهم ترين دليل رواج گرسنگي در کشورهاست اما جوامع انساني معمولا نسبت به تصحيح اين توزيع کوشش چنداني ندارند.
تغذيه بد و نادرست با تاثير مستقيم روي عملکرد اندامها و دستگاه هاي مختلف بدن منشا ايجاد بسياري از بيماري ها و اختلالات بدني است سو تغذيه موجب بروز اختلالات قلبي و عروقي ، بيماري هاي گوارشي ، عوارض خوني ، بروز انواع عفونت ها و برخي از سرطان ها است؛ ضعف سيستم ايمني بدن ، تاخير در بهبودي انواع عفونت ها، تحليل قواي جسماني و ضعف در انجام فعاليت هاي فيزيکي و نيز نقص در عملکرد سيستم گوارش از ديگر عوارض سوتغذيه در بدن است همچنين به دليل اهميت فوق العاده مواد غذايي در رشد و نمو بدن ، تغذيه ، نقش عمده اي در دوران مختلف رشد، ايفا مي کند.
توجه به نظام صحيح تغذيه در دوران کودکي و بلوغ از اسباب اصلي حصول به رشد بدني است. سوتغذيه در کودکان علاوه بر اثرات سوئ و زيان بار در بروز انواع اختلالات بدني و بيماري هاي مرتبط، باعث به تعويق افتادن رشد و يا حتي رشد ناقص مي شود. انواع منحني هاي استاندارد رشد کودکان که نسبت سني قد و وزن را مي سنجد، تاثير تغذيه نامطلوب را در رشد کودکان زير سال به طور دقيقي نشان مي دهند. تاثير جبران ناپذير ديگري که سوتغذيه در اين سنين دارد، اثرات سو بر رشد سيستم عصبي و تکامل قواي ذهني است. دوره بسيار تاثيرپذير ديگر زندگي ، دوره نوجواني و قبل از بلوغ است در اين دوره به دليل نيازهاي فوق العاده بدني و افزايش سوخت و ساز بدن ، توجه نکردن به تغذيه در فرد، منجر به صدمات و لطمات جسماني متعددي مي شود. به تاخير افتادن بلوغ ، به دليل اختلال در سيستم هاي هورموني بدن ، کاهش رشد و يا رشد ناقص بدني ، بروز انواع اختلالات عصبي و رواني و دهها مورد ديگر نمونه اي از عوارض سوئ تغذيه در دوران بلوغ است.
دکتر ربابه شيخ الاسلام مدير دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت با اعلام اين که 15درصد کودکان کشور دچار سوئتغذيه هستند، مي گويد: سالانه 5/6 ميليارد تومان ضرر ناشي از سوئتغذيه به کشور وارد مي شود.
وي با اشاره به اين که 60درصد شيرخواران در برخي از مناطق کشور و 40درصد کل شيرخواران کشور فقر آهن دارند، افزود: فقر آهن ضريب هوشي را تا 9امتياز، تولد نوزاد با وزن کم 5امتياز، محروميت از شير مادر 8امتياز و کمبود يد تا 13امتياز ضريب هوشي کودک را کاهش مي دهد.  
شيخ الاسلام با اشاره به چرخه شوم سوء تغذيه مي گويد: سوتغذيه منجر به افزايش بيماري ها با شدت بيشتر و طولاني مدت تر، تاخير رشد جسمي و ذهني ، عدم کسب مهارت هاي پيچيده ، توليد کمتر و واردات بيشتر و فقر رکود اقتصادي و اجتماعي و مجددا ايجاد سوتغذيه در کشور مي شود.
مدير دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت تاکيد دارد: شيوع کم وزني ، در روستاهاي کشور 7/13 درصد و شهرها 6/9 و کوتاهي قد در روستاها 11و در شهرها 8/21 درصد است.
وي با اشاره به اثرات زيرمغذي ها شامل اختلال رشد، خستگي ، بي حالي ، بي تفاوتي و رواني ، کاهش ضريب هوشي افزود: 60درصد کودکان زير 2سال هموگلوبين خونشان بالاست که اين نشان مي دهد ذخاير آهن آنها تمام شده است و اين شرايط در اقليم هاي جنوب کشور نامناسب تر است.
به گفته شيخ الاسلام ، 20درصد بچه هاي زير 2سال کشور دچار کمبود روي هستند؛ چنانچه 40درصد کودکان 6سال روستاها و 25درصد در مناطق شهري کشور، از کمبود روي رنج مي برند که اين در نتيجه از دست رفتن ريزمغذي هاي خاک است.
این در حالی است که  دکتر حسينعلي شهرياري ، عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي ، با بيان اين که گراني و فقر اقتصادي باعث شده که بيشتر مردم کشور براي استفاده از مواد غذايي مفيد و کافي با مشکل مواجه باشند، درخصوص 25مهر ماه روز جهاني غذا، مي گويد: نامگذاري يک روز به نام روز غذا اهميت اين مساله را مي رساند. در واقع هدف اين است به اين وسيله به جهانيان مساله تغذيه و غذا را گوشزد کنند و نشان دهند که مواد غذايي تا چه ميزان مي تواند در سلامت جامعه و پيشبرد مسائل جامعه موثر باشد.
وي رشد و سلامت جسمي و فکري افراد را وابسته به مواد غذايي دانست و اظهار مي کند: سوتغذيه مي تواند اثرات نامطلوب و مخربي به جاي گذارد تا جايي که جبران آن هيچ گونه امکان پذير نيست.
عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس شرايط و ساختار غذا و تغذيه مردم کشور را نامناسب عنوان کرد و گفت: متاسفانه درصد قابل توجهي از جامعه ما به خاطر فقر اقتصادي نمي توانند از يک سبد غذايي مناسبي برخوردار باشند و در جذب پروتئين حيواني با مشکل جدي مواجه ايم.
وي با تاکيد بر عدم دسترسي مطلوب به مواد غذايي از سوي بخش عظيمي از جامعه به دليل مشکلات اقتصادي ،   برنامه ريزي دقيق از سوي مسوولان را در اين زمينه مورد توجه قرار داده است یادآور شد: مساله اي که به عنوان خط مطلق فقر در جامعه مطرح بوده و اين که درصد قابل توجهي از جامعه ايران قادر به استفاده از مواد غذايي مناسب نيستند، اين مساله در سبد غذايي مطلوبي که جامعه بايد استفاده کنند؛ تاثيرگذار است.
شهرياري استفاده مناسب از مواد غذايي را رمز سلامت افراد جامعه عنوان و اظهار مي کند: بايد درصد قابل توجهي از غذاي روزمره مردم به مواد پروتئيني مثل گوشت سفيد اختصاص يابد که متاسفانه از اين نظر در جامعه به علت فقر اقتصادي با مشکل مواجه ايم. همچنين درخصوص استفاده از مواد غذايي و اين که چه غذاهايي بايد بيشتر استفاده شود؛ به مردم آموزش هاي کافي ارائه نشده است.
وي مشکل گراني ميوه ها و مواد غذايي را يکي ديگر از علل عدم دسترسي مردم به مواد مناسب غذايي دانسته و تصريح مي کند: متاسفانه يارانه هايي که به مواد غذايي پرداخت مي شود، عادلانه نيست ؛ در حالي که اين نوع يارانه را بايد به قشر آسيب پذير بيشتر اختصاص داد. مثلا در حال حاضر 40درصد شير يارانه اي کشور در تهران مصرف مي شود؛. متاسفانه توجه دولتمردان بيشتر روي تهران است و چون تهران پايتخت است رسيدگي بيشتري به آن مي شود و مناطق محروم و فقيرنشين تقريبا فراموش شده اند.  عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس ، مي گويد: با وجود تشکيلاتي که در اين بحث غذا وجود دارد به نظر نمي رسد در اين راستا مشکلات قانوني داشته باشيم؛ در حالي که مشکلات ما مشکل مديريتي است و با توجه به قوانين فراوان ، اگر تشکيل سازمان غذا و دارو نيز به عنوان يک سازمان درست با مديريت مطلوب صورت گيرد، مثمرثمر خواهد بود، در صورتي که هر چه قانون تهيه کنيم ؛ ولي مديران نتوانند آن را اجرا کنند، مشکلي از جامعه برطرف نمي شود.
هر چند مشکلات اقتصادي امري بديهي و علت بسياري از موارد سوتغذيه در ايران است ولي مطمئنا علت تمامي مشکلات سوتغذيه ايراني ها به مسائل اقتصادي برنمي گردد کما اين که در مقابل سوتغذيه ناشي از کم خوري ، 40درصد افراد اين مملکت دچار مشکلات بدخوري و پرخوري هستند.
يکي از عوامل اصلي در نامناسب بودن سبد غذايي هر خانوار، توزيع نامناسب آن بين اعضای خانواده ، عدم شناخت گروههاي غذايي و نياز بدن به هر کدام از گروههاي غذايي است. بنابراين نقش آموزش در ارتقاي فرهنگ و سواد تغذيه اي جامعه بسيار ارزشمند است.
نجات اميني ، مديرکل دفتر فقرزدايي وزارت رفاه با تاکيد بر لزوم ارتقاي بهداشت جامعه و پيشگيري از بيماري ها مي گويد: به دليل نقش بيماري هاي زمينه اي مثل بيماري هاي عفوني ، انگلي يا بيماري هاي غدد و متابوليک در بروز سوتغذيه ، يکي از استراتژي هاي مهم ايجاد امنيت غذا و تغذيه پيشگيري از بروز اين گونه بيماري ها است. از سوي ديگر توجه به بيماري هاي رايج و يا ارتباط با نوع تغذيه، نظير بعضي از سرطان ها، ديابت ، بيماري هاي قلبي و عروقي و غيره نيز در زمره بيماري هايي هستند که بايد تحت مراقبت و توصيه هاي تغذيه اي قرار گيرند.
اميني ، تدوين برنامه هاي کوتاه مدت حمايت تغذيه اي گروههاي آسيب پذير شامل مادران باردار، شيرده و کودکان به عنوان غذاي مکمل و گروههاي فاقد سفره غذايي به عنوان گروه درآمدي و تدوين برنامه هاي حمايت تغذيه اي براي مواقع اضطراري و بروز بلايا و حوادث غيرمترقبه را از جمله موارد مهم در اين خصوص دانست.
وي خاطرنشان کرد: تدوين برنامه هايي براي سالهاي خشکسالي ، جنگ و ساير شرايط اضطراري ، حمايت درازمدت خانواده هاي دچار سوتغذيه و فقر مالي شديد به عنوان گروه اول درآمدي ، تدوين برنامه هاي اجرايي در زمينه توانمندسازي اقشار آسيب پذير و کم درآمد و آموزش خانواده ها جهت ارتقاي آگاهي هاي ضروري در زمينه تغذيه سالم و داشتن سبد غذايي مطلوب از برنامه هاي بلند مدت است  همچنين ، شناسايي نيازهاي تغذيه اي و تعريف بسته مزايا متناسب با شرايط محيطي ، تعيين اولويت هاي تخصيص منابع از وظايف مهم اين طرح است.

تغذیه تاثیر مستقیم بر روحیات افراد دارد
رابطه نزدیکى میان تغذیه و روحیات و اخلاقیات وجود دارد، هرگز نمى گوئیم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب یا بد است، بلکه همین اندازه مى دانیم که یکى از عوامل زمینه ساز پاکى و اخلاق، تغذیه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنهاست.
پس خوراک و نحوه تغذیه ما علا رغم این تصور که گمان می کنیم یک امر شخصی است نیست و تبعات محیطی و اجتماعی نیز در پی دارد . در مورد این مساله که چه مقدار از نا به هنجاری ها و بد خلقی های اجتماعی به نحوه خوراک مردم  بر می گردد اطلاعاتی در دست نیست اما با توجه به انچه که در بالا امد متوجه می شویم که هنگام انتخاب مواد غذایی خود یک کنش اجتماعی رخ می دهد و مسیولیت تبعات ان به عهده کنشگر آن است .
با توجه به این مساله شاید یکی از دلایل افزایش ناهنجاری ها در مقایسه بین دو نسل تا حدی به تغذیه بر گردد .
تغییر سلیقه غذایی این نسل و گرایش به فست فود ها با توجه به فلسفه وجودی این سبک  خوراکی که بدلیل کارایی بیشتر و تعجیل در زمان بوده است می تواند دلیلی بر کم تحمل تر شدن جوان ها نسبت به مادر بزرگ و پدر بزرگ هایشان- تند خو شدن آنها و عجول شدن آنها  است.
در پژوهشی که از سوی محققان دانشگاه تورنتو انجام گرفته معلوم شده استفاده زیاد از این نوع غذاها می تواند اشخاص را کم تحمل و کم طاقت بکند و در نتیجه انها ترجیح می دهند که محصولاتی را تهیه کنند تا در وقتشان صرفه جویی شود اما در عوض صرفه جویی در هزینه را در نظر نمی گیرند .
دكتر چن - بو زونگ دستيار نويسنده اين پژوهش خاطرنشان كرد: فست فودها باعث مي‌شوند كه فرهنگ صرفه جويي در وقت حتي در مواقعي هم كه فاكتور زمان چندان اهميت ندارد در اولويت قرار بگيرد و عجله كردن جزو فرهنگ زندگي مردم شود.
مجله سايكولوژيكال ساينس در اين باره مي‌افزايد كه حتي نگاه كردن به اسم شركت‌هاي توليد كننده فست فودها اين حالت عجولانه و كم طاقتي را در افراد تداعي مي‌كند.
گذشته از این مساله  استفاده های ما از مواد غذایی هزینه هایی را برای ما و برای جامعه  تحمیل می کند که می تواند حتی تاثیر بسزایی در اقتصاد خرد و کلان در جامعه داشته باشد . در این باره حضرت امیر می فرماید : کسی که خوراکش زیاد باشد تندرستی او اندک است و هزینه زندگی بر او سنگین خواهد بود .
انسانها زیاد مصرف می کنند و بدون تدبیر به همین ترتیب در هزینه ای روزمره زندگی خود دچار مشکل می شوند و برای رفع این مشکل مجبور هستند که راههای دیگری را برای امرار معاش پیدا کنند . به همین منوال که ادامه میابد  به اینجا می رسیم که افراد برای رفاه و خوب خوردن خود حاضر هستند دست به هرکاری بزنند .  

هدیه یک سفره متوازن، متعادل و متنوع، سلامت است
نقش زنان در تغذیه که نتیجه ایفای نقش زنان در خانواده است در چند دهه اخیر بسیار متاثر از جریان فمنیستی است که متاسفانه نه تنها در تغذیه بلکه در زمینه های متفاوتی در سبک زندگی تاثیر می گذارد – فرار زنان از مسئولیت خطیری که خداوند به او واگذار نموده  و  نپذیرفتن  پرورش نسلی که اگر محقق شود  یک تمدن اصلاح خواهد شد – اگر کار بیرون زنان را یکی از عوامل استفاده از  فست فود ها بدانیم  این نتیجه تغییر جایگاه زنان و مردان است .   
سبد غذایی یعنی انواع مواد غذایی که هر روز از بازار خریداری می‌کنیم تا با آن برای اعضای خانواده خود غذا تهیه کنیم.
و سفره یعنی آنچه هر روز به‌عنوان یک وعده غذایی می‌خوریم یا بهتر بگویم یعنی چگونگی ترکیب و تولید غذای مورد علاقه‌مان از سبد خریداری شده. ایده‌آل این است که انتخاب موادغذایی درون سبد و غذای آماده شده بر سر سفره بتواند سلول‌های ما را سیر کند تا سلول‌های متفاوت که هر کدام نقشی ویژه در ادامه حیات ما دارند، بتوانند با توانمندی و سرشاری وظیفه خود را انجام دهند. هدیه یک سبد و سفره متوازن، متعادل و متنوع، سلامت است.
دو واژه سبد و سفره همیشه ما را به یاد زن می‌ا‌ندازد؛ زنی به عنوان همسر یا مادر و یا مادربزرگ که نقش کلیدی در تغذیه افراد خانواده دارد. اگر چه اغلب مسوولیت سنگین مالی به عهده مرد خانواده است ولی در اغلب جوامع این زن است که با تولید و پخت غذا، انداختن سفره یا میزی با غذاهای لذیذ پیوند دارد.
انتخاب مواد غذایی که هر روز وارد این سبد می‌شود، به عواملی چون بودجه خانواده و سهمی‌از بودجه که برای خرید غذا اختصاص می‌یابد، از طرفی و از طرف دیگر به سلیقه و ذایقه فردی که از انواع مواد غذایی موجود در بازار انتخاب می‌کند، بستگی دارد. بنابراین دانش تغذیه‌ای این فرد که به‌طور معمول زن خانواده است، نقش مهمی‌ در سلامت افراد خانواده ومهم‌تر از آن،  چگونگی شکل‌گیری ذایقه افراد خانواده دارد نقشی که ما ممکن است از اهمیت آن غافل شویم.
آیا به‌این نکته فکر کرده‌اید که چرا بعضی از بیماری‌ها در بعضی از خانواده‌ها بیشتر است و یا زن و شوهر که قرابت فامیلی نیز ندارند، بیماری‌های مشابه می‌گیرند.
ممکن است فکر کنید تنها سابقه فامیلی و زمینه‌های ارثی است که احتمال ابتلای افراد یک خانواده را به یک نوع بیماری مانند افزایش فشار خون، چاقی یا بیماری قلبی افزایش می‌دهد بله،  زمینه‌های ارثی از اهمیت برخوردار است ولی گاهی نوع تغذیه می‌تواند به فردی که زمینه ارثی یک بیماری را دارد، کمک کند که مبتلا نشود و یا دیرتر به آن بیماری مبتلا شود و عکس آن، ممکن است کسی سابقه فامیلی و ارثی ابتلا به یک بیماری را نداشته باشد و در اسارت عادات و ذایقه تحمیلی خانواده کم‌کم شرایط ابتلا به آن بیماری برایش فراهم شود.
اگر به نقش زن به عنوان فردی کلیدی که سبد غذایی را انتخاب می‌کند تاکید می‌کنیم،  به‌این دلیل است که‌ این انتخاب می‌تواند ذایقه افراد خانواده و به‌خصوص کودکان خانواده را بسازد؛ ساختنی که به دانش و اعتقاد مادر بستگی دارد، ساختنی که می‌تواند به نفع سلامت کودکان که بزرگسالان فردا هستند، عمل کند و یا احتمال ابتلای آنها را به بیماری فراهم کند.
بد نیست بدانیم که تنها افزایش فشار خون در جهان موجب هفت میلیون مرگ سالانه است. فشار خون موجب بروز سکته‌های مغزی و معلولیت‌های پر هزینه و رنج‌آور است. در کشور ما براساس بررسی بار بیماری‌ها 222 هزار و 700 سال از دست رفته عمر به دلیل سکته‌های مغزی محاسبه شده است این در حال است که  بیش از ده هزار نفر سالیانه به دلیل افزایش فشار خون جان خود را از دست داده‌اند و این تنها مربوط به 23 استان کشور است که در سال 1382 به دست آمده است. بر اساس بررسی سلامت و بیماری، افزايش فشارخون به‌عنوان يك عامل خطر 5/11 درصد از جمعيت مارا مبتلا كرده است که در گروه سنی 40 تا 69 سال و بالای 70 سال به 15 و 33 درصد می‌رسد.  

تبليغات تلويزيوني عامل اصلی افزایش مصرف مواد غذايي فاقد ارزش
تغذیه نا مناسب یکی از مهمترین علل ایجاد نابهنجاری جسمی رفتاری در افراد می شوند و همه کارشناسان و مسئولان به دنبال مهره گم شده و علت اصلی این موضوع هستند اما با کمی دقت بخاطر می آوریم که یکی از مهمترین علل گرایش افراد به برخی از این شبه مواد غذایی ها چیست.
به زمان پخش برنامه کودک نزديک مي شويم براي لحظه اي آرم آگهي بازرگاني بر صفحه تلويزيون نمايان مي شود  پس از آن کودکي را مي بينيم که تميز و مرتب همراه با پدربزرگش مشغول خوردن پفک و تماشاي تلويزيون است نزديک زمان پخش سريالي است که اتفاقا مخاطب بسياري هم دارد. براي پخش سريال بايد هفت خان پخش تبليغات گوناگون را طي کنيم. اولين تبليغ مربوط به روغني است که پس از مصرف موادغذايي که با آن پخته شده، نه تنها کسي احساس خستگي و خواب آلودگي نمي کند بلکه همگي احساس شادي و نشاط مي کنند. فيلم پربيننده اي در حال پخش است زير صفحه نمايش علامت پخش آگهي و مدت زمان آن نقش مي بندد. تبليغ مربوط به چيپس است چيپسي که مصرف کنندگان آن از حالت بي حالي و بي حوصلگي درآمده، پرواز مي کنند.
برنامه راديويي دلخواهت در حال پخش است. برنامه در جاي حساس قطع مي شود و تبليغی در مورد نوشابه پخش می شود و... . نگاهي گذرا به تبليغات موادخوراکي در صدا و سيما نشان مي دهد که حجم زيادي را از اين تبليغات، تبليغ موادخوراکي فاقد ارزش غذايي که مصرف آن ها به سلامت افراد به ويژه کودکان و نوجوانان آسيب وارد مي کند تشکيل مي دهند اما آن چه در اين تبليغات مي بينيم با آن چه کارشناسان و متخصصان امر تغذيه مي گويند از زمين تا آسمان فاصله دارد.
بنا به گفته کارشناسان و متخصصان تغذيه، به دليل جذابيت، تنوع خوراکي هاي فاقد ارزش غذايي مثل پفک، چيپس و نوشابه و موادغذايي آماده اي همچون پيتزا و همبرگر افزايش يافته است که مصرف اين تنقلات و غذاها باعث سيري کاذب و کم اشتهايي و در نتيجه سوء تغذيه در ميان کودکان مي شود .
دکتر درستي، رئيس انستيتوي تحقيقات تغذيه، مصرف تنقلات فاقد ارزش غذايي مانند چيپس، پفک، غلات  حجيم شده، نوشابه هاي گازدار و انواع شکلات باعث کاهش اشتها و حذف وعده هاي اصلي غذا در کودکان و در نهايت کمبودهاي تغذيه اي و سوء تغذيه در کودکان می داند.
دکتر درستي، گفت: گاه مواد غذایی فاقد انرژی جانشين غذاي اصلي مي شوند که  اگر به ميزان زيادي مصرف شوند چون پرانرژي و چاق کننده اند، موجب افزايش وزن و اختلالات ناشي از آن مي شوند. علاوه بر اين که غالب اين مواد به علت نحوه آماده سازي، پخت و نگه داري داراي مشکلات بهداشتي اند و مصرف آن ها براي سلامت کودکان مضر است.
دکتر صفوي مشاور معاون وزير بهداشت افزود: مصرف بالاي پفک، چيپس، نوشابه هاي گازدار و سس هاي چرب از جمله دلايل شيوع سوء تغذيه در ميان کودکان در کشور ماست که تبليغات تلويزيوني عامل ۷۰ درصد مصرف موادغذايي فاقد ارزش بين کودکان در سنين مدرسه است.
به گفته اين متخصص تغذيه، بررسي ها نشان مي دهد مصرف پفک و چيپس علاوه بر اين که به دليل استفاده از رنگ و مواد افزودني و نحوه پخت براي سلامت مضر است، به دليل ايجاد سيري کاذب به ويژه اگر جايگزين وعده هاي اصلي غذايي شوند، به دليل تامين نشدن ريزمغذي هاي مورد نياز بدن منجر به سوءتغذيه در کودک مي شود.
صفوي با اشاره به این موضوع که نمک اين تنقلات، ذائقه کودک را به سمت غذاهاي شور عادت مي دهد و در دوران بزرگسالي منجر به فشار خون و بيماري هاي قلبي-عروقي مي شودافزود:۹۰ درصد کودکان زير ۳ سال و ۴۷ درصد کودکان زير ۵/۱ سال در مناطق روستايي و شهري پفک مي خورند در حالي که بنا به توصيه متخصصان کودک، خوردن پفک براي کودکان زير يک سال ممنوع است.
اما همان طور که دکتر صفوي گفت يکي از عواملي که باعث افزايش مصرف پفک و چيپس و نوشابه هاي گازدار در ميان کودکان شده، تبليغات تلويزيوني اين موادغذايي فاقدارزش اما جذاب براي کودکان است حال سوال اين است که با علم به اين که مصرف اين تنقلات براي سلامت کودکان مضر است، چرا وزارت بهداشت با اين تبليغات برخورد نمي کند.
آيا سياست هاي وزارت بهداشت در اين زمينه تغيير کرده چرا که برنامه وزارت بهداشت در سال هاي قبل محدوديت و حتي ممنوعيت تبليغ اين مواد خوراکي بوده است.
دکتر پريسا ترابي رئيس اداره بهبود تغذيه وزارت بهداشت نیز گفت:  بررسي ها نشان مي دهد که تبليغات موادغذايي فاقد ارزش به ويژه در زمان نزديک به زمان پخش برنامه کودک تاثير بسياري در افزايش آمار مصرف چيپس و پفک دارد و متاسفانه علاوه بر پخش اين تبليغات، و افزايش روزافزون اين آگهي ها در صدا و سيما با تبليغات واهي و نادرستي رو به رو هستيم که فقط دنبال جذب مشتري است.
ترابي گفت: به عنوان مثال در تبليغ يک روغن گفته مي شود که مصرف اين روغن باعث ايجاد نشاط و انرژي در فرد مي شود که در واقع اين نوع تبليغات خلاف واقع و ممنوع است  در حالي که در ساير کشورها تبليغات موادغذايي فاقد ارزش و موادغذايي شور و چرب ممنوع است و موادغذايي براي تبليغ بايد مجوز وزارت بهداشت آن کشور را داشته باشند اما متاسفانه در کشور ما تنها براي به دست آوردن سود بيشتر، هيچ گونه توجهي به اين مسئله نمي شود.
وي افزود: در جلساتي که بارها با شوراي سياست گذاري صدا و سيما داشته ايم از آن ها خواسته ايم که از تبليغ اين تنقلات که ضرر و خطر آن ها براي سلامت افراد به ويژه کودکان اثبات شده است، خودداري کنند يا حداقل تبليغ آن ها را محدود و به زمان هايي غيرزمان پخش برنامه کودک موکول کنند اما صدا و سيما متاسفانه تاکنون به اين دستورالعمل بي توجه بوده است.
رئيس اداره بهبود تغذيه وزارت بهداشت افزود:  حتي در سال هاي اخير شاهد تبليغات موادغذايي مضري مي باشيم که عامل سلامت، نشاط و انرژي معرفي مي شوند بارها در اين زمينه به صدا و سيما تذکر داده ايم اما صدا و سيما هيچ همکاري با وزارت بهداشت در اين زمينه نداشته است.
ترابي در پاسخ به اين که چرا همانند سال هاي گذشته وزارت بهداشت در اين زمينه وارد نمي شود گفت: در سال هاي گذشته کميته بررسي تبليغات موادغذايي در صدا و سيما در سازمان نظام پزشکي با حضور نمايندگاني از وزارت بهداشت، اداره تعزيرات و صدا و سيما تشکيل مي شد و دستورالعمل و آيين نامه هايي درباره تبليغات موادغذايي در صدا و سيما و ممنوعيت تبليغ موادغذايي فاقد ارزش تهيه مي کرد که صدا و سيما نيز ملزم به اجراي آن بود.
وي افزود:  اما حدود ۳ سال است که به دليل بي توجهي سازمان نظام پزشکي، اين کميته تشکيل نشده و صدا و سيما در سايه نبود دستورالعمل و نظارت، به تبليغات رنگارنگ موادغذايي بدون توجه به کيفيت و ارزش غذايي آن ها مشغول است.
بنا به گفته اين مسئول، صدا و سيما براساس مجوز توليد موادغذايي تبليغات آن ها را پخش مي کند در حالي که مجوز توليد، نمي تواند مجوزي براي تبليغ آن محصول و کالا باشد آن هم در وضعيتي که توليدکنندگان در تبليغات محصولات غذايي خود، آن ها را عامل سلامت، داراي کيفيت بالا از نظر غذايي و... معرفي مي کنند. چرا که به هر حال وزارت بهداشت ناچار است به محصولات مجوز توليد بدهد.
وي افزود:  تبليغات محصولات غذايي فاقد ارزش، آن قدر اغواکننده و جذب کننده است که بررسي ها حاکي از افزايش مصرف آن ها است اما در حال حاضر به دليل تشکيل نشدن کميته بررسي تبليغات موادغذايي از يک سو و بي توجهي صدا و سيما به تذکرات وزارت بهداشت با افزايش اين تبليغات مواجهيم.
ترابي افزود:  اخيرا شوراي سياست گذاري سلامت وزارت بهداشت کميته تبليغات موادغذايي را در وزارت بهداشت احيا کرده است و در حال حاضر به دنبال تدوين آيين نامه جامعي براي تبليغات تلويزيوني موادغذايي است که پس از تدوين و تصويب در هيئت دولت، صدا و سيما ملزم به رعايت و اجراي آن خواهد بود، ولي تا آن زمان چاره اي جز تحمل وضعيت موجود نداريم.
به امید روزی که بجای اختصاص بهترین باکس های آگهی و تبلیغات به مواد غذایی بی ارزش ؛ شاهد باکس های مناسب  برای خوراکی های ارزشمند قدیمی و مشخص کردن کارکرد های درست آنها برای مخاطبان عام باشیم.

مطالب مرتبط:

برنامه فست فود

حاشیه برنامه فست فود